کتاب مقصر تو نیستی به قلم بیهان بوداک به آسیبشناسی گذشته میپردازد و علل و ریشههای مشکلات روحی مختلفی را که انسانها با آن دستوپنجه نرم میکنند، مورد کاوش قرار میدهد. تجربیات کودکی، شرایط خانوادگی، آسیبهای روحی ناشی از رفتارهای اطرافیان و تمام تروماهایی که مشکلات ماندگاری در شما ایجاد میکنند، مسائلی هستند که روشن شدنشان به آرامش روحی میانجامد.
دربارهی کتاب مقصر تو نیستی
زندگی یک سفر است. جادهای که در آن پیش میروید، گاهی خستهکننده است، گاهی مناظر دلپذیر و چشمنواز دارد و گاهی هم موانع و دستاندازهای ناخوشایندی را نصیبتان میکند. چیزی که امروز هستید، از مجموع سالهای گذشته شکل گرفته است. گاهی فراموش میکنید که چه چیزهایی را از سر گذراندهاید، اما احساسات ناخوشایند و غیرقابلکنترلی از قبیل خشم درونی، حسادت و کمالگرایی نشان میدهند، اگرچه در ظاهر گذشته را فراموش کردهاید، ولی در واقع گذشته در دهلیزهای تاریک درونتان گم شده و تأثیرات خودش را بر جای گذاشته است. بنابراین برای درست طی کردن جادهی زندگی، باید کل مسیر، به ویژه، ابتدای راه را به خاطر بیاورید.

کتاب مقصر تو نیستی (Senin Suçun Değil) توسط بیهان بوداک (Beyhan Budak) به رشتهی تحریر درآمده و به شما کمک میکند سفر زندگیتان را مورد بازبینی قرار دهید. او نقاط پررنگ و تأثیرگذار در زندگی اشخاص مختلف را برجسته میکند، از علل احتمالی مشکلات میگوید و به این واسطه دستورالعملی برای واکاوی احساسات و آسیبهای بهجامانده از گذشته ارائه میدهد. در نتیجهی این کاوش درونی، متوجه خواهید شد چطور تروماهایی که حتی فکرش را هم نمیکردید، در زندگیتان تأثیرات بزرگی گذاشتهاند. با پیدا کردن علل و ریشههای ضعفها و نواقصتان، میفهمید که تقصیری ندارید و بهتر است دست از سرزنش خود بردارید و در عوض به دنبال ترمیم آسیبهای ناشی از گذشته بروید.
کتاب مقصر تو نیستی بر زخمهایتان انگشت میگذارد، اما شما را در همین نقطه رها نمیکند. این کتاب تکنیکهایی را در اختیارتان قرار خواهد داد که راه حل مداوای این زخمها را به شما نشان میدهند. از نظر بیهان بوداک ایجاد تغییرات بنیادین در شخصیت، کاری غیرممکن بهنظر میرسد. انسان کلیتی از هزاران تکهی به هم پیوسته است. نمیتوانید تمام این تکهها را دور بیندازید و چیزهایی نو جایگزینش کنید؛ اما میتوانید با شناخت تکهها و استفاده از آنها مسائل زندگیتان را حل کنید یا دستکم چند تکه را جدا کرده و دور بیندازید!
فراموش نکنید تجربیاتی که از گذشته دارید، تا ابد تجربهی شما باقی میمانند و نمیتوان این حقیقت را تغییر داد، اما میتوان کاری کرد که این تجربیات در زندگی فعلیتان کمترین تأثیر ممکن را داشته باشند. اتفاقات بدی که برایتان رخ داده، رفتارهایی که خانواده با شما داشتند، عشقی که از شما دریغ شده است و احساس طردشدگی و بیاعتمادی را نمیتوان تلافی کرد یا از بین برد، اما با تمرین و به مرور میتوانید تغییراتی را ایجاد کنید که این عواطف را تحت کنترل خودتان بگیرید و حس بهترین نسبت به خود داشته باشید. برای تغییر باید فاکتورهای زیادی را در نظر بگیرید. بیهان بوداک در این کتاب قصد دارد شما را با این فاکتورها آشنا کند و شرایطی را ترتیب دهد که آمادگی لازم را برای تغییر به دست بیاورید.

کتاب مقصر تو نیستی از پنج بخش تشکیل شده است. بخش اول به اثرات عمیقی که رفتار خانواده بر روان شما میگذارد، میپردازد. کمالگرایی، انتقادگری دائمی از خود و کنترلگری از جمله مسائلی است که آسیبهای ناشی از خانواده در ما ایجاد میکند. بخش دوم عوامل خارج از خانواده را مورد بررسی قرار میدهد. احساس طردشدگی، دلبستگی ناایمن و دلبستگی آشفته نیز از مشکلاتی هستند که در برخورد با فضای بیرون از خانه دچارشان میشویم. نویسنده در بخش سوم روابط مشکلدار و انواع تکنیکهای آسیبزایی را که در این روابط به کار میرود، توضیح میدهد. این تکنیکها عبارتند از تکنیک چراغ گاز، مانیپلاسیون، بنچینگ، بارش عشق و ... . بخش چهارم کتاب مقصر تو نیستی به شرح ویروسهایی اختصاص یافته که ذهنتان را از تصورات و احساسات مخربی مانند احساس بیارزشی، نشخوار فکری، افسوس و بیحسی عاطفی پر میکنند. در نهایت، بخش پنجم تکنیکهای ترمیم آسیبهای گذشته را در اختیار شما میگذارد و کمک میکند گامهایی هر چند کوچک برای تغییر زندگیتان بردارید.
کتاب مقصر تو نیستی ترجمهی مشترک فائزه پورعلی و کیارش ملکی قرابقلو است و به همت انتشارات نسل نواندیش، ذیل مجموعه کتابهای روانشناسی، به انتشار رسیده است.
کتاب مقصر تو نیستی برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که به مطالعهی کتابهای روانشناسی علاقه دارند، این کتاب را از دست ندهند.
در بخشی از کتاب مقصر تو نیستی: راهنمای رهایی از بار گذشته میخوانیم
انسانهایی که بنچینگ میکنند، برای اینکه انتخاب اشتباهی نکنند یا به این امید که فرد بهتری پیدا خواهند کرد، همیشه روابط گشودهای دارند. افراد بنچینگ نمیتوانند رابطهای را تا جایی جلو ببرنند که مرتباً با او دیدار کنند یا وابستگی بین خود و طرف مقابل ایجاد کنند؛ برای همین ممکن است ارتباط با آنها فقط در قالب پیامهای واتساپ، اینستاگرام، فیسبوک، برچسبهای بسیار، متنهای کوتاه خندهدار باشد. به نظرت میرسد که انسانی که در طرف مقابل تو قرار دارد، فرد خوبی است و دارای پتانسیل مهرورزی است، اما در رابطه با تو احساسات زیادی به خرج نمیدهد یا با تو شفاف نیست. ممکن است یک رابطه را با دیدار طول بدهد و بدینصورت رابطهاش را ادامه بدهد یا به یکباره جدا بشود. در این نقطه، بنچینگ وارد میدان میشود. شاید هم بهجای همهی مواردی که در بالا گفته شد، تو را بهصورت ذهنی در پوشهی «شاید» قرار بدهد و منتظرت بگذارد تا بتواند به گزینههای دیگر رسیدگی کند.
اگر این رفتار به مرور زمان به شکل طبیعی هم دربیاید، باز هم کسی را که در معرض بنچینگ است، بهصورت منفی تحت تأثیر قرار میدهد. افراد بنچینگ برای اینکه احساس تنهایی نکنند، اشخاصی را که با آنها در ارتباط بودهاند، مدام حفظ میکنند، اما با کسانی که ارتباط نزدیکی دارند، از جدی شدن ارتباطشان فرار کرده و از صمیمیت با او طفره میروند. وقتی بازی با احساسات قربانی، او را به این فکر میاندازد که «یا کاری میکنم یا ارتباطم را با او قطع میکنم»، در آن لحظه فرد بنچینگ دوباره در میدان حاضر میشود تا او را متقاعد به ادامهی این آشنایی کند. این کار او برای قربانیای که در پی داشتن ارتباطی طولانی و جدی است، تبدیل به امید بیهودهای میشود. بهترین کاری که میشود در این وضعیت انجام داد، این است که دربارهی انتظارات و شرایط ارتباط بهصورت صادقانه صحبت کنید. یک تصمیم گرفته و طرفین متعهد به اجرای قول و قراری بشوند که باهم گذاشتند. در چنین شرایطی توجه روی عمل است، نه حرف.
بله



























