جیم کورتیس در کتاب هنر ممکن ساختن به این پرسش میپردازد که چرا با وجود تلاش و میل بسیار برای ایجاد تغییر در زندگی و خلق عادتهای نو، بعد از گذشت زمانی کوتاه، باز به همان عادتهای پیشینی برمیگردیم که با تمام وجود دوست داریم آنها را تغییر دهیم. نویسنده در این کتاب پرفروش نیویورک تایمز، مشکل را نه از ارادهی افراد، بلکه از از تصورات و باورهایشان میداند و معتقد است کلید تغییر نیز در همین باورها نهفته است.
دربارهی کتاب هنر ممکن ساختن
همهی ما مجموعهی متنوعی از رفتارها و عادتهایی را داریم که در طی سالهای مختلف زندگیمان، در ما نهادینه شدهاند. بعضی از این رفتارها از عقبهی بیشتری برخوردارند و بعضی، تازهترند. جیم کورتیس در کتاب هنر ممکن ساختن میگوید که بسیاری از تصمیمهای روزمرهمان، تحت تاثیر این الگوهای ناخودآگاه هستند. الگوهایی که ناشی از ترس از شکست، احساس ناکافی بودن و تجربههای تلخ گذشته شکل گرفتهاند و بیآنکه خود به آنها آگاه باشیم، مسیر زندگی ما را تعیین میکنند.
نقطهی شروع جیم کورتیس برای خودشناسی و تغییر زندگی، از همین باورهای محدودکنندهی پنهان آغاز میشود؛ او بدین منظور، سه مرحلهی رهاسازی، همسویی و شکوفایی را پیشنهاد میدهد. در مرحلهی نخست، فرد میبایست عواملی که او را از حرکت بازمیدارند، بشناسد و تلاش کند که به آرامی، از آنها فاصله بگیرد. سعی بر پذیرش، بخشش، شناخت ترسهای درونی و توجه دقیق به احساسات در این مرحله از اهمیت ویژهای برخوردارند.
بیداری قدرت درون از مسیر خودشناسی
مرحلهی بعدی مسیر تغییر و تحولی که جیم کورتیس در کتاب هنر ممکن ساختن پیشنهاد میدهد، توجه به این پرسش مهم است که ما حقیقتا از زندگی خود چه میخواهیم؟ هر فردی با توجه به شخصیت و آرزوهایش، خواستههای گونهگونی از زندگی خود دارد و به همین علت، خیلی مهم است که در این مرحله، صادقانه به درون خود بنگریم و سعی کنیم با فهم دقیق خواستههایمان، آیندهای را متصور شویم که حضور در آن، احساس رضایتی عمیق در ما برمیانگیزد.

پس از این دو مرحله، مبحث شکوفایی مطرح میشود؛ افراد اگر بتوانند به درستی مرحلهی خودشناسی را پشت سر بگذرانند، در مسیر تغییر و شکوفایی گام برمیدارند و میتوانند آنچه را دربارهی خود و خواستههایشان یاد گرفتهاند، به بخشی واقعی و ماندگار از زندگیشان تبدیل کنند و هر روز در راستای تحقق آرمانهایشان، قدم بردارند.
خرید کتاب هنر ممکن ساختن از خواننده دعوت میکند بهجای نبرد مداوم با وضعیت ثابت بیرونی، تمرکز را به خودشناسی و درونیات معطوف کند. جیم کورتیس با ارائهی تمرینهای کاربردی، مسیری دقیق برای کنار گذاشتن الگوهای مخرب قدیمی و شکوفایی پتانسیلهای درونی، پیش روی شما قرار میدهد. این اثر توسط ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی به فارسی ترجمه شده و انتشارات زمان تغییر آن را منتشر کرده است.
افتخارات کتاب هنر ممکن ساختن
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
- کتاب پرفروش آمازون
نکوداشتهای کتاب هنر ممکن ساختن
- به خودتان لطف کنید و همین حالا کتاب جیم کورتیس را بخوانید. کتاب هنر ممکن ساختن نمونهای درخشان از پیوند شهود با عمل است، اثری که به شما نشان میدهد چگونه زندگی دلخواهتان را بسازید. کورتیس به ما میآموزد چگونه بزرگترین موانع زندگیمان را به ارزشمندترین فرصتها تبدیل کنیم. (بابی براون، بنیانگذار Jones Road)
- به چشم دیدهایم که کورتیس، از میان آتش عبور کرده و از آن سویش بیرون آمده تا به ما، رقصیدن میان شعلهها را بیاموزد. کتاب حاضر، حقیقت زیستهی مردی است که حاضر نشد به شرایط موجود تن بدهد. اگر میخواهید که خودتان دست به خلق زندگی دلخواهتان بزنید، این همان نقشهی راهی است که به آن نیاز دارید. (مارکوس سیسکیند، مدیر عامل Ground Werk)
کتاب هنر ممکن ساختن برای شما مناسب است اگر
- به کتب توسعهی فردی و مدیریت ذهن علاقه دارید و میخواهید از الگوی باورهای محدودکننده خارج شوید.
- به دنبال مدیریت احساسات خود هستید و قصد مطالعهی کتابی را دارید که به شما در افزایش بهرهوری روزانهتان، کمک کند.
- موضوعاتی مثل قانون جذب، NLP، قدرت ذهن و نقش آنها در موفقیت مالی برایتان جالب توجه است.
در بخشی از کتاب هنر ممکن ساختن: رها کن، همسو شو، شکوفا شو: راهنمای عملی برای آزادسازی قدرت درون و خلق یک زندگی نو میخوانیم
بیشتر مردم زندگی را با این باور سپری میکنند که بر انتخابهای خود کنترل دارند، با این حال پیوسته با دیوارهای مشابه برخورد میکنند، در الگوهای تکراری میافتند و در شگفتاند که چرا تغییر تا این حد دشوار است. برایتان آشناست؟ حقیقت این است که تغییر دادنِ آنچه میفهمید، بسیار آسانتر است. هنگامی که معماری ذهن را بشناسید و بدانید کدام بخشها واقعاً تصمیمات شما را هدایت میکنند، میتوانید از جنگیدن با خود دست بردارید و کار با قدرتمندترین ابزاری که در اختیار دارید را آغاز کنید.
برای کار با این ابزار به شکلی اثربخش، باید اجزای آن را بشناسید. ذهن شما یکپارچه نیست، بلکه از چندین مؤلفه تشکیل شده که با هم در تعاملاند: ذهن خودآگاه، ذهن انتقادی، ذهن بدوی و ذهن ناخودآگاه. اجازه دهید این اجزا را کالبدشکافی کنم.
ذهن خودآگاه، همان بخشی است که در حال حاضر از آن آگاهید. بخشی که این واژگان را میخواند، استدلال میکند، تصمیم میگیرد و اطلاعات را پردازش میکند. بیشترِ ما فکر میکنیم که این بخش گردانندهی نمایش است، اما این ذهن تنها مسئول حدود پنج درصد از تصمیمات، اقدامات و رفتارهای ماست.
ذهن انتقادی، تحلیلگر است. این بخش هر آنچه ذهن خودآگاه پردازش میکند را دریافت و ارزیابی میکند. آن را همچون حسابدار یا مأمور امنیتی درونیتان در نظر بگیرید که همواره در حال سنجش و بررسی است.
ذهن بدوی، جایگاه واکنشهای «جنگ، گریز یا انجماد» است. میلتون اریکسون، پدر هیپنوتیزمدرمانی مدرن، میگفت که این بخش همچنین جایگاه ابرقدرت انسانی ماست؛ همان نیرویی که ما را قادر ساخت از تولد جان سالم به در ببریم، به راه رفتن و سخن گفتن بیاموزیم و به خود رسیدگی کنیم. تمام دستاوردهای حقیقتاً شگفتانگیزی که امروزه بدیهی میانگاریم، از همینجا آغاز شدهاند.
بله
























