در روزهای سخت چطور تمرکز خود را حفظ میکنید؟ جیم مورفی در کتاب اوج درون، از پرفروشترینهای نیویورکتایمز، مقابله با خودمحوری را کلید حل این مسئله میداند. او دستیابی به بهترین عملکرد ذهنی، حتی در تنشهای شدید را با تکیه بر سه رکن عشق، خرد و شجاعت ممکن میداند. اگر این مفاهیم رویایی و ناکارآمد به نظرتان میآیند، باید بدانید که او مربی عملکرد ذهنی بسیاری از افراد موفق از جمله فیل جکسون، مربی افسانهای بسکتبال، بوده است.
دربارهی کتاب اوج درون
جیم مورفی کتاب اوج درون را با داستان یک سامورایی شروع میکند که سالها بهعنوان جنگجویی زندگی کرده که ذهن و بدن خود را کاملا به ارباب و کشور خود متعهد میدانسته و هویت خود را به آیینهای سامورایی گره زده، اما ناگهان با تغییرات سیاسی کشورش این سبک زندگی از فرهنگ ژاپنی حذف شده است. حال او کیست؟ زندگی او چه معنایی دارد؟ وجودش چه ارزشی دارد؟ نویسنده با این داستان وارد نقد تفکراتی میشود که همهی معنا را در بیرون و وابسته به شرایط غیرقابل کنترل تعریف میکنند.
برای شروع مطالعهی این اثر لازم است این پیشفرض را معیار قرار دهید که کیفیت زندگی شما بر سه رکن استوار است: 1. افکار، احساسات، باورها و نیازها که درون شما را میسازند. 2. جهانبینی و چارچوب ذهنی شما، یعنی قابی که از آن به واقعیتهای دنیا نگاه میکنید و 3. روابط انسانی و عاطفی شما. همهی اینها تعیین میکنند که شما چه میزان آزادی و اختیار برای خود قائلید و چقدر آمادهاید تا تغییراتی که نیاز دارید را ایجاد کنید. این سه عنصر مستقل عمل نمیکنند و عمیقا در هم تنیدهاند و بهتر است آنها را موازی با هم بررسی کنید.
بزرگترین مانع موفقیت در درون ماست
بسیار شنیدهایم که بزرگترین مانع انسان، ذهن خودش است. جیم مورفی در کتاب اوج درون این دشمن درونی را به سه شخصیت با صدای متفاوت تشبیه میکند: صدای منتقد، صدای ذهن میمونی و صدای حقهباز. هر کدام از اینها به شیوهی خودشان تمرکز و انرژی ذهنی ما را میگیرند و ما را از حرکت به سوی اهدافمان باز میدارند. منتقد مدام قضاوت و مقایسه میکند و حکم منفی صادر میکند. ذهن میمونی، نظم ذهنی را بر هم میزند و فضایی آشفته و پرهیاهو میسازد و حقهباز با دروغهایی کوچک ما را متقاعد میکند که لایق رسیدن به هدفمان نیستیم.

کارنامهی درخشان جیم مورفی در میادین ورزشی
جیم مورفی، یکی از مشاوران شناختهشده در حوزهی تقویت عملکرد و کنترل ذهن است که سالها بهعنوان مربی با ورزشکاران حرفهای رشتههای گلف، بیسبال و بسکتبال آمریکا فعالیت کرده است. او برای پایاننامهی مقطع کارشناسی ارشد خود در رشتهی علوم ورزشی، پژوهشی عمیق با موضوع عوامل اصلی موفقیت تیمهای ورزشی قهرمان انجام داد که حاصل آن شکلگیری رویکردی است که اکنون نسبت به مسیر موفقیت دارد. بیشتر مراجعان مورفی در کمتر از یک سال به دستاوردهای بزرگی در حرفهی خود دست پیدا کردهاند.
پرورش ذهن برای عملکردی خارقالعاده و تجربهی بهترین زندگی ممکن، هدفی است که جیم مورفی دنبال میکند. شما با خرید کتاب اوج درون، با قوانین او برای تقویت تمرکز آشنا میشوید و با تمرینات عملی شیوههای کنترل ذهن را تجربه میکنید. انتشارات زمان تغییر این اثر را با ترجمهی ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی در اختیار علاقهمندان رشد فردی و خودسازی قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب اوج درون
- جیم مورفی نگاه من به زندگی را تغییر داد. حتی سبک بازی من در هاکی نیز تغییر کرده است. (کوین کاناتون، مدافع تیم آریزونا کایوتس)
- من ویرایش اول این اثر را ده بار خواندهام! و عملا آن را حفظم. ویراست جدید حتی بهتر از قبلی است. (جاناتان مایکل، استاد دانشگاه ترینیتی وسترن؛ برندهی مدال طلای فرماندار کل کانادا)
کتاب اوج درون برای شما مناسب است اگر
- بهعنوان مدیر، مربی یا رهبر یک تیم فعالیت میکنید و به دنبال شیوههایی برای بازدهی بیشتر تیمتان هستید.
- به رشد فردی خود اهمیت میدهید و میخواهید با زندگی در لحظهی حال بر هیجانات مخرب از جمله اضطراب و افکار منفی غلبه کنید.
- ورزشکار آماتور یا حرفهای هستید و در تلاشید که در شرایط پرفشار و اضطرابآور عملکرد بهتری داشته باشید.
- به دنبال راهکارهایی برای رهایی از ایگو میگردید.
در بخشی از کتاب اوج درون: پرورش ذهن برای عملکردی خارق العاده و تجربه بهترین زندگی ممکن میخوانیم
برای کودکان، جهان پر از فرصتهای هیجانانگیز است. با بزرگ شدن، این دیدگاه تغییر میکند. شما تجربیاتی کسب میکنید که باورهایتان را درباره کارهایی که میتوانید یا نمیتوانید انجام دهید، شکل میدهند. دست زدن به یک اجاق داغ را در نظر بگیرید؛ شما یک بار این کار را میکنید و یاد میگیرید که دیگر هرگز تکرارش نکنید.
بسیاری از تجربیات شما نیز به همین شکل، به شما «یاد میدهند» که چه کارهایی را نمیتوانید انجام دهید. تلاشهایتان به بنبست میخورد؛ باورهایتان به چالش کشیده میشود. شاید در کودکی دوست داشتید آواز بخوانید، اما اولین باری که جلوی دیگران خواندید، آنها شما را مسخره کردند. آن تجربه اولیه به شما آموخت که شاید قرار نیست خواننده شوید یا استعداد چندانی در این زمینه ندارید. شما در آن لحظه «یاد گرفتید» و باوری درباره خوانندگی خود ساختید. آن باور ممکن است تا پایان عمر همراهتان بماند. آنچه رخ داد این بود که تجربهای داشتید که باعث شد حس خاصی پیدا کنید - در این مورد، احساس طرد شدن - و آن رویداد، معیاری برای باورهای شما در آن بخش از زندگیتان تعیین کرد. متأسفانه، اکثر افراد به سادگی آن مهارت یا حوزه از زندگی را رها میکنند و هرگز نمیفهمند اگر باور محدودکننده خود را به چالش میکشیدند، چقدر میتوانستند در آن موفق باشند.
یک باور میتواند به سرعت - گاهی در یک لحظه - شکل بگیرد و اغلب تا یک عمر باقی بماند. مثلا تصور کنید هشت ساله هستید و وقتی میخواهید به تختخواب بروید، شکل گرد و تاریکی میبینید. فکر میکنید یک عنکبوت بزرگ است و فریاد میزنید، اما بعد متوجه میشوید که فقط یک کلاف کاموا بوده است. آنچه واقعیت دارد مهم نیست؛ مهم این است که شما به چه چیزی باور دارید، و در آن لحظه مغز شما باور داشته که آن یک عنکبوت بزرگ است.
بله
























