کتاب انعطاف پذیری احساسات، نوشتهی امیلی آنهالت، مانند راهنمایی کاربردی، به شما کمک میکند 7 ویژگی جهت افزایش قدرت عاطفی را در خود تقویت کنید و با انعطافپذیری بالا در لحظات شاد و غمگین زندگی، بهترین نسخهی خود را به نمایش بگذارید. این کتاب تحسینشده کاملا علمی، پژوهشمحور و عملگراست و به برترین مدیران و کارکنان درهی سیلیکون کمک کرده است به سلامت روان و قدرت عاطفی برتر دست یابند.
دربارهی کتاب انعطاف پذیری احساسات
همهی ما میدانیم که سلامت روان، یکی از اساسیترین نیازهای هر فردی است. با این حال کمتر کسی انعطافپذیری احساسی و قدرت عاطفی را یکی از نیازهای ضروری موفقیتهای بزرگ شخصی و حرفهای میداند. با اینکه به نظر درست نمیآید، اما تحقیقات نشان داده است که قدرت عاطفی، همان حلقهی مفقودی است که بسیاری از افراد باهوش، بااستعداد و باپشتکار را از موفقیتهای کلان دور نگه میدارد. کتاب انعطاف پذیری احساسات (Flex Your Feelings: Train Your Brain to Develop the 7 Traits of Emotional Fitness) نوشتهی یکی از برترین مربیان این حوزه، امیلی آنهالت (Dr. Emily Anhalt) است که بهصورت اختصاصی در زمینهی قدرت عاطفی و سلامت روان، به مدیران و کارکنان ارشد شرکتهای قدرتمند درهی سیلیکون آموزش میدهد.
کتاب انعطاف پذیری احساسات، ابتدا توضیح میدهد که چرا قدرت عاطفی مهم است و اثبات میکند که هر کسی، میتواند قدرت عاطفی خود را تمرین دهد. آنهالت میگوید مثل بدن که با تمرین و تلاش به تناسب اندام میرسد، قدرت عاطفی نیز با برنامهای هدفمند میتواند ارتقا یابد، پیشرفت کند و مستقیما بر پیشرفت ما اثر بگذارد. در کتاب انعطاف پذیری احساسات، بر اساس پژوهشها و دادههای علمی، ویژگیهای اساسی قدرت عاطفی نظیر ذهنآگاهی، کنجکاوی، ارتباط، بازیگوشی، تابآوری و... معرفی میشوند و سپس با تکنیکها و تمرینهای مؤثری به شما کمک میشود که این ویژگیها را در خود گسترش دهید.
کتاب انعطاف پذیری احساسات را ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی ترجمه کردهاند و انتشارات زمان تغییر آن را به چاپ رسانده است.
نکوداشتهای کتاب انعطاف پذیری احساسات
- دکتر امیلی آنهالت، چالشهای عاطفی که همهی ما با آن روبهرو هستیم را در چارچوبی ساده، جذاب و بسیار کاربردی خلاصه میکند که میتواند برای خودشناسی بسیار مفید و قدرتمند باشد.... (لورن مارتین، نویسنده)
- برای پیشرفت در حرفه و زندگی خود، باید مهارتهای نرمی مانند همدلی، کنجکاوی و تابآوری را در خود پرورش دهید... کتاب انعطافپذیری احساسات به شما نشان میدهد که چگونه هوش هیجانی را مانند تقویت عضلهای، از طریق تمرین، مداومت و اراده ارتقا دهید. (اریکا کسوین، نویسنده)
- دکتر امیلی آنهالت، یک متخصص در سطح جهانی است که به تناسب عاطفی میپردازد... اکنون تمرینات عاطفی دکتر امیلی را به طور منظم برای بهبود رفاه خودم انجام میدهم. (کوین لاو، ستارهی انبیای)
کتاب انعطاف پذیری احساسات برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب انعطاف پذیری احساسات برای کسانی که میخواهند قدرت عاطفی و هوش هیجانی خود را ارتقا دهند، بسیار کاربردی است.
در بخشی از کتاب انعطاف پذیری احساسات: پرورش ذهن برای دستیابی به 7 ویژگی قدرت عاطفی میخوانیم
گاهی وقتها، تحمل یک حس ناخوشایند فقط به این بستگی دارد که چطور به آن نگاه میکنید. آیا میدانستید که بدن ما وقتی مضطربیم و وقتی هیجانزدهایم، واکنشهای خیلی مشابهی نشان میدهد؟ و جالب اینجاست که اگر در ذهنمان این دو حس را جابجا کنیم، دیدگاهمان خیلی عوض میشود: حتی اگر به جای اینکه بگوییم «من عصبیام» بگوییم «من هیجانزدهام»، میتواند چیزی را که بدنمان به عنوان خطر میبیند، به یک فرصت تبدیل کند. یکی از بهترین (و البته سختترین) کارهایی که در راه قویتر شدن از نظر احساسی میتوانید انجام دهید، این است که یاد بگیرید چطور چند حس مختلف را همزمان بپذیرید و با آنها زندگی کنید. پس این فرصت خوبی است که این کار را تمرین کنید. اگر علاوه بر اینکه خطر را میبینید، احتمال موفقیت را هم ببینید چه؟ اگر هم ترس و هم هیجان را با هم حس کنید؟ اگر هم شک داشته باشید و هم کنجکاو باشید؟
اگر بتوانید باور داشته باشید که به جایی که میخواهید میرسید، هر تصمیمی که بگیرید، شما را به همان سمت میبرد. در واقع، این همان چیزی است که به آن میگویند «جذب کردن» یا «تجلی». وقتی آگاهانه هدفهایتان را مشخص میکنید و به توانایی خودتان برای رسیدن به آنها مطمئن هستید، شانس اینکه به خواستههایتان برسید بیشتر میشود. اگر بدانید که میتوانید از پس کارهای سخت بربیایید، تمام انتخابهای کوچک و ناخودآگاه روزانهتان شما را به سمت چیزهایی که میخواهید به دست بیاورید هدایت میکنند، نه اینکه از حسهای ناخوشایندی که ممکن است در این راه تجربه کنید، فرار کنید.
رابین، مدیر یک شرکت خیلی معروف روابط عمومی در لسآنجلس، بیشتر از بیست و پنج سال تجربه داشت. او از راحتی کار در یک شرکت معتبر خوشش میآمد، ولی دلش میخواست خودش به تنهایی کار کند و شرکت خودش را راه بیندازد. هر هفته با من دربارهی اینکه راهاندازی شرکتش چقدر هیجانانگیز خواهد بود حرف میزد. ولی هر هفته هم از این کار منصرف میشد. فکر این تغییر بزرگ او را میترساند.
بله
























