چرا گاهی در برابر رفتار یک نفر واکنشی بسیار شدیدتر از آنچه انتظار داریم نشان میدهیم؟ کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد اثر دیوید ریکو به همین نقطهی حساس در روابط انسانی میپردازد: جایی که زخمهای عاطفی، خاطرات و تجربههای حل نشدهی گذشته، بیآنکه بدانیم، وارد روابط امروزمان میشوند. این کتاب با بررسی انتقال عاطفی، خودشناسی و الگوهای رفتاری، راههایی برای شناخت گذشته و ساخت رابطهی سالمتر پیش روی ما میگذارد.
دربارهی کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد
کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد اثر دیوید ریکو، رواندرمانگر و نویسندهی آمریکایی، به مفهوم انتقال میپردازد؛ فرایندی که در آن احساسات، نیازها، انتظارات و باورهایی که از روابط گذشته، به ویژه دوران کودکی، در ما باقی ماندهاند، روی آدمهای حال حاضر زندگیمان منتقل میشوند. نویسنده نشان میدهد که گاهی واکنش ما به یک شریک عاطفی، دوست یا حتی فردی ناآشنا، فقط واکنشی به خود آن شخص نیست، بخشی از آن پاسخی به تجربهای قدیمی است.
دیوید ریکو در کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد توضیح میدهد که روابط عاطفی میتوانند زخمهای عاطفی قدیمی را دوباره آشکار کنند؛ اما این آشکار شدن حتما به معنای یک مشکل نیست. مواجهه با ترس، خشم، نیاز به تایید، ترس از رها شدن یا الگوهای تکرارشوندهی رفتاری میتواند فرصتی برای خودشناسی باشد. در واقع رابطه صرفا محل تجربهی عشق یا تعارض نیست؛ بلکه آینهای است که بخشهایی از گذشته را که هنوز در زندگی امروز تاثیر دارند، قابل مشاهده میکند.

تاثیر زخمهای گذشته بر روابط عاطفی چیست؟
یکی از ایدههای مهم کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد این است که کشش شدید یا بیزاری غیرمعمول نسبت به یک فرد، گاهی میتواند نشانهای از مسائل حلنشده در گذشته باشد. دیوید ریکو با بررسی مفاهیمی مانند ترس، واکنشهای هیجانی، اجبار به تکرار و خاطرات بدرفتاری، ما را تشویق میکند میان آنچه در زمان حال اتفاق میافتد و آنچه از گذشته به این موقعیت آورده شده است، تفاوت بگذاریم. چنین نگاهی به درک بهتر الگوهای رفتاری و کاهش واکنشهای ناخودآگاه در روابط کمک میکند.
کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد تنها دربارهی رابطهی عاشقانه نیست و روابط انسانی را در معنایی گستردهتر بررسی میکند. دیوید ریکو از موضوعاتی مانند ابعاد جسمانی تجربههای گذشته، ایدهآل سازی دیگران، تصویرسازی از خود و تشخیص انتقال در روابط صحبت میکند و در انتها از انتقال به سوی دگرگونی حرکت میکند. نویسنده همچنین از ذهنآگاهی برای ماندن در لحظهی حال و ایجاد صمیمیت واقعی استفاده میکند؛ رویکردی که در کنار خودشناسی، بر حضور آگاهانه در روابط تاکید میکند.
ذهنآگاهی؛ راهی برای ساخت روابط سالمتر
دیوید ریکو در کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد میگوید قرار نیست گذشته را پاک یا انکار کنیم؛ بلکه مسئله شناختن تاثیر آن و تشخیص مرز میان تجربهی اکنون و زخمهای عاطفی دیروز است. این کتاب با تکیه بر تجربهی چندین سالهی نویسنده به عنوان رواندرمانگر، راهنماییهایی عملی برای شناخت بار عاطفی گذشته، مواجهه با الگوهای رفتاری تکرارشونده و پرورش رابطههای سالمتر ارائه میکند.
برای شناخت الگوهای رفتاری و بررسی تاثیر تجربههای گذشته بر روابط امروز، خرید کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد: شفای زخمهای عاطفی که روابط ما را مخدوش میکنند از دیوید ریکو میتواند نقطهی شروعی برای تامل بیشتر دربارهی خود و رابطههایتان باشد. این کتاب توسط مریم نیکی ترجمه و از سوی انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی منتشر شده است.
در نکوداشت کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد
- این کتاب را بهشدت به کسانی توصیه میکنم که میخواهند درک عمیقتری از موفقیت در روابط به دست آورند و ببینند چگونه خودمان میتوانیم ظرفیت ذاتی روابط برای موفقیت را تضعیف کنیم. این کتاب با تلفیق رواندرمانی و معنویت، امر شخصی و فراشخصی، و فرد و جمع، راهی عملی پیش روی شما میگذارد تا به التیام عمیق شخصی، صمیمیتی اصیل و روابطی موفق دست پیدا کنید. (کاربر آمازون)
کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای خودشناسی، روانشناسی، سلامت روان و روابط عاطفی علاقه دارید.
- به موضوعاتی مانند انتقال عاطفی، تروما، ذهنآگاهی، و شکلگیری رابطهی سالم علاقه دارید.
- در روابط عاطفی یا خانوادگی با ترسها و زخمهای عاطفی قدیمی روبهرو میشوید و میخواهید تاثیر گذشته بر روابط امروز را بررسی کنید.
- میخواهید بدون نادیده گرفتن گذشته، حضور آگاهانهتری در روابط خود داشته باشید.
در بخشی از کتاب گذشته، هنوز تصمیم میگیرد: شفای زخمهای عاطفی که روابط ما را مخدوش میکنند میخوانیم
ما به مشکل توجه میکنیم، وقتی نامی بر رویش میگذاریم. اتفاقی که افتاده و نقش خودمان را در آن میپذیریم و اختیار رفتار و احساساتمان را در دست میگیریم. علاوهبراین تصمیم میگیریم که به زخمهای خودمان نگاه کنیم و ببینیم که چطور دیگران را زخمی کردهایم. با مسائلمان دوستانه روبهرو میشویم و نگاهی منتقدانه نداریم. اینگونه ترغیبش میکنیم تا خود را بیشتر آشکار کند. این به این معناست که به تجربیاتمان خیره میشویم، بهجای اینکه سعی کنیم بهسرعت آن را درست کنیم، با عجله از آن رد شویم، آن را تفسیر کنیم یا تأثیراتش را کم جلوه دهیم. برای نمونه میپذیریم که الکلی هستیم یا با خشم خود مشکل داریم. دستمان را رو میکنیم. اجازه میدهیم که واقعیت بیرون بیاید و نسبتبه احساسات خودمان و دیگران گشوده میمانیم. وقتی کودکی در کمد حبس میشود، با عصبانیت از آن بیرون میآید. آشکارسازی واقعیت یا آزادی حرکت، انرژی زندۀ احساسات را آزاد میسازد.
ممکن است دو راه توجه به یک مسئله با کسی را درنظر بگیریم. میتوانیم کاری را که یک نفر انجام میدهد یا چیزی را که میگوید محک بزنیم و با مهربانی آگاهانه به او پاسخ دهیم یا میتوانیم کار او را عیناً تلافی کنیم. فردی بهنظر سمج و کنترلگر میآید، میتوانیم به آن بهعنوان شور و شوق بیشازحد و اجبار نگاه کنیم و میتوانیم مهر و محبت او را احساس کنیم، بدون این که اجازه دهیم ما را کنترل کند. یا میتوانیم به آن بهعنوان آسیب و پرخاش نگاه کنیم و بخواهیم او را قضاوت و تنبیه کنیم. در کودکی ما به زندگی و وقایع اغلب در سطح ابتدایی واکنش نشان میدادیم. ممکن است هنوز از همان استفاده کنیم که بیشتر به قضاوت منجر میشود و به موضوع بهشکل متمرکز نمیپردازد. بهعنوان یک فرد بزرگسال میتوانیم تمرین کنیم که روشهای فهم و درک خود را اجتماعی و معنوی کنیم. در این صورت با عشق و مهرورزی به مسائل نگاه میکنیم و دیگر خودمان را گول نمیزنیم.
بله























