کتاب اثر گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش فشار خون، نوشتهی صفورا آصف مهر، به شما از اهمیت سلامت روان و اقدام برای رفع اختلالات اضطراب و افسردگی در جهت کسب سلامت جسمانی کامل و تاثیرات ویژهی روش گروه درمانی میگوید.
دربارهی کتاب اثر گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش فشار خون
فشار خونِ بالا خطرناک و نیازمند مراقبت و رعایت دائمی نکاتی است که وضعیت بدن را در حالت مطمئن نگه دارد. بسیاری از افراد نیز دچار پرفشاری شریانی یا همان فشار خون بالا نیستند؛ اما اضطرابهای مزمن یا حتی منقطعِ متعددی را تجربه میکنند که سبب وارد آمدن فشار ناگهانی بر شریانهای بدن است.
برای تسریع روند درمان و بهبودی بیشتر، همچنین برای جلوگیری از خطرات اتفاقاتی که فشار خون بالا مسبب آن است، نیاز است تا با شیوههای درمانی غیردارویی نیز آشنا شوید و آنها را بهکار گیرید.
دکتر صفورا آصف مهر در کتاب اثر گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش فشار خون، از اهمیت و شیوهی رفتاردرمانی دیالکتیکی که نوعی از رواندرمانی مبنیبر شواهد است، سخن میگوید. او در این کتاب، از فشار خون، علائم آن، عواملی که آن را تشدید میکنند و خطر محسوب میشوند و هر نوع اطلاعات دیگری برای افزایش آگاهی نسبت به این بیماری و سپس ارتباط اختلالات و حالات روحی، همچون اضطراب، استرس و افسردگی با فشار خون، صحبت میکند.
با اطلاعات جامع و آموزههای کاربردی که در این کتاب نوشته شده است علاوهبر آشنایی با هر آنچه که اضطراب و فشار خون را بههم پیوند میدهد و روش درمانی موثر آنها، نظریههای علمی مرتبط و مراحل درمان شناختی رفتاری را شناخته و با بهکارگیری و تمرین آنها در زندگی روزمره، از فشار خون و عوامل درونی و ذهنی مسبب آن، رها شده و سلامتی جسمانی و ذهنی خود را بازمییابید.
کتاب اثر گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش فشار خون برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمامی دانشجویان، فعالان و متخصصان حوزهی سلامت روان و افرادی که با بیماری فشار خون و اختلالات مربوط با اضطراب، استرس و افسردگی دستوپنجه نرم میکنند، مناسب است.
در بخشی از کتاب اثر گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش فشار خون میخوانیم
مناسب بودن رفتار هدف یا بهوسیلهی نزدیکترین رفتار روزمره مراجع (از جلسهی گذشته تابهحال) تعیین میشود یا بهوسیلهی رفتار فعلی مراجع در خلال جلسهی درمان، مشکلاتی که فعلاً نمود ندارند مناسب درمان نمیباشند. اگر پیشرفت رضایتبخشی در یکی از اهداف موردنظر بهدست آید، بهگونهای که در این زمینه یا اصلاً مشکلی وجود نداشته باشد یا درحالحاضر این مشکل نمود زیادی نداشته باشد، در اینصورت توجه درمانگر به اهداف فوری درمان معطوف میشود. نتیجهی این انعطافپذیری در اولویتبندیها این است که زمانی که رفتارهای پرخطر خودکشی یا فراخودکشی، رفتارهای مداخلهگر در درمان، یا رفتارهای جدی و مخاطرهآمیز مخل کیفیت زندگی رخ میدهند، حداقل بخشی از برنامهی جلسه به این موضوعات اختصاص داده میشود؛ ولی اگر این رفتارها در درمان اتفاق نیفتد، عناوینی که در مرحلهی اول و سوم درمان در مورد آنها بحث میشود، توسط مراجع تعیین خواهد شد. تمرکز درمانی (موضوعات مورد بحث) بستگی به مرحلهی درمان مهارتهایی که باید بهبود یابند و اهداف ثانویه درمان دارد. مثلاً در مرحلهی اول درمان هر مشکل یا هر موضوعی که عنوان میشود برحسب مشکلات میانفردی، مهارتهای موردنیاز، فرصت برای تنظیم هیجانی و یا ضرورت تحمل آشفتگی و درماندگی مفهومسازی خواهد شد. در خلال مرحلهی سوم، درمانگر علیرغم هر موضوعی که مطرح میشود، بر کمک به مراجع جهت رسیدن به احترام خود مستقلانه اعتباربخشی به خود و پذیرش خود هم در جلسهی درمان و هم در زندگی روزمرهاش تاکید میکند. در طول مرحلهی دوم، تمرکز اصلی بر مواجهه با ساختار با نشانههای آسیبزا میباشد. در مورد مراجعاتی که عملکرد آنها شدیداً بهم خورده، احتمال دارد که در مراحل اولیهی درمان ضرورتاً بر سطوح بالاتر سلسلهمراتب تاکید شود.
بله
















