کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی، شما را با پژوهشهای علمی و کاربردهای بالینی خودآگاهی عمیق در درمان اختلالهایی مانند افسردگی، اضطراب و دردهای مزمن، آشنا میکند. کریستوفر گرمر، رونالد د سیگل و پل آر فولتون با ارائهی راهکارهایی عملی و مطالعههای موردی، به شما آموزش میدهند که چگونه میتوان با تلفیق ذهن آگاهی و روان درمانی، فضایی برای التیام عمیقتر مراجعان خود فراهم کنید.
دربارهی کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی
کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی (Mindfulness and Psychotherapy)، پلی میان تاملات کهن شرقی و دانش نوین روانشناسی بالینی است. کریستوفر گرمر (Christopher Germer)، رونالد د سیگل (Ronald D. Siegel) و پل آر فولتون (Paul R. Fulton)، با ارائهی پژوهشی مستند و تمرینهایی کاربردی، به شما نشان میدهند که چگونه میتوان با پرورش حضور ذهنی و همدلی عمیقتر، فضایی برای رهایی مراجعان از چرخهی پریشانی روانی فراهم آورد و مسیر درمان را از گفتوگوهای صرفاً شناختی به تجربهای پویا و التیامبخش ارتقا داد.
منظور از ذهن آگاهی، توانایی توجه خودآگاه و بدون قضاوت به لحظهی حال است. کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی، این توانمندی را با الهام از آموزههای کهن شرقی مطرح کرده است. تلفیق آموزههای بودایی و مدیتیشن با روان درمانی نوین، رویکردی جدید در درمان اختلالات روانی پدید آورده که با استفاده از آن میتوانید رابطهای تازه با هیجانهای خود برقرار نمایید و از واکنشهای خودکار همیشگی فاصله بگیرید.
ذهن آگاهی؛ ابزاری برای تحول درمانگری
کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی، آموزههای نظری را با تمرینهایی کاربردی مطرح کرده است. با یادگیری این تمرینها، روشهای درمان افسردگی و اضطراب را فرا میگیرید. این آموزهها با توضیحاتی دربارهی روانشناسی مثبت و درمان در برابر دگرگونی فردی، خاتمه پیدا میکند.
با خرید کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی به منبعی دسترسی پیدا میکنید که مفاهیم انتزاعی در آن با زبانی شفاف و تمرینهایی کاربردی آموزش داده شده است. انتشارات آوای نور، با چاپ این کتاب، راهنمایی سودمند در اختیار جامعهی رواندرمانگران قرار داده است. محمدرضا نساجی، مفاهیم تخصصی را با لحنی شیوا به فارسی ترجمه کرده تا بهراحتی در جریان استفاده از ذهن آگاهی در حوزهی روان درمانی قرار بگیرید.
در نکوداشت کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی
- کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی، با پیوند دقت علمی، خرد و تجربههای بالینی فراوان، مجموعهای غنی از ایدهها و تمرینهای عملی را در اختیار خواننده قرار میدهد. این تمرینها و ایدهها، ظرفیت دگرگونسازی نگاه ما به روان درمانی را دارند. این کتاب، منبعی عالی برای دانشجویان دورهی دکترای روانشناسی بالینی است. (شاونا ال. شاپیرو، دکترای روانشناسی، گروه مشاورهی روانشناسی، دانشگاه سانتا کلارا)
کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی برای شما مناسب است اگر
- رواندرمانگر، مشاور یا دانشجوی حوزهی سلامت روان هستید و به دنبال منبعی جامع برای آشنایی با مبانی و کاربردهای بالینی ذهنآگاهی میگردید.
- به نقش پذیرش، شفقت و رابطهی درمانی در فرایند بهبودی علاقه دارید و میخواهید این مفاهیم را در کار بالینی خود به کار بگیرید.
- میخواهید با شیوهی بهرهمندی از آموزههای کهن شرقی در رواندرمانی مدرن آشنا شوید.
در بخشی از کتاب ذهن آگاهی و روان درمانی میخوانیم
هر یک از این مکاتب باستانی، چه بودایی و چه هندو، به شیوه خود بر این باور بودند که هستی انسان پیرامون نقطهای از آگاهی هشیار شکل گرفته است؛ چیزی که تا حدودی از آن به عنوان «روح» یاد میشود و در سازوکاری حسی جای دارد که تجربههای خوشایند و ناخوشایند را پدید میآورد. از دیدگاه آنان، ماهیت این هستی ناقص است؛ زیرا درد گریزناپذیر است، لذت پایدار هرگز بهچنگ نمیآید و آدمی توانایی چندانی برای دیدن روشن خود یا جهان پیرامونش ندارد. مرگ نیز راهگشای این معضل هستیشناختی نیست؛ مسئلهای که آن را «دُکّها» مینامیدند و به معنای رنج است. آنان بر این باور بودند که انسان از زندگیای به زندگی دیگر روانه میشود بیآنکه آرامشی بیابد، و در هر بار زاده شدن، باز با بیماری، آسیب، پیری و مرگ روبهرو خواهد شد. برنامه دینی هند باستان پیرامون رهایی روح از این چرخههای پیدرپی زایش و رنج شکل گرفته بود، و در این مسیر دستیابی به شناختی ژرف و آگاهیای والا را هدف میگرفت.
آنچه امروز برای ما شگفتانگیز مینماید این است که این سنتهای کهن، با تأکید بر آگاهی و تجربه بیواسطه، چنان مسائل و راهحلهایی را پیش مینهند که گرایشی آشنا و روانشناختی دارند. برخلاف ادیان بزرگ غربی که بر روایتهایی تاریخی استوارند و با نظامهای باوری مشخصی همراه شدهاند، بودیسم و همعصرانش در سرزمینهای هند باستان به امور وحیانی و متافیزیکی بسی شکاک بودند و کانون توجه خود را بر تجربه درونیِ انسان تمرینکننده نهاده بودند.
در این نگاه، هیچ تبیین دینی از پیشتعیینشدهای در کار نیست که بگوید چرا آدمیان خود را در هستیای ناخرسند و آکنده از رنج مییابند؛ کسی نیز نیست که به یاریشان بشتابد. اما آنان از راه وارسی دقیق و پیگیرانه وضعیت خویش میتوانند به تدریج علت رنج خود را دریابند و بیاموزند چگونه شرایطی را که ناخوشایندی را پدید میآورد، اصلاح کنند. در این سنتها، رنج روانی و هستیشناختی ریشه در انگیزهها و واکنشهای پایهای آدمی دارد، انگیزهها و واکنشهایی که بیشتر ناخودآگاهاند و گویا از کنترل فرد بیروناند.
بله


















