کتاب سیم کشی مجدد مغز اثر نیک اورتنر، جسیکا اورتنر و الکس اورتنر، به ما کمک میکند تا از طریق روش «تپینگ» یا همان ضربه درمانی، ذهن خود را متمرکز و آرام کنیم و نشخوار ذهنی را از بین ببریم. این کتاب که از پرفروشترینهای نیویورکتایمز است، با استفاده از طب سنتی چینی و یافتههای نوین روانشناسی، الگوهای مغز ما را تغییر میدهد و کاری میکند که بتوانیم افکار و احساسات خود را مدیریت کنیم.
دربارهی کتاب سیم کشی مجدد مغز
فقط برای یک دقیقه، چشمهای خود را ببندید و تلاش کنید تا به یک موضوع مشخص فکر کنید. آینده و گذشته و شرمها و مسئولیتهای خود را به عقب ذهنتان برانید و به یک میوه، طعم غذا یا هر چیزی که دوست دارید فکر کنید. حالا چشمهایتان را باز کنید. موفق شدید؟ بعید است. ذهن ما به جایی شبیه به بازار دستفروشها شبیه شده و نمیتوانیم صداها را از یکدیگر تفکیک کنیم؛ نام این وضعیت نشخوار ذهنی است و میتواند آرامش ذهن را برای ما به یک رویای دور و دراز تبدیل کند.
کتاب سیم کشی مجدد مغز (Rewired: The Breakthrough Tapping Method to Stop Overthinking, Calm Your Body, and Finally Feel at Ease) به ما کمک میکند تا افکار خود را کنترل و احساستمان را مدیریت کنیم.
نیک اورتنر (Nick Ortner)، جسیکا اورتنر (Jessica Ortner) و الکس اورتنر (Alex Ortner) برای درمان نشخوار ذهنی و اضطراب فراگیر که رهایمان نمیکند، تپینگ را یکی از بهترین راهها برای رسیدن به آرامش روان میداند. تپینگ مدیتیشن یا ضربه درمانی یکی از روشهای اصولی برای افزایش تمرکز، رهایی از اضطراب و توقف نشخوار ذهنی است. شاید عجیب بهنظر برسد اما ضربه درمانی میتواند به سیم کشی مجدد مغز شما کمک و افکارتان را منظم کند.

با تکنیک تپینگ سیم کشی مغز خود را عوض کنید!
نیک اورتنر، جسیکا اورتنر و الکس اورتنر معتقد هستند که تاثیرگذاری تپینگ بر اضطراب ما در حدی است که میتواند در عرض ده دقیقه، تمام ترس شما از هواپیما و پرواز را از بین ببرد! کتاب سیم کشی مجدد مغز از ما میخواهد در لحظاتی که اضطراب بهسراغمان میآید با نوک انگشتان، به نقاطی از صورت و بدن خود ضربه بزنیم. این روش برآمده از طب سنتی چین است.
حکیمان طب چینی نقاطی همچون زیر بینی، فرق سر، استخوان ترقوه و... را پایانههای عصبی بدن میدانستند. هنگامی که به این نقاط ضربههای منظمی وارد شود، بدن تصور میکند در آرامش قرار گرفته و از اضطراب رها میشود. کتاب سیم کشی مجدد مغز ترجمهی ساسان جعفرنیا و مهدی صفایی خرم، از احساسی سخن میگوید که برای بسیاری از ما آشناست؛ حس فاصله داشتن از محیطی که در آن حضور داریم.
رهایی از خستگی ذهنی با کمک تکنیکهای EFT
ما در حال استراحت هستیم، اما خستگی از ذهن و جسم ما بیرون نمیرود. در کنار خانواده و دوستان خود نشستهایم، اما نشخوار ذهنی اجازه نمیدهد شاد و آرام باشیم. کتاب سیم کشی مجدد مغز انتشارات زمان تغییر دقیقا میخواهد ما را از همین معضلات رها کند. نیک اورتنر، جسیکا اورتنر و الکس اورتنر به مخاطبان خود کمک میکنند تا «حلقه واکنش» را بیابند، با تپینگ وقفه ایجاد کنند، انرژی پنهان خود را باز پس گیرند و به دستگاه عصبی خود، الگو و شکل تازهای دهند.
با خرید کتاب سیم کشی مجدد مغز، طناب نجات خود از چاه نشخوار ذهنی را پیدا میکنید و با یادگیری تکنیکهای ای اف تی، از دام اضطراب و استرس رها میشوید.
نکوداشتهای کتاب سیم کشی مجدد مغز
- راستش را بخواهید، تپینگ زندگی من را عوض کرد. این اولین روشی است که میتواند جلوی افکار تکراری و استرسزای من را بگیرد. حتی فراتر از آن، موفق شده آن برنامهریزیهای ذهنی را که باعث شروع دوباره این چرخههای فکری میشوند، خنثی و از نو بنویسد. مدیون اورتنرها هستم که امروز شادتر زندگی میکنم. (جیسون سیگل، بازیگر)
- کتاب سیم کشی مجدد مغز، علم تپینگ را آنقدر ساده و شفاف بیان میکند که خودتان تعجب میکنید. اورتنرها به شما نشان میدهند دقیقاً چطور الگوها و افکاری را که سالها عقبتان کشیدهاند، کنار بگذارید. به دنبال قدرت درونی و تغییر واقعی هستید؟ قدم اول را بردارید. از همین کتاب شروع کنید. (ماری فورلئو، نویسنده و سخنران)
کتاب سیم کشی مجدد مغز برای شما مناسب است اگر
- بهدنبال یک کتاب برای آرامش ذهن هستید و میخواهید کنترل افکار خود را با تکنیک EFT در دست بگیرید.
- ضربه درمانی را راهکار مناسبی برای کم کردن اضطراب میدانید و میخواهید این مهارتها را بیاموزید.
- میخواهید برای کاهش استرس و اضطراب با راهکارهای موثر آشنا شوید و از آشفتگی و اضطراب همیشگی نجات پیدا کنید.
- دچار مشکل نشخوار فکری هستید و میخواهید در افکار و احساسات همیشه در حال جنگ و نبرد خود، صلح برقرار کنید.
در بخشی از کتاب سیم کشی مجدد مغز: تپینگ برای توقف نشخوار فکری، آرامش تن و رهایی از اضطراب میخوانیم
بازتنظیم در یک مهمانی تولد: اجازه دهید دربارۀ روزی برای شما بگویم که نزدیک بود حضور واقعی در جشن تولد خواهرم را از دست بدهم-نه به این دلیل که ممکن بود به جشن نرسم، بلکه به این دلیل که دستگاه عصبیام تقریباً در خانه، کنار یک کودک خردسال در حال فریاد، گیر کرده بود.
یک بعدازظهر تابستانی کاملاً دلپذیر بود. الیس، پسر سهسالهام، بیرون از خانه بازی میکرد. من پیش از رفتن به جشن تولد خواهرم-یک گردهمایی بزرگ خانوادگی که هفتهها منتظرش بودم-کمی وقت آزاد داشتم.
بعد الیس صافی استخر را روی انگشتان پایش انداخت.
آنچه پس از آن رخ داد دو ساعت از آن نوع فریادی بود که فقط از یک کودک خردسال زخمی و خسته برمیآید. از آن فریادهایی که مستقیماً در جمجمه شما نفوذ میکند و همۀ زنگهای هشدار والدینی را در سیستم عصبیتان فعال میسازد. انگشتان پای او را بررسی کردم-خونریزی داشتند، اما پس از چند باند پانسمان، بهخوبی در حال بهبود بودند-همۀ روشهای آرامسازیای را که میشناختم امتحان کردم (که هیچکدام کارساز نبود)، و در نهایت فقط او را در آغوش گرفتم در حالی که همچنان گریه میکرد.
تا زمانی که برای رفتن به مهمانی از خانه خارج شدم، استرس کاملاً بر من غلبه کرده بود. فکم منقبض شده بود. دستگاه عصبیام هنوز متقاعد بود که ما در حالت بحران قرار داریم، حتی با وجود اینکه الیس بالاخره آرام شده و در امنیت بود.
میتوانستم در آن مهمانی از نظر جسمی حضور داشته باشم اما از نظر ذهنی نه-مضطرب، حواسپرت و همچنان در حال شنیدن پژواک فریادهای کودک. چند جشن را همۀ ما در حالی شرکت کردهایم که دستگاه عصبیمان در جای دیگری گیر کرده بوده است؟
من به یک «نقطۀ انتخاب» رسیدم.
بله


























