معرفی و دانلود کتاب توفان
برای دانلود قانونی کتاب توفان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب توفان
کتاب توفان نوشتهی جوزف کنراد داستانی کلاسیک است که شما را به دریایی متلاطم دعوت میکند. ناخدای کشتی مکویر است. او مردی بیاحساس و مغرور است که جان انسانها چندان برایش اهمیتی ندارد. در این داستان با مرگ مواجه میشوید و اگر شانس و تقدیر با شما همراه باشد، خود را از چنگال این تندباد کشنده نجات خواهید داد.
دربارهی کتاب توفان
او شبیه هیچکدام از دریانوردان این حوالی نیست. چشمهایش مثل اکثر مردم آن ناحیه آبی و موهایش بدون ذرهای تفاوت با دیگران، طلایی است. قدش کوتاه اما بدنش ورزیده و بازوانش عضلانی است. او هیچ ویژگی خاصی ندارد بهجز لباسهایش که با همه متفاوت است. ناخدا مکویر همیشه کتوشلوار به تن دارد و کسی تا بهحال او را بدون کلاه لبهدار ندیده است. معاونش آمادهبهخدمت در کنار اوست و چتر او را باز و بسته میکند. کتاب توفان (Typhoon) جوزف کنراد (Joseph Conrad) ما را بر روی اقیانوسها با این ناخدا همراه میکند تا با مفهوم حقیقی آرامش دریا و توفانی که از دل همین آرامی سر برمیآورد، آشنا شویم.
معمولاً کسی دربارهی زندگی دریانوردان و ناخداهایی که ماهها و سالها بهجز وسعت دریا هیچچیزی نمیبینند، حرفی به میان نمیآورد. برخلاف خلبانها که گویی به مدال و جایگاه خاصی دست یافتهاند، کسی از دریانوردان قدردانی نمیکند و حالا در داستان توفان قرار است با زندگی شخصی، گذشته و افکار یک ناخدا روبهرو شویم و راز دریاها را دریابیم.

شخصیت ناخدا مکویر و گذشتهی پرتلاطم او
ناخدا مکویر شخصیت اصلی داستان توفان و پسر یک خواربارفروش است. نوجوانی خود را در رویای دریا گذراند و به وسعت بیکران آبی بیانتها نگریست. او نمیخواست به شغل پدرش روی آورد و تصمیم گرفت دریانورد شود. زمانی که فقط پانزده سال سن داشت، خانه را بدون اینکه به خانوادهاش اطلاع دهد ترک کرد و به دریا رفت. مادرش هشت ماه تمام گریست و بعد از این مدت، نامهای از سوی او به خانواده رسید. مکویر خبر داد که به مقام «ملوان سوم» کشتی رسیده است و برخلاف نظر پدرش به ناخدا تبدیل شده است.
ناخدا مکویر برخلاف معاونش، مرد کمحرف و آرامی است. او آنقدر سرد و گرم روزگار را چشیده که بداند نباید خود را بهخاطر اتفاقی ساده همچون تغییر پرچم کشتی ناراحت و خشمگین کند؛ اما آقای جوکس که جوان و بیتجربه است، با هر حادثهای دچار بیقراری و هیجانزدگی میشود. جوزف کنراد در رمان توفان ترجمهی پرویز شهدی دو فرد با ویژگیهای کاملاً متضاد را در کنار یکدیگر قرار داده تا بتوانیم درنهایت نتیجهی مثبت اختلافنظرها را نظاره کنیم.
رمان توفان جوزف کنراد: سکوت دریا و فریاد مرگ
ناخدا مکویر میداند سکون و آرامش امواج دریا از توفانی ویرانگر خبر میدهد. دمای کشتی بیش از حد بالا رفته و موتورخانه به 48 درجه رسیده است. باربرهای چینی که برای کار و کسب درآمد به هر سوی جهان میروند، از شدت گرما بر روی عرشه دراز کشیدهاند و با یک توفان همگی خواهند مرد.
آقای جوکس که در کنار ویژگیهایی چون هیجانزدهبودن، انساندوست نیز هست، به ناخدا مکویر توصیه میکند از سمت شرق بروند تا از تلاطم توفان کم شود و جان باربرها حفظ شود، ولی باربرهای چینی که آدمهایی فقیر و از طبقات پایین اجتماع هستند، برای مردی بیرحم چون ناخدا اهمیتی ندارند. کتاب توفان جوزف کنراد ناگهان در خاموشی مطلق فرو میرود. ستارهها ناپدید میشوند و باد با شدیدترین سرعت ممکن همهچیز را وارونه میکند. پنجرههای کشتی میشکنند و خطر، بیش از حد کشتی را تهدید میکند؛ اما ناخدا هنوز آرام است.
رمانی کلاسیک از جوزف کنراد دربارهی دریا، مرگ و بقا
بر روی عرشهی کشتی جهنم به پا شده است. دلارها و سکهها از درون صندوقهای انبار بیرون ریختهاند و چینیها بر سر یک دانه سکه بهجان همدیگر افتادهاند. موتورهای کشتی تا آخرین سرعت و با نهایت قدرت کار میکنند و نمیتوانند کشتی را از دل توفان بیرون بکشند. با دانلود کتاب توفان نشر به سخن هیجانی را تجربه میکنید که اگر نتوانید از آن عبور کنید، مرگ زندگیتان را همچون یک نهنگ گرسنه خواهد بلعید.
ناخدا مکویر در این شرایط نیز آرام است و میگوید «نمیشود کار خاصی کرد.» رمان توفان در یک آن، از آرامش به اوج آشفتگی و بحران وارد میشود. حالا ناخدا مکویر و آقای جوکس باید بتوانند این کشتی را از نابودی و فروپاشی کامل نجات دهند؛ کاری که ظاهراً نشدنی و محال بهنظر میرسد. با خرید کتاب توفان، بر کشتی سوار و بهسوی توفانی که معلوم نیست در انتهای آن چه چیزی در انتظار شماست، پیش روید.
کتاب توفان برای شما مناسب است اگر
- به دریانوردی علاقهمندید و میخواهید با این حرفهی ظاهرا زیبا اما خطرناک و گاهی هم کشنده آشنا شوید.
- از خواندن رمانهایی که ریتم آرامی دارند و اغلب داستان به توصیف طبیعت میگذرد، لذت میبرید.
- میخواهید با قصهای مواجه شوید که در عین سکون و سکوت فضا، هیجانانگیز نیز هست و موقعیتهایی که مرگ و زندگی، رو در روی هم قرار میگیرند را شرح میدهد.
در بخشی از کتاب توفان میخوانیم
روشنایىهایى مانند شعلههایى بلند و رنگپریده روى سطح صیقلى دیوارههاى فلزى مىلرزیدند. سرهاى عظیم دستهى چرخها، نوبه به نوبه میان درخششى از فولاد و مس از کف فلزى موتورخانه سر بر مىآوردند و بعد ناپدید مىشدند، در همان حال بهنظر مىآمد اهرمهاى انتقال حرکت با مفصلهاى ضخیم که شبیه اعضاى یک اسکلت بودند، آنها را بهطرف خود مىکشند و بعد با دقتى خدشهناپذیر پرتابشان مىکنند.
در انتهاى موتورخانه، در فضایى نیمهتاریک، اهرمهاى انتقال حرکت دیگرى ضمن اینکه مصممانه از برخورد با یکدیگر مىپرهیختند، مىرفتند و مىآمدند.
میلههاى عرضى سرشان را مىجنباندند، صفحههاى فلزى آرام و به کندى در چرخشى از سایهروشنها از کنار هم مىگذشتند، بىآنکه به یکدیگر ساییده شوند یا تماس حاصل کنند.
گاه همهى این حرکتهاى نیرومند و خطاناپذیر همزمان کند مىشدند، انگار بخشى از ساختارى زنده بودند که ناگهان دچار رخوت مىشدند، در چنین موقعى چشمهاى آقاى روت باز هم تیرهتر در صورت رنگپریدهاش مىدرخشیدند.
او این مبارزه را، دمپایى پارچهاى بهپا و کت کوتاهى که به زحمت پهلوهایش را مىپوشاند ادامه مىداد. مچ دستهاى سفیدش از آستینهاى زیادى تنگ و زیادى کوتاه کت بیرون زده بودند، انگار وضعیت کنونى قدش را بلندتر، اعضایش را کشیدهتر، چشمهایش را در حدقهها گودتر و رنگش را پریدهتر کرده بود.
همهى اینها، دیوارههاى سفید، قطعات فولادى متحرک، صفحههاى فلزى بههم متصل شدهى کف موتورخانه، پنجرهى مشبک بالاى سرش نوسان تاریکى و روشنایى بر اثر تلوتلوخوردن چراغها، همگى با حملهى موجها به بدنهى کشتى و تلاطم دریا بالا مىرفتند و پایین مىآمدند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب توفان |
| نویسنده | جوزف کنراد |
| مترجم | پرویز شهدی |
| ناشر چاپی | نشر به سخن |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 144 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-453-041-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای ادبیات کلاسیک، کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی |


























