چگونه میتوانیم شیوهی فکر کردن خود را بهتر بشناسیم؟ کتاب فراشناخت کاربردی از تیموتی جی پرفکت و بنت ل. شوارتز برای پاسخ به همین سوال نوشته شده است. علم فراشناخت که بر فرایند اندیشیدن دربارهی تفکر دلالت دارد، میتواند بر یادگیری، حافظه و قضاوتهای ما تأثیرگذار باشد؛ نیت نویسندگان از نگارش این اثر نیز توضیح کامل ماهیت فراشناخت و معرفی کاربردهای آن به نسل جدید پژوهشگران و دانشجویان بوده است.
دربارهی کتاب فراشناخت کاربردی
تیموتی جی پرفکت (Timothy J. Perfect) و بنت ل. شوارتز (Bennett L. Schwartz) در کتاب فراشناخت کاربردی (Applied Metacognition) که درواقع برگرفته از مجموعهی کنفرانسهای چند تن از دانشمندان مطرح رشتههای روانشناسی و شناختی و علوم تربیتی است، به بررسی مفهوم فراشناخت و کاربردهای آن در موقعیتهای مختلف زندگی میپردازند. این عنوان تلاش میکند تا بین مبانی نظری فراشناخت و کاربردهای عملی آن در حوزههای گوناگونی اعم از حافظه، یادگیری و نظامهای قضایی، ارتباط ایجاد کند.
ادعای اصلی نویسندگان این است که فراشناخت در فرایند یادگیری و افزایش دقت تصمیمگیری تاثیر به سزایی دارد و به همین دلیل، موضوعاتی متنوع و گوناگون مثل پایش و کنترل فرایندهای شناختی، فراحافظه، قضاوتهای یادگیری و احساس دانستن را برپایهی جدیدترین پژوهشهای دنیا بررسی میکنند.

فراشناخت چیست و چه تاثیری بر تصمیمگیری دارد؟
فصول ابتدایی کتاب فراشناخت کاربردی، چیستی و ماهیت این مفهوم نوین را تشریح میکنند. فراشناخت، همانطور که از نامش پیداست، درواقع به آگاهی و شناخت ما از تمامی فرایندهای شناختیمان اطلاق میگردد. نویسندگان با تحلیل موقعیتهای مختلفی از جمله روند مطالعهی دروس توسط دانشجویان و یا ارزیابی اطمینان شاهدان عینی از خاطرات خود، ثابت میکنند که قضاوتهای فراشناختی بر تمامی تصمیمگیریهای روزمره ما اثر میگذارند و این مفهوم، صرفاً یک مفهوم روانشناسی نظری نیست.
بخش مهمی از این اثر، به تشریح دو فرایند اصلی فراشناخت یعنی کنترل و پایش اختصاص یافته است. پایش به توانایی ذهن برای ارزیابی وضعیت شناختی خود اطلاق میشود و کنترل، به تصمیمگیری و تنظیم رفتار برپایهی دادههای حاصل از پویش گفته میشود. نویسندگان کتاب، ضمن تاکید بر اهمیت این دو فرایند که جزو مولفههای فراشناخت محسوب میشوند و بررسی نقش آنها در آموزش حافظه برای سالمندان و کاهش اضطراب، سعی دارند تا شکافهای تحقیقاتی در مورد نقش پایش فراشناختی را در موضوع نارساییهای پیری پر کنند
گذشته، حال و آیندهی علم فراشناخت
فصول پایانی کتاب فراشناخت کاربردی به بررسی تاریخی پژوهشهای فراشناختی میپردازند. این مفهوم از زمان معرفی توسط ژان پیاژه در قرن بیست، دچار تغییرات زیادی شده و در دو رشتهی موازی، یعنی روانشناسی شناختی دههی 1960 و روانشناسی تحولی دههی 1970 شکل گرفته است. علاوه بر این، موضوع «احساس دانستن» به عنوان عاملی برای پیشبینی عملکرد حافظه معرفی میشود که ادعا میکند قضاوتهای شناختی، میتوانند برای ارزیابی عملکرد واقعی حافظه استفاده شوند.
با خرید کتاب فراشناخت کاربردی انتشارات کتاب ارجمند و مطالعهی آن، میتوانید اطلاعات کاملی از ماهیت علم فراشناخت، تاریخچه و جدیدترین تحقیقات مربوط به آن مطلع شوید. ترجمهی فارسی این عنوان برعهدهی سیدنادر آزادصفت و حسین کارشکی بوده است.
کتاب فراشناخت کاربردی برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگر رشتهی روانشناسی، علوم تربیتی یا علوم شناختی هستید و قصد دارید با جدیدترین پژوهشهای مربوط به فراشناخت آشنا شوید.
- به کاربردهای فراشناخت درمانی در الگوهای فکری و تنظیم فرایندهای ذهنی علاقه دارید.
- میخواهید با نقش فراشناخت در فرآیند یادگیری و تاثیر آن بر سلامت حافظه آشنا شوید.
- دوست دارید بدانید که چگونه عملکرد ذهن میتواند به بهبود یادگیری و افزایش خودتنظیمی شناختی کمک کند.
در بخشی از کتاب فراشناخت کاربردی: در حوزههای یادگیری، آموزش و جمعیتهای مختلف میخوانیم
خیلی که به عقب برنگردیم، قبل از شکوفایی کنونی در اقتصاد آمریکا و ورشکستگی اقتصاد ژاپن، بسیاری از آمریکاییها با دلهره به مقدار زمانی که دانشآموزان آمریکایی و ژاپنی به انجام تکالیف و تماشای تلویزیون اختصاص میدادند نگاه میکردند.
کودکان آمریکایی نسبت به همتایان ژاپنی خود زمان بیشتری صرف تماشای تلویزیون میکردند و در مقابل زمان کمتری را به انجام تکالیف اختصاص میدادند و در نتیجه چنین وضعیتی بهطور کلی منجر به نمرات ضعیفتر در امتحانات میشد (استیونسون، لی، استیگلر، 1986؛ تراورس و همکاران، 1985). این وضعیت موجب نگرانی در خصوص آیندۀ تعلیم و تربیت آمریکا شد، بهخصوص به این دلیل که چندین مطالعه در ایالاتمتحده آمریکا نشان دادند که اختصاص مدتزمان بیشتر به انجام تکالیف یا بهبود راهبردهای انجام تکالیف میتواند نمرات دانشآموزان را بهبود ببخشد (بالی، دمو و ودمن، 1998؛ مائو و لین، 1999؛ المپیا و همکاران، 1994؛ اُپنشاو، 1998؛ تیمز و فیتس-گیبون، 1992).
با این وجود، آیا زمان به تنهایی میتواند اثربخشی یادگیری را اندازهگیری کند یا آیا فراگیران میتوانند با بهرهگیری از انواعی از راهبردهای فراشناختی به طور مؤثرتری از مدتزمان محدود بیشترین استفاده را ببرند؟ افزون بر این، آیا همۀ افراد از فراشناختهای خود آگاهی دارند؟ چنین بیان شده است که دانشآموزان موفق آنهایی هستند که از راهبردهای مطالعهای خود آگاهی دارند درحالیکه دانشآموزان ناموفق از راهبردهای یادگیری خود ناآگاه هستند (مکویرتر و همکاران، 1998).
بله





















