کتاب کار کردن با هیجان، نقش احساسات و هیجانات را در شکلگیری تجربه و تغییرات روانی ما شرح میدهد. لزلی اس گرینبرگ، نورکا ملبرگ و مایکل تامپکینز با رویکردی علمی و شیوهی درمان هیجان مدار توضیح میدهند که چگونه میتوان با مدیریت احساسات و هیجانها در زندگی تغییر ایجاد کرد. این کتاب نشان میدهد چهطور میتوان مسیر هیجانات را بهگونهای هدایت کرد که به بهبود کیفیت زندگی کمک کند و حالات و احساسات منفی را کاهش دهد.
دربارهی کتاب کار کردن با هیجان
چرا برخی احساسات، با وجود گذشت سالها، هنوز در گوشهای از ذهنمان زندهاند؟ و چرا گاهی حتی وقتی میدانیم ریشهی درد کجاست، باز هم نمیتوانیم از بند رنج عاطفی رها شویم؟ کتاب کار کردن با هیجان (Working with Emotion in Psychodynamic) اثر لزلی اس گرینبرگ (Leslie S Greenberg)، نورکا ملبرگ (Norka T Malberg) و مایکل تامپکینز (Michael A Tompkins) به همین پرسشهای بنیادین پاسخ میدهد و روشن میکند که هیجان، نهتنها بخشی جداییناپذیر از تجربهی انسانی، بلکه نیروی محرکهی اصلی دگرگونی در فرایند درمان است.
کتاب کار کردن با هیجان که از کتابهای روان درمانی و در حوزهی رفتاردرمانی شناختی است، به ما نشان میدهد که چگونه میتوانیم با هیجانها بهدرستی مواجه شویم و شرایطی را که موجب رکود و گرفتاری ما شده، به فرصتی برای پیشرفت و رشد خود تبدیل کنیم.

نقش هیجان در رواندرمانی و سلامت روان
رابطهی میان انگیزش و هیجان یکی از مهمترین موضوعات در روانشناسی و رواندرمانی است. کتاب کار کردن با هیجان ترجمهی الهام اروجنی به ما نشان میدهد که هر هیجان، تمایلی برای عملی خاص را در ما ایجاد میکند؛ مثلاً اضطراب ما را به اجتناب، غم به کنارهگیری و خشم به اقدام و مقابله سوق میدهد. لزلی اس گرینبرگ، نورکا ملبرگ و مایکل تامپکینز از نقش هیجانات مثبت و منفی در اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب، اعتیاد و اختلالات خوردن سخن میگویند.
کتاب کار کردن با هیجان که از بهترین کتابهای روانشناسی و از جمله کتابهای روانکاوی است، به مخاطبان خود نشان میدهد که در روابط بینفردی باید به تأثیر هیجانات بر ارتباطات میان انسانها توجه کنیم. احساساتی همچون ناامنی، دلخوری، ترس از دست دادن و… میتواند روابط و احساسات ما نسبت به یکدیگر را بهتر یا بدتر کند؛ به همین دلیل باید پیش از برقراری روابط، به احساسات خود رسیدگی کنیم.
مدیریت هیجان و احساسات با کمک درمان هیجان مدار
در کتاب کار کردن با هیجان انتشارات ارجمند، بخشهایی قرار داده شده است که در آن درمانگر با مراجعان خود در حال گفتوگو است و با استفاده از مهارتهایی مانند بازتاب دقیق احساسات، به مراجعان کمک میکند هیجانهای خود را بهتر تشخیص دهند و آنها را به زبان آورند. سپس با ایجاد فضای امن و همدلانه، شرایطی فراهم میکند تا فرد بتواند بدون ترس از قضاوت، احساسات خود را تجربه کند.
این کار به افراد اجازه میدهد تا با هیجانات خود روبهرو شوند و توانایی تغییر و دگرگون کردن احساسات خود را بهدست آورند. با خرید کتاب «کار کردن با هیجان» میتوانید احساسات خود را به سمتی هدایت کنید که از هیجانات منفی دور باشید و آرامش را تجربه کنید.
در نکوداشت کتاب کار کردن با هیجان
- این کتاب دو خلأ مهم در ادبیات حوزهی هیجاندرمانی را پر میکند. نخست، تصویری روشن و عمیق از نقش هیجانها در درمانهای روانشناختی ارائه میدهد و نشان میدهد که هیجانها تا چه اندازه در شکلگیری و پیشبرد فرایند درمان نقش اساسی دارند. دوم، نمونهای ارزشمند از گفتوگو و ارتباط میان رویکردهای مختلف درمانی به دست میدهد. نویسندگان با تکیه بر مثالهای بالینی جذاب، هم نقاط اشتراک این رویکردها و هم ویژگیهای متمایز هر کدام را بهخوبی نشان میدهند. (نیک میدگلی، استاد دانشگاه روانشناسی لندن)
کتاب کار کردن با هیجان برای شما مناسب است اگر
- میخواهید شیوهی مدیریت احساسات و کنترل هیجانات خود را بیاموزید و از نوسانات روحی نجات یابید.
- بهدنبال یک کتاب برای کنترل احساسات و تقویت روابط اجتماعی هستید تا بتوانید با کمک آن رفتارها و واکنشهای خود را مدیریت کنید.
- میخواهید از تاثیر هیجانات مثبت و منفی بر روابط و زندگی حرفهای خود مطلع شوید و در راستای مدیریت احساسات خود کوشش کنید.
در بخشی از کتاب کار کردن با هیجان: در روان درمانیهای روان پویشی، شناختی رفتاری و هیجان مدار میخوانیم
تماس چشمی با درمانگر میتواند همزمان باعث تجربهکردن حس عمیق ارتباط با او شود، احساس درد عاطفی تنهایی را هم برطرف میکند. برای برخی، مراجعان احساس نزدیکی و اعتباربخشی از سوی درمانگر در رابطۀ درمانی است که بیشترین اهمیت را در دسترسی به هیجان دارد؛ برای برخی، جهتدهیهای درمانگر یا سؤالات است که تجربۀ هیجانی خودکار را فرامیخواند.
انواع متفاوتی از همدلی مشخص شده است؛ آنها در دامنهای از پاسخهای صرف درک همدلانه برای اعتباربخشی، و پاسخهای فراخوانیکننده تا پاسخهای گمانهزنانه و کاوشی قرار دارند (گرینبرگ و الیوت، 1997؛ راجرز، 1957، 1959). با توجه دقیق لحظهبهلحظه به آنچه تأثربرانگیزترین جنبه در کلام گفتاری و غیرگفتاری روایت مراجعان است (منظور غیرکلامی)، کاوش همدلانۀ کلامی درمانگر در به تسخیر درآوردن تجربۀ مراجع حتی خیلی غنیتر از توصیفات خود مراجعان میتواند مؤثر باشد.
کاوش همدلانه به مراجع کمک میکند تجربۀ ضمنی قبلی را هوشیارانه در آگاهی به نماد درآورند. وقتی پاسخ درمانگر منتهی بر آن چیزی میشود که به نظر زندهترین چیز در کلام مراجع است، توجه مراجع بر این جنبه از تجربهاش متمرکز میشود. سپس مراجع ترغیب میشود بر مرزهای برجستۀ تجربهاش تمرکز و آنها را از هم متمایز کند. به هر حال، کاوش همدلانه از این دست باید با درک همدلانه متعادل شود تا چارچوبی از امنیت، پذیرش و اعتباربخشی را فراهم سازد.
بله

















