کتاب روانشناسی خوردن، نوشتهی جین اگدن، سراغ کاری میرود که همه انجامش میدهیم ولی کمتر به آن فکر میکنیم؛ خوردن. هر روز، پیش از آنکه قاشق و چنگال را برداریم، مجموعهای از تصمیمات، کششها و عادتها وارد عمل میشوند. شاید ساده به نظر برسد اما پشت یک بشقاب غذا، داستانی از ذهن، بدن و سبک زندگی جریان دارد که اگدن آن را با نگاهی دقیق در این کتاب موشکافی میکند.
دربارهی کتاب روانشناسی خوردن
آدم خیال میکند اختیار شکمش را در دست دارد؛ طوری که انگار هر لقمهای که برمیدارد حاصل تصمیمی سنجیده است. جین اگدن در کتاب روانشناسی خوردن: از رفتار سالم تا رفتار ناسالم، این اطمینان را به محک میگذارد و نشان میدهد که چه چیزهایی در پس انتخابهای غذاییمان پنهان است. چرا که از گرسنگی، لذت و عادت تا میل به لاغری و نگاه دیگران، هرکدام سهمی مهم در این گزینش دارند.
در این کتاب، خوردن را میتوان همچون آینهای دید که تمایلات، خاطرات و فشارهای اجتماعی را بازتاب میدهد. رژیم غذایی برای بسیاری از آدمیان به میدان کشمکش میان میل و اراده تبدیل میشود؛ بدن خواستهای دارد و ذهن، فرمانی دیگر صادر میکند. نویسنده با بررسی پژوهشهای روانشناسی، اجتماعی و سلامت، سازوکار این کشمکش را شرح میدهد و نشان میدهد که رفتار غذایی چگونه از تجربیات روزمره تا مسائل بالینی امتداد پیدا میکند.

روانشناسی خوردن و نقش عادتهای غذایی
بحث چاقی در کتاب روانشناسی خوردن، فرصتی برای تامل دربارهی تصویر بدن و معنای سلامت است. جین اگدن به سراغ پرسشهایی میرود که در مطب پزشک، میز شام و خلوت ذهن آدمی شکل میگیرند؛ اینکه چرا بعضی غذاها اینقدر جذاباند؟ عادتهای غذایی چگونه ساخته میشوند؟ رژیم گرفتن چه اثری بر رابطهی ما با بدنمان دارد؟ اختلالات خوردن نیز در ادامه همین بررسی قرار میگیرند و خواننده را با پیچیدگی رفتارهایی آشنا میکنند که گاهی فقط از یک انتخاب ساده آغاز شدهاند.
کتاب حاضر با تکیه بر پژوهشهای میانرشتهای، تصویری گسترده از روانشناسی خوردن ارائه میدهد. جین اگدن، متخصص روانشناسی سلامت در دانشگاه انگلستان، مطالب را با زبانی روشن و همراه با نمودارها و تصاویر پیش میبرد. این اثر برای دانشجویان و پژوهشگران روانشناسی، متخصصان تغذیه و درمانگران سودمند است؛ همچنین خوانندهای که میخواهد عادتهای غذایی خود را از زاویهای تازه ببیند، در صفحات آن موضوعات فراوانی برای اندیشیدن پیدا میکند.
خرید کتاب روانشناسی خوردن فرصتی است برای ورود به لایههای پنهان رفتار غذایی و دنبال کردن استدلالهای جین اگدن دربارهی رفتاری که هر روز تکرارش میکنیم، بیآنکه همیشه بدانیم چه چیزی آن را شکل میدهد. این کتاب با ترجمهی ندا گلچین از انتشارات کتاب ارجمند به چاپ رسیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب روانشناسی خوردن
- جین اگدن، پژوهشگری برجسته در حوزهی روانشناسی سلامت در دانشگاه ساری انگلستان، در بهروزرسانی کتاب روانشناسی خوردن و مهمتر از آن، در تلفیق یافتههای پژوهشیِ میانرشتهای در قالب چارچوبی گسترده و منسجم، عملکردی استادانه داشته است. از این رو، این اثر جامعترین بررسی موجود دربارهی این موضوع به شمار میرود... نثر اگدن جذاب است و مدل او درباره رژیم غذایی، خلاقانه و کاربردی است. (Choice، مه 2011)
- این کتاب در مجموع، بینشی جالب دربارهی روانشناسی خوردن ارائه میدهد و میتواند منبعی سودمند برای افرادی باشد که در حوزه تغذیه و رژیمشناسی فعالیت میکنند؛ بهویژه کسانی که در زمینه کاهش وزن، درمان چاقی یا درمان اختلالات خوردن مشغول به کارند. همچنین مطالعه آن برای هرکسی که میخواهد درک بهتری از چرایی انتخاب غذاها و دلایل شکلگیری عادات و رفتارهای غذاییِ گاه آسیبزا برای سلامت داشته باشد، سودمند خواهد بود. (Nutrition Bulletin، ژوئن 2010)
کتاب روانشناسی خوردن برای شما مناسب است اگر
- به روانشناسی خوردن و رفتار غذایی علاقهمندید و میخواهید دلایل انتخاب غذاها را بهتر بشناسید.
- در زمینۀ روانشناسی، تغذیه، رژیم غذایی یا سلامت تحصیل یا فعالیت میکنید.
- دربارهی چاقی، کاهش وزن و تصویر بدن مطالعه میکنید و به جنبههای روانشناختی آنها علاقه دارید.
- با اختلالات خوردن سروکار دارید و به دنبال منبعی علمی برای شناخت عوامل مؤثر بر این رفتارها هستید.
- میخواهید رابطۀ میان افکار، احساسات، عادتها و رفتارهای غذایی را بهتر درک کنید.
در بخشی از کتاب روانشناسی خوردن: از رفتار سالم تا رفتار ناسالم میخوانیم
رادین و همکارانش (رادین و همکاران، 1977) نتایج پژوهشی را گزارش دادند که پیشبینی کنندههای روانشناختی خط پایه کاهش وزن را ارزیابی میکرد. نتایج آنها نشان دادند باورهای افراد دربارۀ علل چاقی و انگیزهشان برای کاهش وزن دارای نقش مهمی است. ویلیامز و همکاران (1996) نیز بهطور مشابه به انگیزهها پرداختند. آنها گزارش کردند سبک انگیزشی فرد پیشبینیکننده کاهش و ثبات وزن است. برعکس، کرینال و همکاران (1988) نشان دادند که افرادی که در مرحلۀ خط پایه از شکل بدن خود ناراضیتر بودند، موفقتر بودند. آنها بیان کردند که انگیزه کاهش وزن که بر اساس رسیدن به هدف جذابیت باشد میتواند بسیار مؤثر عمل کند. اگدن (a2000) تفاوتهای روانشناختی بین افرادی که وزن کم کردند، اما دوباره چاق شدند، افراد همیشه چاق و افرادی که وزن کم کرده و آن را حفظ کردند، مورد بررسی قرار دادند.
این افراد به این صورت طبقه بندی شدند: افرادی که چاق بودند (29/2<BMI) افرادی که وزن کافی کم کردند و چاق نیستند (29/9> BMI) و این وزن را حداقل برای مدت سه سال حفظ کردند. نتایج نشان داد افرادی که وزن کم کردند و آن را حفظ کردند، الگوی روانشناختی چاقی را در زمینۀ پیامدهای چاقی، مثل افسردگی و عزت نفس پایین، تأیید کردند. آنها به دلایل روانشناختی برای کاهش وزن برانگیخته شده بودند، مثلاً بالا بردن عزت نفسشان و احساس بهتر نسبت به خودشان. افزون بر این، آنها الگوی پزشکی علّیت را، که شامل ژنتیک و عدم تعادل هورمونی میشود، تأیید نکردند. این نتایج نشان میدهد که کاری که افراد انجام میدهند و باورهایشان به موفقیت آنها کمک میکند. بر این اساس، به نظر میرسد افراد چاقی که میخواهند وزن کم کنند و آن را حفظ کنند باید رفتار خود را تغییر دهند و درعین حال باور داشته باشند که رفتار خود آنها حائز اهمیت است.
بله

















