معرفی و دانلود کتاب صوتی تاراس بولبا
برای دانلود قانونی کتاب صوتی تاراس بولبا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی تاراس بولبا
کتاب صوتی تاراس بولبا اثر نویسندهی شهیر روسیه، نیکلای گوگول، حماسهای به رنگ خون و داستانی تاریخی از جنس عشق و جنون است. یک جنگجوی قزاق همراه دو پسر جوان خود راهی مرکز نظامی زاپاروژیه میشود تا به لشکر نبرد در برابر بیگانه بپیوندد؛ حال آن که دست تقدیر، سرنوشت متفاوتی برای پدر بیباک و دو فرزند نورستهی او نوشته است.
دربارهی کتاب صوتی تاراس بولبا
حماسهها همیشه هم روایت پهلوانیها و دلاوریها نیستند. جنگ معادل دیگری هم دارد: نیرنگ! این همان حقیقت تکاندهندهای است که نیکلای گوگول (Nikolai Gogol) داستاننویس نامآور ادبیات روسیه به هنرمندی تمام در رمان حماسی و عاشقانهی خود به نمایش درآورده است. در کتاب صوتی تاراس بولبا (Taras Bulba) شاهد یک مصاف سهمگین میان حقارت و کینه و نفرت با شجاعت و دلاوری و رشادت هستیم.
داستان تاراس بولبا، بقا در سایهی شمشیر
در زمانهای که شمشیر تنها تضمینگر زندگی انسان است، داشتنِ دو پسر رشید و تنومند موهبت بزرگی شمرده میشود. تاراس بولبا از این نظر خود را انسان خوشبختی میداند؛ البته این چیزی از سختگیریهای مرد میانسال به دو پسر جوانش یعنی «اوستاپ» و «آندره» کم نمیکند. از نظر او رنج و مرارت مدرسه برای ساختن یک مرد جسور و بیباک کافی نیست. بنابراین به محض پایان تحصیل دو پسر، تاراس بولبا، آنها را برای فراگرفتن درس زندگی آماده میکند و به این ترتیب آتش وقایع بعدی کتاب تاراس بولبا را شعلهور میسازد.
مقصد اصلی، اردوگاه «سچ» در زاپاروژیه است؛ جایی که دو قهرمان جوان کتاب تاراس بولبا نیکلای گوگول، به زودی در آن مشق جنگاوری را تمرین خواهند کرد. دوری از خانهی پدری و خداحافظی با چهرهی نمناک مادر، به معنی پایان دوران خوش کودکی برای اوستاپ و آندره است. آنها باید به همراه پدر خود و دیگر سواران قزاق از دشتهای بکر و بیانتها عبور کنند، خود را به رودخانههای خروشان برسانند و در نهایت به مدرسهی نظامی سچ پا بگذارند.

زاپاروژیه؛ دانشگاه دلاوری، یا قتلگاه آرزوها؟
نیکلای گوگول در کتاب تاراس بولبا، فضای خشن سربازخانههای سچ را پیش چشم مخاطب ترسیم خواهد کرد. در این نبردگاه خونین جایی برای ترس و فرار نیست. کسانی که اندک غفلتی در برابر آتش جنگ داشته باشند، سرنوشتی جز مرگ نخواهند داشت؛ عاقبت کسانی که به عهد و پیمان برادری قزاقها پشت کنند نیز بهتر از این نخواهد بود. تاراس بولبا و دو پسر جوان حالا به دانشگاه فنون جنگآوری رسیدهاند. اما آیا دو یار جوان مرد جنگی میتوانند پدر خود را در آزمون مردانگی سرفراز کنند؟
در آئین سربازان دلیر قزاق، جایگاهی بالاتر از سرزمین وجود ندارد؛ در چنین مسلکی خانه و کاشانه راه را بر سلحشوران نمیبندد و «عشق» و خانواده، ترس و بزدلی را توجیه نمیکند. تاراس بولبا، مرد دنیادیده و کینهجو، فکر و ذکری ندارد جز مبارزه با اقوام لهستان که به تازگی زندگی را بر مردمان مسیحی منطقه تنگ کردهاند؛ این درحالی است که دو پسر کمتجربهی داستان تاراس بولبا، روحیهی بیرحم پدر را چندان به ارث نبردهاند.
تاراس بولبا که بود؟ افسانهای آمیخته به واقعیت
کتاب تاراس بولبا آوانامه، از نظر پیوند عمیق با وقایع سالهای میانی قرن شانزدهم سرزمین اوکراین امروزی، در دستهی ادبیات تاریخی جای میگیرد و به جهت پیرنگ حماسی و پر حادثهی خود یک رمان جنگی شمرده میشود. اما آیا میتوان اثر بیمانند نیکلای گوگول را یک ماجرای واقعی دانست؟
بسیاری از پژوهشگران ادبی حوادث کتاب تاراس بولبا گوگول را به تاریخچهی خاندانی سرشناس میان اقوام قزاق زاپاروژیه نسبت میدهند. حدس این گروه آن است که نویسندهی اثر، این افسانهی تاریخی را در دوران مدرسه از زبان یکی از همکلاسیهای خود شنیده و بعدها آن را به مایهی اولیهی این روایت قهرمانانه تبدیل کرده است.
گروه دیگر نیز در پاسخ به سوال تاراس بولبا کیست، روایتهای شفاهی و اشعار و مرثیههای عامیانهی مشابهی میان اقوام آن سرزمین پیدا میکنند. اما آنچه که اغلب طرفداران نیکلای گوگول بر سر آن توافق دارند این است که تاراس بولبا، نه ماجرای یک شخص واقعی بلکه آمیزهای از اشخاص و رخدادهای گوناگون است که هر کدام بارِ روایت بخشی از سرگذشت آن سرزمین را به دوش میکشند.
با آغاز نبرد میان اهالی اردوگاه سچ و یاغیان، فصلهای بعدی شاهکار داستانی نیکلای واسیلیویچ گوگول، به بوی خون میآمیزد. رخدادهای غیرقابلپیشبینی یکی پس از دیگری از راه میرسند و همچون پتکی محکم، نظم و ترتیب حاکم را به هم میریزند. تاراس بولبا و دو فرزند جوانش نیز از عواقب این کوبش سهمگین در امان نیستند و با هر ضربه به سویی ناکجا پرتاب میشوند. در ادامهی این آشوب بیپایان، دوستیها و دشمنیها نیز به هم خواهند آمیخت.
برای داشتن یک تجربهی شیرین و متفاوت از ادبیات کلاسیک روسیه، خرید کتاب صوتی تاراس بولبا را به شما پیشنهاد میکنیم. این اثر با تلاش نشر صوتی آوانامه و همکاری انتشارات علمی و فرهنگی تهیه شده است و با ترجمهی قازار سیمونیان به دست مخاطبان میرسد. همچنین شما میتوانید با دانلود کتاب صوتی تاراس بولبا از صدا و روایت بینظیر مهدی صفری لذت ببرید.
اقتباس سینمایی از کتاب تاراس بولبا
- فیلم تاراس بولبا 1962 اثر جی. لی تامپسون، یکی از ماندگارترین اقتباسهای سینمایی از رمان نیکولای گوگول است. این فیلم کلاسیک با موسیقی متن ماندگار خود توانست در لیست نامزدهای جوایز اسکار جای بگیرد.
- فیلم تاراس بولبا 2009 به کارگردانی ولادیمیر بورتکو، یکی دیگر از اقتباسهای مطرح سینمایی کتاب تاراس بولبا از گوگل است. این فیلم حماسی با نقشآفرینی بوهدان استوپکا، آدا روگووتسوا و گروه دیگری از هنرپیشگان روسی، لهستانی و اوکراینی به پردهی نمایش درآمد.
کتاب تاراس بولبا برای شما مناسب است اگر
- به شنیدن داستانهای حماسی آمیخته به نبردهای خونین و رزمآوری علاقه دارید.
- از دنبالکنندگان داستانهای روسی بهویژه آثار ماندگار و نامآشنای آن هستید.
- مشتاق به شنیدن یکی از بهترین کتابهای نیکلای گوگول و آشنایی با قلم بینظیر این نویسنده هستید.
در بخشی از کتاب صوتی تاراس بولبا میشنویم
اسبها در برابر هشتی خانه ایستاده بودند، بولبا با یک خیز خود را روی گردهی اسبش که شیطان نام داشت افکند و اسب چون سنگینی زیاد سوار را بر پشتش احساس کرد، رم کرد و به سوی عقب تکانی خورد زیرا بولبا بسیار فربه و درشتاندام و سنگین بود. چون مادر مشاهده کرد که پسرانش نیز سوار اسب شدند، خود را به سوی فرزند کوچکتر که در سیمایش نشانهی بیشتری از احساس و محبت منعکس بود افکند. دهنهی اسب را محکم گرفت، خود را به زین اسب چسباند و در حالیکه احساس یأس همهی رخسارش را فراگرفته بود، همچنان دهنه را در دست داشت و آن را رها نمیکرد. دو قزاق نیرومند با احتیاط بسیار وی را گرفتند و به خانه بردند. اما همینکه سواران به حرکت درآمدند، پیرزن با چالاکی یک بز کوهی چنان که به هیچ وجه ممکن نبود کسی از وی انتظار آن را داشته باشد، پشت سر آنها دوید و با نیرویی غیرقابل تصور یکی از اسبها را از حرکت بازداشت و یکی از پسران را با حرارتی جنونآمیز و بیاختیار در بغل گرفت، اما او را دوباره به درون خانه بردند.
قزاقهای جوان با قیافههای گرفته، در حالیکه به زحمت از اشک ریختن خودداری میکردند، به راه خود ادامه دادند. آنها ابراز احساسات نمیکردند زیرا از پدرشان میترسیدند. خود تاراس بولبا نیز تا اندازهای گرفته به نظر میآمد ولی تلاش میکرد احساسات درونیاش را آشکار نکند.
آفتاب انگار غبارآلود بود، سبزیها با برق زنندهای میدرخشیدند و پرندگان با صداهای گوناگون خود جنجالی برپا کرده بودند، گویی در میانشان اختلاف یا نفاقی بروز کرده بود. جوانان در حالیکه اسبها را به سوی جلو میراندند، نظری به پشت سر افکندند. خانه دیده نمیشد، تنها دو دودکش پشت بام و سردرختهایی که در ایام کودکی از شاخههای آن مانند سنجاب بالا میرفتند، از پس انحنای زمین نمایان بود. چمنزار وسیع خودشان هنوز در برابر دیدگان آنها گسترده بود؛ همان چمنزاری که روی آن جوانان میتوانستند تاریخ زندگی گذشتهی خود را به خاطر آورند و از دورانی یاد کنند که در میان علفهای شبنمدار چمن غلت میخوردند، یا روزگار بعدی را به یاد آورند که در همان چمنزار انتظار دختر قزاق سیه ابرویی را میکشیدند که از میان سبزیها امیدوار و هراسیده با گام چابک خود به سوی آنها میشتافت... اکنون دیگر فقط سر تیر مرتفع چاه آب که چرخ ارابهای به آن وصل بود، در میان آسمان و زمین معلق به نظر میرسید.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی تاراس بولبا |
| نویسنده | نیکلای گوگول |
| مترجم | قازار سیمونیان |
| راوی | مهدی صفری |
| ناشر چاپی | انتشارات علمی و فرهنگی |
| ناشر صوتی | آوانامه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۶ ساعت و ۵۸ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان حماسی خارجی، کتابهای صوتی داستان و رمان تاریخی خارجی، کتابهای صوتی ادبیات کلاسیک |





























