کتاب افسانه عادی بودن نوشتهی گابور ماته و دانیل ماته نگاهی عمیق به ریشهی بیماریهای مزمن جسمی و روانی در دنیای مدرن میاندازد. نویسندگان در این اثر بسیاری از مشکلات سلامتی ما را نتیجهی فرهنگ ناسالم جامعه میدانند و روشهایی برای شفا و درمان ارائه میکنند.
درباره کتاب افسانه عادی بودن
علیرغم پیشرفتهای پزشکی، بیماریهای مزمن، اعتیاد و مشکلات سلامت روان در جوامع ثروتمند رو به رشد است. پس چرا در اوج فناوری و ثروت، شرایط عمومی سلامت ما وخیمتر میشود؟ در کتاب افسانه عادی بودن (The Myth of Normal)، گابور ماته (Gabor Maté) و دانیل ماته (Daniel Maté) فرهنگ سمی، از استرس مزمن و نابرابری تا انزوا و تغییرات اقلیمی، را عواملی میدانند که مانند محیط آزمایشگاهی نامناسب، انسان را بیمار میکند.

اثرات فرهنگ سمی در افسانه عادی بودن
در کتاب افسانه عادی بودن، گابور ماته و دانیل ماته، بر ماهیت فرهنگ اجتماعی و اقتصادی ما دست میگذارند و آن را مسبب استرسهای مزمن و بیماریهای روانتنی میدانند. نویسندگان در این کتاب از تشریح ماهیت بههمپیوسته جسم و روان شروع میکنند و نشان میدهند که بدن و ذهن فردی ما چه روابط نزدیکی با زیست جمعی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارد و چگونه تغییرات اجتماعی و ایجاد فرهنگ سمی رشد انسانی را تحریف و دگرگون میکند.
مسیرهای شفا با گابور ماته و دانیل ماته
در فصل پایانی کتاب افسانه عادی بودن، گابور ماته و دانیل ماته به روشهایی میپردازند که از طریق آنها میتوان مسیری را به سوی درمان و شفا پیمود. نویسندگان در این بخش از کتاب 5 اصل را برای همدلی و شفقت آموزش میدهند. همچنین رسیدن به اصالت و بازگشت به خود را از اصول مهمی میدانند که از طریق آنها میتوان دردهای روانی را تسکین داد و به آرامش دست یافت.
گابور ماته و دانیل ماته در این کتاب از شواهد علمی و داستانهای واقعی استفاده میکنند و مسیری را از شناخت بیولوژی بینفردی تا راههایی برای رسیدن به جامعهای عاقلتر و سالمتر طی میکنند. با دانلود کتاب افسانه عادی بودن، میتوانید از ایدههای نویسندگان برای داشتن یک زندگی سالمتر بهرهمند شوید.
در نهایت باید گفت، در این کتاب، گیبر میت، با بیش از سه دهه تجربه در مراقبتهای تسکینی، به همراه دنیل میت نشان میدهند بیماری نه نقص فردی، بلکه هشداری فرهنگی است و لازم است با کنار زدن چیزهایی که عادی انگاشته میشوند، راه بازگشت به شفای فردی و اجتماعی را آموخت. انتشارات کهکشان دانش این کتاب را با ترجمهی سیده ژاله موسوی نصر منتشر کرده است. با خرید کتاب افسانه عادی بودن، چاپ نشر کهکشان دانش، به درک عمیقتری از ریشههای واقعی بیماریها و مسیرهای شفا دست خواهید یافت.
جوایز و افتخارات کتاب افسانه عادی بودن
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
- نامزد جایزهی گودریدز در بخش ناداستان در سال 2022
نکوداشتهای کتاب افسانه عادی بودن
- گیبر و دنیل کتابی ارائه دادند که در آن خوانندگان در میان بحرانهای فردی و اجتماعی به دنبال پناه و آرامش هستند. کتاب افسانه عادی بودن یک قطبنمای لازم در زمان سرگردانی است. (اسثر پرل، روانشناس، نویسنده و میزبان از کجا باید شروع کنیم؟)
- گیبر میت چیزی که همه ما بهطور غریزی میدانیم ولی نمیخواهیم با آن روبهرو شویم را به صراحت، روشنی و همدلانه بیان کرده است: ساختار کلی اجتماعی جهانی که در آن زندگی میکنیم کاملاً ناقص و سمی است. با اینکه کتاب موارد اشتباه را مشخص میکند، به نحوهی درست کردن آن اشاره میکند. میت راهنمایی است در جنگل خطرناک ذهنها و جامعهی ما که نهتنها باعث میشود تاریکی را نادیده نگیریم، بلکه نور را به ما نشان میدهد. (ماریان ویلیامسون، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز برای کتاب بازگشت به عشق)
- کتاب افسانه عادی بودن شاید تا ابد جهانبینی و نحوهی شکل گرفتن بیولوژی شما را تغییر دهد. ولی مهمتر اینکه، گیبر میت به مسیر شفای عمومی اشاره میکند. (دکتر الیسا اپل، استاد دانشگاه کالیفرنیا، سن فرانسیسکو و نویسندهی مشترک کتاب پرفروش اثر تلومر)
کتاب افسانه عادی بودن برای شما مناسب است اگر
- پزشک، رواندرمانگر یا فعال اجتماعی هستید و علاقهمندید دربارهی ریشههای واقعی بیماریهای روانتنی مطالعه کنید.
- دوست دارید بدانید چگونه فرهنگ سمی و بیمار سبب ایجاد تنشها و بیماریهای روانی میشود.
در بخشی از کتاب افسانه عادی بودن: آسیب، بیماری و شفا در یک فرهنگ سمی میخوانیم
اگر ما ناراحتی روانی را بیماری ندانیم، پس چیست؟ دیدگاهی که به آن علاقه دارم این است که چگونه به شرایط دیگر به عنوان بیماری نگاه میکنم: به جای دیدن آن به عنوان یک بیگانه از بیرون، در نظر بگیرید ممکن است بیانگر زندگیای باشد که در آن به وجود آمده است. این چارچوب شهودیتر است وقتی صحبت از مصیبتهایی میشود که جای ناخواستهای در ذهن، دنیای عاطفی یک فرد، در شخصیت او میگیرند.
بگذارید با چیزی سادهتر شروع کنم، که اکنون در حال افزایش است: افسردگی، وضعیتی که از نزدیک میشناسم. معنای تحتاللفظی کلمات کاملاً گویا است. افسرده کردن چیزی به معنای پایین آوردن آن است، مثل توپ ساحلی در یک استخر شنا. این مقایسه را دوست دارم مخصوصاً به این علت که فرد میتواند به راحتی حس کند که چقدر نیروی هماهنگ لازم است برای نگاه داشتن توپ غرق شده و راهی که میخواهد پیدا کند که به سطح بیاید. پایین آوردن آن عوارض دارد.
آنچه هنگام افسردگی فرد به پایین رانده میشود، از طریق فقدان آن قابل تشخیص است: عاطفه، جریان مدام احساساتی که به ما یادآوری میکند زنده هستیم. برعکس موضوع توپ ساحلی، یک فرد افسرده، غرق شدن در انرژی زندگی را انتخاب نمیکند - خود را تحمیل میکند، با تبدیل یک منظرهی احساسی پرجنبوجوش به بیابان خشک. تنها احساسی که باقی میماند، معمولاً، بیشتر حس است تا عاطفه، یک درد کوبنده، نامشخص که تهدید به مصرف همه چیز کرده و گاهی این کار را میکند. اگر این را افسردگی یا بیماری بنامیم، منبع اصلی آن را تشخیص نمیدهیم: فاصله گرفتن کسی از عواطفی که قابل تحمل نیستند در مقطعی از زندگی وقتی آنها را تجربه میکنیم باعث ایجاد مصیبت بزرگتری میشود. چیزی که تنش تراژیک بین اصالت و دلبستگی نامیدم را به خاطر دارید. اگر بدانیم چیزهایی که تجربه و بیان میکنیم روابط ما را تهدید میکنند آنها را سرکوب میکنیم. دقیقتر، ما این کار را نمیکنیم: ذهن ما آن کار را به صورت اتوماتیک و ناآگاهانه از طرف ما انجام میدهد.
بله




























