کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری اثر پل گیلبرت و رابرت لیهی به مهمترین جنبههای روان درمانی میپردازد: رابطهای که میان درمانگر و مراجع شکل میگیرد. این کتاب نشان میدهد که در درمانهای شناختی رفتاری، رابطهی درمانی در کنار تکنیکها و مداخلات ساختاریافته، میتواند در ایجاد تغییر موثر باشد. نویسندگان با بررسی موضوعاتی مانند اتحاد درمانی، همدلی، شفقت، ترمیم رابطه درمانی و خودبازنگری درمانگر دیدگاهی جامع برای درک و بهبود رابطهی میان درمانگر و مراجع ارائه میکنند.
دربارهی کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری
نقطهی شروع این کتاب از یک مسئلهی مهم شروع میکند که رابطهی درمانی تاثیر قابل توجهی بر فرایند و نتایج روان درمانی دارد اما در درمان شناختی رفتاری نسبت به سایر رویکردها به این رابطه کمتر توجه شده است. کتاب تلاش میکند این مسئله را حل کند و نشان دهد که رابطهی بین درمانگر و مراجع چیزی جدا از تکنیکهای درمان شناختی رفتاری نیست.
پل گیلبرت و رابرت لیهی در کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری نشان میدهند که در رویکرد شناختی رفتاری درمان فقط مجموعهای از تکنیکها نیست، رابطهای که این تکنیکها درون آن به کار گرفته میشوند نیز اهمیت دارند. در واقع شیوهی برقراری ارتباط، ایجاد اعتماد، اعتبار بخشیدن به تجربهی مراجع و حتی نحوهی برخورد درمانگر با اختلاف و تنش میان خود و مراجع میتواند بخشی از فرایند درمان باشد.

چگونه یک رابطهی درمانی مؤثر شکل میگیرد؟
کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری در بخش اول رابطهی درمانگر و مراجع را به عنوان یکی از اجزای اساسی فرایند روان درمانی بررسی میکند و تلاش میکند مشخص کند که این رابطه چگونه شکل میگیرد، چه عواملی آن را تحت تاثیر قرار میدهد و چگونه در طول درمان تغییر میکند. یکی از محورهای مهم این بخش مفهوم اتحاد درمانی و گسستهای ایجاد شده در آن است. در کتاب این گسست مورد بررسی قرار میگیرد و توضیح میدهد شناخت و حل چنین گسستهایی بخشی از کار حرفهای درمانگر است، نه مسئلهای حاشیهای.
بخش دوم اما از بحث نظری فاصله میگیرد و نشان میدهد که رابطهی درمانی در درمانهای شناختی رفتاری مختلف چگونه به کار گرفته میشوند. نویسندگان در این بخش نحوهی شکلگیری و مدیریت رابطه با مراجعانی که مشارکت با آنها دشوار است و همچنین جایگاه رابطهی درمانی در رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رویکرد شناختی بررسی میشود. در ادامه، موضوعاتی مانند ناهمخوانی طرحوارهای در رابطهی درمانی و اهمیت خودبازنگری و خودنظارتی درمانگر مورد توجه قرار میگیرد.
نگاهی چندجانبه به رابطه درمانی
کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری اثری گروهی است که با مشارکت جمعی از متخصصان و پژوهشگران حوزه روان درمانی و درمانهای شناختی رفتاری شکل گرفته است. هر فصل کتاب از زاویهای متفاوت به رابطهی درمانی میپردازد و مجموعهای از دیدگاههای نظری و کاربردی را در کنار یکدیگر قرار میدهد. به همین دلیل کتاب به یک رویکرد واحد محدود نمیشود و تصویری گسترده از نقش رابطهی درمانگر و مراجع در فرایند روان درمانی ارائه میکند.
متخصصان و روانشناسانی که میخواهند درک دقیقتری از رابطهی درمانی و عوامل موثر بر تعامل میان درمانگر و مراجع داشته باشند، با خرید کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری از پل گیلبرت و رابرت لیهی میتوانند منبعی تخصصی برای پیوند دادن اصول درمان شناختی رفتاری با جنبههای بین فردی درمان باشد. این کتاب توسط مرتضی فیاضی و اکبر رستمی ترجمه شده و انتشارات کتاب ارجمند آن را منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری
- این کتاب به درمانگران شناختی رفتاری کمک میکند تا رابطهی درمانی را در چارچوب پردازش اطلاعات بازتعریف کنند. همچنین به آنها امکان میدهد فرایند درمان را با نگاهی جامعتر بررسی کنند و زمینههای تاریخی و فرهنگی را در درک نقش رابطهی درمانی در بهبود و ایجاد تغییرات رفتاری در نظر بگیرند. همانطور که نویسندگان در پایان کتاب تاکید میکنند «زمان آن رسیده است که درمانگران شناختی به خودبازنگری بپردازند» تا تفاوتهای اساسی را شناسایی کنند و رویکردی یکپارچهتر به روان درمانی در پیش بگیرند. (ژان لاو چین، رئیس دانشکده روانشناسی حرفهای کالیفرنیا)
- پل گیلبرت و رابرت لیهی با رویکردی ارزشمند، توجه ما را بار دیگر به حوزهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، یعنی رابطهی درمانی، معطوف میکنند و نشان میدهند که تحلیل عمیقتر مسائل مرتبط با آن چگونه میتواند به غنیتر شدن درک ما از این حوزه کمک کند. (The Journal of Behavioural and Cognitive Psychotherapy)
کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری برای شما مناسب است اگر
- در حوزهی روان درمانی شناختی رفتاری یا روانشناسی بالینی فعالیت میکنید.
- میخواهید دربارهی رابطهی درمانگر و مراجع و نقش آن در فرایند درمان بیشتر بدانید.
- به دنبال منبعی تخصصی دربارهی رابطهی درمانی و روان درمانی از منظر رویکردهای شناختی رفتاری هستید.
- میخواهید به عنوان یک درمانگر مهارتهای بین فردی، خودبازنگری و ارتباط درمانی خود را در فرایند روان درمانی عمیقتر بررسی کنید.
در بخشی از کتاب رابطه درمانی در درمانهای شناختی رفتاری میخوانیم
اگرچه شفقت به التیام رنجها معطوف است، این بدان معنا نیست که در لحظات زجرآور درمان سعی در تسکین این دردها داشته باشیم و عجولانه در پی ایفای نقش منجی برویم. این امر میتواند به دیگر کارکرد اساسی شفقت، که «پیشبرد تغییر تکوینی بیمار در جهت بهزیستی وی» است لطمه وارد کند. مواجهه با هیجانات یا خاطرات دردناک، کار بر روی آنها و یادگیری پذیرش و تحمل آنها، در کنار ارزیابیهای جدید و معانی تازه، از ملزومات تغییر تکوینی است (گرینبرگ، فصل 3؛ پیرسون و هیز، فصل 10، اسولز و هیرد، فصل 9، همین کتاب). گاهی در مرحله مواجهه، بیمار برای مدتی احساس خواهد کرد که حالش بدتر شده است. چنین مواردی میتواند به عنوان قابلیت تحمل ناراحتی در جریان رشد و تحول آشکارا مورد بحث قرار گیرد (لیهی، 2001، 2005).
درمانگران باید در مواقعی که سکوت حکمفرما میشود از «اظهار نظر» خودداری کنند، چرا که ممکن است مداخلهگرانه و سلطهگرانه تلقی شود و در امر یادگیری نحوه تحمل هیجانات و خاطرات خاص اخلال ایجاد کند. به عبارتی، درمان گاهی مستلزم سکوت و فرجههایی برای تأمل است. با این حال، در مورد افراد مستعد شرم، که به راحتی پا پس میکشند، عدم اظهار نظر نیز میتواند مخرب باشد. علت این امر آن است که بیمار در حالتی از شرم و انجماد غرق شده، احساس میکند که زیر ذرهبین درمانگر قرار گرفته و در مورد این حالت خود و انتظاری که درمانگر از او دارد نگران است. توجه وی از کار روی هیجان یا خاطرهای خاص به دلمشغولی نسبت به طرز فکر درمانگر و وجهه اجتماعی خودش معطوف میشود. یکی از مصادیق همکاری در درمان گفتگو کردن در مورد سکوتها است: اینکه چه معنایی میتواند داشته باشد، در این مواقع در ذهن بیمار چه میگذرد، چه زمانی میتواند، با ایجاد فرصت «پذیرش» و کاوش احساسات فرد، مفید واقع شود و چه زمانی، به علت روی آوردن بیمار به نشخوار فکری در مورد طرز فکر درمانگر نسبت به او و انتظاراتی که از وی دارد و احساس شرم ناشی از زیر ذرهبین بودن، سودمند نیست.
بله
























