معرفی و دانلود کتاب آدمکش
برای دانلود قانونی کتاب آدمکش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آدمکش
کتاب آدمکش نوشتهی پاتریشیا های اسمیت داستانی جنایی دربارهی یک قتل است؛ قتلی که از یک عشق آغاز شد اما هنگامی که عشق به نفرت و صبر به خشم تبدیل شود، از هر چاقو و اسلحهای کشندهتر است. این داستان ما را با یک زوج آشنا میکند که در ابتدا تصورش را هم نمیکنیم بهزودی به جان و خون یکدیگر تشنه خواهند شد.
دربارهی کتاب آدمکش
کلارا و والتر دیگر خوشبخت نیستند. گویی دوران سعادت آنها به پایان رسیده است و نمیتوانند به یک نقطهی مشترک برسند. آنها برای تعطیلات به یک دهکده سفر کردهاند. والتر با آرامش و مهربانی رفتار میکند و عاشق کلاراست اما کلارا چنین حسی ندارد. او زیبا اما تندخو، حسود و سرد است. والتر دوست دارد فرزندی داشته باشد اما کلارا از بچهدار شدن متنفر است. والتر دوست دارد همراه با دوستش، یک دفتر حقوقی مستقل افتتاح کند اما مشکلات او و کلارا چنین اجازهای به او نمیدهد. کتاب آدمکش (Le meurtrier) نوشتهی پاتریشیا های اسمیت (Patricia Highsmith) از نخستین فصل داستان، فردی که بهخاطر او نام کتاب آدمکش است را معرفی میکند؛ او والتر است و کلارا مقتول.
پاتریشیا های اسمیت زمان را به عقب میبرد تا با دورانی که هنوز والتر و کلارا به نقطهی اوج بحران نرسیده بودند، بازگردیم و سیر سقوط و نابودی یک عشق را نظاره کنیم.
آدمکش از ابتدا آدمکش نبود
تعطیلات هیچ کمکی به والتر و کلارا نکرد. آنها حالا به خانه برگشتهاند با این تفاوت که پیش از رفتن به تعطیلات هنوز امیدی به بهبود زندگی داشتند و حالا نه. میان آن دو نفر همهچیز ویران شده و امید والتر برای بهبود زندگی مشترک نابود شده است. اینطور که هر دو نفر حس کردهاند، طلاق تنها راه باقیمانده است. دوستان والتر امشب مهمان خانهی والتر و کلارا هستند و اوضاع هر لحظه بدتر میشود. کتاب آدمکش نشر بهسخن ما را نیز به این مهمانی دعوت کرده تا نظارهگر رابطهی ویران و شکستخوردهی این زوج باشیم.

کلارا مدام به والتر امر و نهی میکند و او را تحقیر میکند. او از دوستان والتر متنفر است و نمیتواند مهمانان را تحمل کند. رفتارش با یکی از مهمانان چنان فاجعهبار است که مهمانان بهتزده به کلارا و والتر مینگرند! دعوا و اختلاف بین والتر و کلارا پایانی ندارد. کلارا ترجیح میدهد وقت خود را با سگ محبوبش، جف، بگذراند و از والتر دور باشد. داستان آدمکش ترجمهی پرویز شهدی وضعیت زندگی مشترک کلارا و والتر را شرح میدهد؛ زندگی آنها که از دور زیباست اما در واقع فاصلهای تا فروپاشی مطلق ندارد.
آدمکش دیگر عاشق نیست
کلارا علاوهبر بدخلقی و بهانهجویی، شکاک نیز هست. به ارتباط عادی و هر گفتوگوی سادهای بین او و زنی دیگر مشکوک است. والتر دیگر خسته شده. نمیخواهد در این زندگی بماند. او صریح و واضح اعلام میکند که میخواهد از کلارا جدا شود؛ اما کلارا که پیشتر هم سابقهی خودکشی داشته، والتر را تهدید میکند که خودش را خواهد کشت! رمان آدمکش پاتریشیا های اسمیت حالا در نقطهی اوج بحران ایستاده است. زمانی که والتر دیگر نمیخواهد در کنار کلارا بماند.
والتر وسایل خود را جمع میکند و از خانه میرود. بیهدف رانندگی میکند تا به یک سینما برسد؛ اما نگرانی امانش نمیدهد. میترسد که مبادا کلارا واقعا تهدید خود را عملی کند و همهی قرصهای خوابآور را بخورد! حال او باید تصمیم بگیرد که میخواهد با کلارا بماند و از مرگ او جلوگیری کند یا اینکه از آن زندگی پر از بحران و ستیز رها شود؛ او میداند که اگر به خانه بازگردد سرنوشت شومتر از مرگ در انتظار اوست اما در اعماق قلبش هنوز کمی نسبت به کلارا احساس محبت آمیخته با ترحم رهایش نمیکند. دانلود کتاب آدمکش ابتدا یک چاقو را به دست شما میدهد و از شما میخواهد که مرتکب قتل شوید. در ابتدا تصورش را هم نمیکنید که مدتی بعد، خود چاقو را بردارید و از آدمکشی استقبال کنید.
خرید کتاب آدمکش شما را در موقعیتی قرار میدهد که هیچ انتخابی ندارید جز آدمکشی و مطمئن باشید که از کار خود چندان پشیمان نخواهید شد!
کتاب آدمکش برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای پلیسی و جنایی علاقه دارید.
- میخواهید با زوجی آشنا شوید که زندگی مشترکشان دچار فروپاشی و روبه ویرانی است.
- به ادبیات آمریکا علاقهمندید.
در بخشی از کتاب آدمکش میخوانیم
والتر کمى پس از ساعت یازده به خانه رسید. همهى چراغها در خانه روشن بودند. رفت طبقهى بالا و دید اتاق خواب روشن است. برگشت پایین به این امید که چمدان کلارا یا اثرى از آمدنش به اتاق نشیمن بیابد. سیگارى آتش زد و خود را ناچار ساخت چندلحظهاى روى نیمکت فنردار بنشیند و همزمان منتظر ماند تا تلفن زنگ بزند و کلارا توضیح دهد کجاست. اما تلفن ساکت ماند و کسى زنگ نزد.
شمارهى الى را گرفت. کسى پاسخ نداد.
سوار خودرو شد و بهطرف لانتر راه افتاد. فکر کرد نیاز دارد گیلاسى نوشیدنى بخورد. اعصابش بههم ریخته بودند و نمىدانست علیه چهچیزى حالت دفاعى به خودش گرفته است. انگار او را کشته باشد، خود را مقصر احساس مىکرد و با روحى خسته لحظههایى را که دوروبر اتوبوس بهانتظار مانده بود، درنظر مجسم کرد. گمان کرد خود را مىبیند که با کلارا کنار جاده بهسوى تودهى درختها مىرود. سرش را انگار براى بیرونراندن فکرى از آن، چندبار تکان داد. چنین اتفاقى نیفتاده بود، به این موضوع یقین داشت. اما در همان لحظه، جاده جلو چشمانش شروع کرد به پیچ و تاب خوردن و دستهایش فرمان را محکم گرفتند. روشنایى چراغها روى جادهى تاریک مىلغزید و کدر مىشد. آنوقت متوجه شد دارد باران مىبارد.
پنجرههاى الى تاریک بودند. خودرو او را نه جلو خانهاش دید و نه توى زمین خالى پهلوى ساختمان. بىهوا زنگ زد، اما پاسخى داده نشد.
برگشت سوار خودرو شد، چند کوچه آنسوتر رفت توى نوشگاهى و یک گیلاس نوشیدنى خواست. تا آن جا که امکان داشت آن را آهسته با جرعههاى کوچک نوشید، دوباره برگشت جلو خانهى الى. پنجرهها همچنان تاریک بودند و کسى هم به صداى زنگ جواب نداد. برگشت به نوشگاه.
متصدى نوشگاه پرسید: «چى شده؟ کسى را دارید که در بیمارستان بسترى است؟» چطور مگر؟ گمان کردم شاید کسى را که در بیمارستان بسترى شده دارید (گیلاسى را برداشت و شروع کرد به تمیزکردنش.) آخر مىدانید... بیمارستانى در انتهاى این کوچه است...
والتر گفت: «نمىدانستم. نه، کسى را در بیمارستان ندارم.»
احساس مىکرد بهرغم دو گیلاس نوشیدنىاى که خورده، نزدیک است لرزه به تنش بیفتد و دندانهایش بههم بخورند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آدمکش |
| نویسنده | پاتریشیا های اسمیت |
| مترجم | پرویز شهدی |
| ناشر چاپی | نشر به سخن |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 352 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-7987-95-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |























