کتاب کافه پاریس شامل هجده داستان کوتاه برگزیده از چهارده نویسندهی بزرگ جهان است. این داستانها در سبکهای ادبی گوناگون میباشد. نیکلای گوگول، امیل زولا، ادگار آلنپو، آلبر کامو، دوریس لسینگ، آلیس مونرو، آنتون چخوف، فئودور داستایوفسکی، لئون تولستوی، جومپا لاهیری و... نویسندگان کتاب را تشکیل میدهند.
در بخشی از کتاب کافه پاریس میخوانیم:
پدر در تمام مدت جنگ جهانی اول در ارتش خدمت میکرد؛ یعنی تا پنجسالگیام او را آنقدرها ندیده بودم که مایۀ نگرانیام بشود. بعضی وقتها شبها که از خواب بیدار میشدم جثۀ بزرگی را در لباس نظامی میدیدم که زیر نور شمع با دقت به من نگاه میکند. گاهی صبح زود صدای بسته شدن در ورودی و کشیده شدن چکمههای میخدارش را بر سنگفرش خیابان میشنیدم. اینها چیزهایی بود که از رفتوآمدهای پدر متوجه میشدم. پدر مثل بابانوئل به شکل سحرآمیزی میآمد و میرفت.
در حقیقت، با اینکه صبح زود در تختخواب بزرگ بین او و مادرم له می شدم، این سر زدنهایش را دوست داشتم. سیگار میکشید که رایحۀ خوشایندی به او میبخشید و صورتش را اصلاح میکرد که به نظرم دلیل جاذبۀ عجیبش همین بود.
بله





























































































واااااااااقعا ممنونیم از همه عوامل کتابراه.
بههههههترین هدیه رو هر روز بهمون میدین.
مخخخخخصوصا کتابهای متنی شما رو خیییییلی دوست دارم.
البته کتابهای صوتی هم طرفدارای خاص خودش رو داره.
با این حال کتابهای متنی حس کتاب خوندن رو میده.
کتابهای صوتی مثل اینه که رادیو گوش میکنیم.
ممممممنونم از همتون.
برا تخفیفا و کتابهای رایگان عیدی.