مریم زینالی و صدیقه گوزل در کتاب روان در طوفان، شما را در مسیر التیام ترومای روحی و مقابله با آثار انواع بحرانهای روانی همراهی میکنند. نویسندگان در این اثر، راههای شناسایی زخمهای روحی را آموزش داده و تلاش میکنند تا با معرفی تمرینهای کاربردی و عملی، راه درمان تروما، بازسازی توان روانی و بازیابی سرزندگی را برایتان هموار کنند.
دربارهی کتاب روان در طوفان
کتاب روان در طوفان، نوشتهی مریم زینالی و صدیقه گوزل، برای کسانی نوشته شده که با فشارهای روانی دستوپنجه نرم میکنند و برای ادامه دادن، نیاز به کمک یک کتاب با اطلاعات مناسب دارند. نویسندگان تاکید میکنند که منظور از بحران و تروما، صرفاً حوادث بزرگ و فاجعهبار نیست؛ فشارهای مالی، شکستهای عاطفی و ناکامی در مسائل تحصیلی نیز قدرت این را دارند که تاثیر مخربی بر سلامت روحی ما بگذارند.
تروما یا زخم روان، به آسیبهایی گفته میشود که پس از تجربههای دشوار و تکاندهنده به وجود آمده و آثار آن ممکن است تا سالها همراه قربانیان بماند. افرادی که از این مشکل رنج میبرند، علائمی نظیر بیخوابی، اضطراب مزمن، یادآوری مکرر خاطرات حادثه را تجربه کرده و ممکن است برای فرار از این احساسات، از قرار گرفتن در موقعیتهای مربوط اجتناب کنند.
کتاب روان در طوفان؛ تروما را بهتر بشناسید
کتاب روان در طوفان در شش فصل تنظیم شده است و قدمبهقدم، از تعریف بحران و شناسایی آن تا روشهای رسیدن به آرامش را با زبانی ساده و قابلفهم توضیح میدهد. مریم زینالی و صدیقه گوزل، ابتدا میان «مشکل» و «بحران» تمایز قائل میشوند: برای مشکل میتوان برنامهریزی کرد، اما بحران، اتفاقی است که مدیریت آن در لحظهی وقوع ممکن نبوده و فرد را با ترس و بهت تنها میگذارد.
فصول ابتدایی کتاب روان در طوفان، به واکنشهای متفاوت افراد به بحران، آثار تروما و مکانیزمهای دفاعی روان در مقابل این تجربیات میپردازد. نویسندگان توضیح میدهند که واکنش ابتدایی بدن به بحران، یکی از سه حالت فرار، جنگ یا انجماد میتواند باشد؛ در حالت اول، افراد نمیخواهند چیزی ببینند یا بشنوند و سعی میکنند از حادثه دوری کنند. در حالت دوم، واکنش افراد توأم با خشونت و پرخاش است و در حالت سوم، تنها کاری که از دست قربانی برمیآید، سکوت و نظاره است.

نقش داستانگویی و روایت رنج در درمان تروما
ادامهی کتاب روان در طوفان، به شما یاد میدهد تا از نقش قربانی عبور کرده و در عوض، خود را به عنوان یک بازمانده ببینید. نویسندگان به اهمیت و قدرت داستانگویی در مسیر معنا دادن به رنج تاکید ویژهای دارند. ازآنجاییکه بحران، تبدیل به داستان زندگی ما میشود، بازنویسی آن به روایتی سازنده و مثبت، قدمی اساسی در روند التیام زخمهای احساسی است.
کتاب روان در طوفان، علاوهبر داستانگویی، ابزارهای متنوعی از جمله شیوههای صحیح تنفس، توجه به زمان حال و حتی اشک ریختن را برای کنار آمدن با لحظات سخت این مسیر پیشنهاد میکند. یکی از تمرینهای سادهی کتاب، از شما میخواهد تا در خلوت خود، به موسیقی دلخواهتان گوش داده و بدون نشان دادن مقاومت، اجازه دهید اشکهایتان جاری شوند.
چرا نباید با رنج خود تنها بمانیم؟
از مهمترین قدمهای مقابله با بحران روانی و بازیابی سلامت روحی که در کتاب روان در طوفان به آن پرداخته میشود، اهمیت گفتوگو و یافتن افراد امن برای به اشتراک گذاشتن رنج است. مریم زینالی و صدیقه گوزل به شما یاد میدهند چگونه افراد مناسب را یافته، با مرزگذاری صحیح، داستان خود را برای دیگران تعریف کرده و از این طریق، مقداری از بار آن را از دوش خود کم کنید.
اثر حاضر به شما کمک میکند تا از تجربیات تلخ خود درس گرفته و به کمک آن، روانتان را در مقابل تهدیدهای آینده مقاوم ساخته و شخصیت خود را تقویت کنید. خرید کتاب روان در طوفان نشر وانیا را به تمامی علاقهمندان به کتابهای روانشناسی پیشنهاد میکنیم.
کتاب روان در طوفان برای شما مناسب است اگر
- در حال تجربهی فشارهای روانی طاقتفرسا بوده و نیاز به کتابی دارید که با نثری ساده و روان، عبور از این موقعیت را برایتان ممکن کند.
- اطرافیان و عزیزانتان از تروماهای روحی رنج میبرند و قصد دارید تا برای کمک به آنها، آشنایی بیشتری با بحرانهای روانی پیدا کنید.
در بخشی از کتاب روان در طوفان: چگونه از دل بحران عبور کنیم میخوانیم
گاهی زندگی درست همان لحظهای که فکر میکنی همهچیز آرام است، زیر پایت را خالی میکند.
یک تلفن، یک پیام، یک نگاه… و ناگهان میبینی که همهی دنیایت عوض شده.
کسی که دوستش داشتی میگوید: «دیگر نمیخواهم بمانم.» پزشک با صدای آرامش میگوید: «متأسفم، اما …»
کارنامهات را باز میکنی و میبینی نتیجه همان چیزی نیست که یک سال برایش جنگیده بودی.
این لحظهها فقط یک «اتفاق» نیستند.
اینها همان چیزی هستند که روانشناسان به آن میگویند: بحران.
بحران یعنی چه؟
بحران یعنی وقتی همهچیز بهطور ناگهانی از کنترل خارج میشود. یعنی همان لحظهای که ذهن و بدن تو گیج میشوند و نمیدانند چه باید بکنند.
بحران با «مشکل» فرق دارد.
مشکل چیزی است که میشود برنامهریزی کرد، راهحل پیدا کرد، کمک گرفت.
ولی بحران؟
بحران مثل سیل است: میآید، همهچیز را در لحظه میشوید، و تو میمانی با ترس و بهت.
بله

























