جان کیم در کتاب تنهایی هدفمند تلاش میکند به مخاطبانی که از تنها بودن ناامید شدهاند، دائماً در حال تغییر روابط و انسانهای اطرافشان هستند و یا شاید خودشان را در رابطهی عاشقانه و شریک زندگیشان غرق کردهاند، اهمیت تنها بودن و استقلال شخصیت را یادآوری کند. کیم در این کتاب با کمک تجربهی موفق خود در زمینهی درمان روانکاوی و کمک به افراد مختلف در این زمینه، به ارائهی راهکارهایی برای تجربهی یک تنهایی هدفمند بپردازد.
دربارهی کتاب تنهایی هدفمند
جان کیم (John B. Kim)، نویسندهی کتاب تنهایی هدفمند (Single On Purpose) که مراجعان و خوانندگان قدیمی کتابهایش او را به عنوان «روانشناس عصبانی» میشناسند، سالهاست زندگی حرفهای خود را وقف کمک به تمام افرادی کرده که احساس میکنند در خلوت خود نمیتوانند خودشان را تحمل کنند یا تحمل تنهایی برایشان بیش از حد دشوار است. همه چیز از جایی شروع شد که کیم از همسر سابقش طلاق گرفت و پس از چند سال زندگی مشترک متوجه شد که از بیست سالگی تقریباً هیچ وقت تنها نبوده است. او افکار و تجربیات خود را در این مسیر در شبکههای اجتماعی به عنوان «روانشناس عصبانی» به اشتراک گذاشت و به سرعت مخاطبان و طرفداران زیادی از سرتاسر جهان پیدا کرد که با او احساس همدردی کرده و تجربیات او را مفید میدانستند. کیم با نشان دادن آنچه پشت پرده میگذرد و ارائهی زندگی شخصیاش، بر خلاف آنچه از یک روانشناس انتظار میرود، با مخاطبان خود رابطهای صمیمی برقرار کرد. جان کیم به عنوان روانشناسی غیرسنتی که خارج از چهارچوب عمل میکند شناخته شد؛ او مراجعان خود را در کافه، باشگاه، و یا در مسیر کوهنوردی ملاقات میکند و سالهاست که با این روشهای غیرمعمول توانسته به هزاران نفر از سراسر جهان کمک کند ارزش تنهایی هدفمند را درک کرده و با خودشان در این مسیر آشنا شوند.

هیچکس واقعاً نمیخواهد تنها باشد؛ جان کیم در مقدمهی کتاب تنهایی هدفمند اعتراف میکند که این حقیقت دارد. انسان، ذاتاً یک موجود اجتماعی است که به همراهی و محبت دیگران احتیاج دارد. ما همه از زمان کودکی به بزرگسالی و زندگی رویایی خود میاندیشیم و یکی از مهمترین جنبههای سعادت و خوشبختی را در پیدا کردن شریک زندگی مناسب میدانیم. طبیعی است که همه امیدواریم بالاخره همسر رویاها و معشوق ابدیمان را بیابیم. اما آیا واقعاً این آخر راه بدبختی و اول راه سعادت است؟ درست است که انتخاب شریک زندگی و پیدا کردن عشق، یکی از مهمترین تصمیماتی است که هر انسانی میگیرد، اما آیا حواستان هست که در این مسیر خودتان را گم نکنید؟ با تنهایی خودمان تا چه حد راحت هستیم؟ آیا امکان تجربهی لذت و سعادت به تنهایی و بدون داشتن همراه ممکن نیست؟ آیا زندگی متوقف میشود تا لحظهای که شریکی برای تجربه کردن آن داشته باشیم؟ آیا تنهایی نشانهی شکست و نوید ناامیدی است؟
جان کیم در کتاب تنهایی هدفمند به پاسخ این سوالات و بررسی مسألهی مجردی و مشکلات ناشی از آن میپردازد. او در این کتاب ابتدا به شرح اهمیت تنهایی و دلایل ناخوشایند بودن آن برای اکثر افراد میپردازد و در ادامه در سه مرحله، راهکار مقابله با آن و تجربهی تنهایی هدفمند را معرفی میکند. این سه مرحله شامل اتصال به خود، رهایی از روابط قبلی، و در نهایت پیدا کردن نسخهی بهتر خودمان است. جان کیم در نگارش این کتاب از تجربیات شخصی خودش در روابط ناموفق و تجربیات متنوع مراجعانش در این زمینه برای انتقال بهتر مفاهیم و هرچه جذابتر کردن نگارش خود استفاده کرده است. او در این کتاب تلاش میکند با معرفی مفاهیم اساسی در این زمینه و گزارش خاطرات مختلف به شرح اهمیت این مسأله بپردازد و سپس در مراحل و قدمهای حسابشده و دقیق به مخاطب کمک کند تنهایی هدفمند را محقق کند.
جان کیم در کتاب تنهایی هدفمند تلاش میکند مخاطب را قانع کند که برقراری ارتباط با خود، کاری نیست که از روی ناچاری و به عنوان آخرین راه چاره انجام بدهیم، بلکه قدم بسیار مهمی در شناخت خود و تحقق سعادت و آرامش است که با دنبال کردن راهکارها و قدمهای معرفیشده در این کتاب، به سادگی ممکن میشود.
کتاب تنهایی هدفمند را انتشارات زمان تغییر به دست شما میرساند.
در نکوداشت کتاب تنهایی هدفمند
- کیم در این کتاب از روابط شکستخوردهی خودش به عنوان درس عبرت استفاده میکند. شوخطبعی جذاب او و درسهای سادهاش به هر فرد تنهایی که به دنبال دلگرمی است کمک میکند. (پابلیشرز ویکلی)
کتاب تنهایی هدفمند برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب تنهایی هدفمند را به تمام افرادی که احساس میکنند برای تحمل تنهایی و شناخت خودشان به کمک احتیاج دارند توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب تنهایی هدفمند میخوانیم
آن لحظه بود که فهمیدم به دوستانم نیاز دارم. بله، همه آن افراد با من دوست بودند. اما دوستان من نبودند. چرا این را میگویم؟ چون امروز هیچ کدامشان در زندگیام نیستند. آنها دوستان همسرم بودند و مرا از طریق او میشناختند. آنها دوستانی نبودند که با روابط خودم ایجاد کرده باشم. زندگیام حول محور شخص دیگری میچرخید، در این مورد همسر سابقم.
این امر در روابط، رایج است. وقتی کسی را پیدا میکنیم که میخواهیم تمام وقت خود را با او بگذرانیم، این کار را میکنیم. و کم کم دوستان خود را از دست میدهیم. نداشتن دوست باعث میشود از خودمان جدا شویم. و هنگامی که از خودمان جدا میشویم، از شریک زندگیمان نیز جدا میشویم. ما فکر میکنیم بهشت را پیدا کردهایم، اما فقط بیابان خودمان را ساختهایم. بله، شریک زندگی شما میتواند بهترین دوستتان باشد. اما نمیتواند تنها دوستتان باشد.
مدتها بود که از خودم جدا و به یک مرده تبدیل شده بودم. من تام هنکسی بودم که با یک توپ والیبال صحبت میکرد. تعجبی ندارد که خیلی ناراحت بودم. فکر نمیکردم دوستان مهم باشند. تمام وقت و انرژیام را صرف کار میکردم، چون «موفقیت» مرا خوشحال میکرد.
بله


























مخصوصا اگر مجرد هستین و احساس خوبی از تنها بودن با خودتون ندارین
این کتاب در سطر به سطرش دلتون رو آروم میکنه و از احساس ناخوشایند رها میشید
همهی آدمها چه مجرد و چه متاهل در اصل وجودی خودشون تنها هستن و این کتاب یاد میده که "تنها بودن" موهبتی هست که آدم رو به سمت خودشناسی و شناختن وجود خودش پیش میبره
این کتاب به شما آگاهی میده که دیگه از تنهایی نمیترسین و اتفاقا از این شرایط کلی هم لذت میبرین چون متوجه میشین که اگر هیچ کسی هم در زندگیتون نباشه شما همیشه خودتون رو دارین
و یاد میگیرین که چطور با خودتون شاد باشین و از تجربههای فردیتون لذت ببرین.