بمیرید، پیش از آنکه بمیرید! جان فردریکسون با کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم به ما کمک میکند اجازه دهیم خود سابقمان بمیرد و فرد جدیدی متولد شود؛ کسی که از مواجه شدن با ناملایمات زندگی نمیترسد و با پذیرش واقعیتها، رنج خود را به تجربهای سازنده تبدیل میکند. او در این کتاب انواعی از سازوکارهای دفاعی را عمیقاً مورد بررسی قرار داده و نشان میدهد که پنهان شدن پشت نقابهای دفاعی چطور ما را به بنبست میرساند.
دربارهی کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم
تصور بسیاری از ما از آزادی، رسیدن به آرزوهای دور و درازیست که در دل داریم. این در حالیست که آزادی واقعی فقط در یک نقطه یافت میشود: پذیرش خود و دست کشیدن از انکار. رهایی از آنجا آغاز میشود که بپذیریم «آنچه هست» از «آنچه میتوانست باشد» ارزشمندتر است و باید آن را گرامی داشت. این همان چیزیست که جان فردریکسون در کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم قصد دارد آن را به ما آموزش دهد.
جان فردریکسون (Jon Frederickson)، روانشناس مشهور، در کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم: چگونه با حقیقت روبهرو شویم، خودمان را بپذیریم و زندگی بهتری بیافرینیم (The Lies We Tell Ourselves: How to Face the Truth, Accept Yourself, and Create a Better Life) توضیح میدهد که خودپذیری چیست و چرا ما با دروغ گفتن به خودمان فکر میکنیم در حال محافظت از قلبمان هستیم درحالیکه اتفاقاً آسیب بیشتری به آن میزنیم.

چرا به خودمان دروغ میگوییم؟
بسیاری از کتابهای روانشناسی بر پذیرش واقعیت و دوستی با خود واقعیمان تأکید دارند؛ اما کمتر کتابی همچون اثر پیش رو با کلامی چنین شیوا و روان، واقعیت پشت خودفریبی را توضیح میدهد. جان فردریکسون ما را با این حقیقت روبهرو میکند که چرا برای فرار از درد به خودمان دروغ میگوییم و طبق توضیحات او، در چنین شرایطی، رواندرمانی دیگر یک ترفند معمولی برای مواجهه با دغدغههای ذهنی نیست، بلکه راهی برای رهایی از رنجهای پنهان است.
جان فردریکسون در فصل اول کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم توضیح میدهد که به آزادی واقعی نمیرسیم مگر این که از انکار دست برداریم. او علائمی را شرح میدهد که حاصل نبرد دروغهای ذهنی ما با واقعیت هستند و به شکل اضطراب، افسردگی و... خود را نشان میدهند. در مرحلهی بعدی نیز به انواعی از مکانیسمهای فرار میپردازد و نشان میدهد که چطور با پناه بردن به دنیای فانتزیهای ذهنی خود، از مواجهه با زندگی و حتی سوگواری برای چیزهایی که از دست دادهایم، فرار میکنیم.
مقاومت و فرافکنی؛ موانع رسیدن به خود واقعی
در ادامهی کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم مفهوم مقاومت و فرافکنی مرکز توضیحات قرار میگیرد و به ویژگیهای ناخوشایندی اشاره میشود که ما به دیگران نسبت میدهیم صرفاً چون نمیخواهیم تعارضات درونی خود را حل کنیم. در عمیقترین فصل کتاب، جان فردریکسون تصویری از مرگ خود دروغینمان ارائه میکند و ما را تشویق میکند که به او اجازه دهیم از دست برود تا فرد جدیدی از دل واقعیتها متولد شود. در گام نهایی و در انتهای این مسیر نیز با خود واقعیمان مواجه شده و از هر زمانی رهاتر خواهیم بود.
اگر قصد دارید با کمک کتابهای توسعه فردی در مسیر پذیرش واقعیتها و رسیدن به خود واقعیتان قدم بردارید، خرید کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم را به شما پیشنهاد میکنیم. این اثر را انتشارات کتاب ارجمند با ترجمهی دکتر حمید شمسیپور منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم
- کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم توهمات ما را درهم میشکند تا بتوانیم با خود واقعیمان و دیگران رابطهای صادقانه برقرار کنیم. جهان از خودفریبی و انکار سرشار است؛ اما جان فردریکسون در این اثر فضایی کمنظیر را میآفریند که در آن میتوان حقیقتهای عاطفی را بیترس و هراس بر زبان آورد. نوشتههای او از بینشی معنوی و تسلطی عمیق بر روانشناسی حکایت دارند. او دانش درخشان و ژرف خود را که حاصل سالها تلاش و مبارزه است، همچون هدیهای ارزشمند در اختیار ما قرار میدهد. (توماس ام. براد، استاد دانشگاه و روانپزشک)
کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با واقعیتهای دردناک زندگی مواجه شده و از دروغ گفتن به خود دست بکشید تا بالاخره به آزادی حقیقی برسید.
- در رابطهی عاطفیتان به بنبست رسیدهاید و به یک راهنما نیاز دارید که به شما کمک کند با دیدن واقعیت فرد مقابل، رابطهی خود را بازبینی کنید.
- پس از فقدان یکی از عزیزانتان، در مسیر سوگواری گرفتار شدهاید و پذیرش نبود او برایتان دشوار است.
در بخشی از کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم: چگونه با حقیقت روبهرو شویم، خودمان را بپذیریم و زندگی بهتری بیافرینیم میخوانیم
در رواندرمانی به چه چیزی پی میبریم؟ حقیقت. چگونه پی میبریم؟ با پذیرفتن آن. آموزگار ما کیست؟ این لحظه. زندگی برای آن که مطمئن شود متوجه حقیقت شدهایم، پیامهایی برای ما میفرستد: اضطراب، خشم، غمگینی، افسردگی، روابط خوب و بد: هر آنچه در حال روی دادن است. هنگامی که در پذیرش آنچه زندگی با خود میآورد مشکل داریم، درخواست کمک میکنیم. یا اینکه پشت گوش میاندازیم.
زنی جوان منتظر بود تا زندگیای که داشت، به زندگیای که میخواست، تبدیل شود. در حالی که به دلیل خودداری رئیسش از دادن ارتقای مقام به او خشمگین بود، پرسید، «آیا باید اینو بپذیرم؟»
«نه. زندگی تا زمانی که تو آماده بشی، منتظر خواهد ماند.»
«هنوز احساس نمیکنم آمادهام.»
«میخوای چقدر منتظر بمونی؟»
منتظر ماندن چوب جادوگری است که ما امیدواریم زندگی را با خیال ما جفتوجور سازد، و این در حالی است که خیال ما باید تغییر کند تا با آنچه اینجا وجود دارد جفتوجور شود.
بله

















