معرفی و دانلود کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

عکس جلد کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش
قیمت:
۲۰۴,۰۰۰ تومان
خرید کتاب صوتی
۳۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

هر شهر قانونی دارد، قانون شهری که هاروکی موراکامی در کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش خلق کرده، یک چیز است: نباید سایه‌ی خود را به همراه بیاورید. و این یعنی ورود هر داشته‌ی دیگری در این شهر نیز ممکن نیست. با تمام این‌ها، قهرمان این رمان ژاپنی پرفروش تمام قوانین را می‌پذیرد و از دیواره‌ی شهر عبور می‌کند. شاید برای اینکه چاره‌ای دیگر ندارد، یا چون تنها در آن‌جا است می‌تواند خود را دوباره پیدا کند.

درباره‌ی کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

به تعداد شهرهایی که روی نقشه دیده می‌شود، شهرهای ناپیدایی وجود دارد که فقط رد آن را می‌توان در نقشه‌ی ذهن دنبال کرد؛ شهرهایی که به اندازه‌ی قلم بی‌نظیر هاروکی موراکامی (The City and Its Uncertain Walls) خیال‌انگیز و گاه وهمناک‌اند. در کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش (Haruki Murakami) به یکی از همین قلمروها قدم می‌گذاریم.

قرار است راهی عجیب‌ترین سفر زندگی خود شوید. افراد زیادی دوست دارند از مرزهای ناپیدای این سرزمین عبور کنند، اما ورود به آن‌جا کار هر کسی نیست. حالا نوبت به شما رسیده. برای ورود به این شهر باید تمام داشته‌های خود را ببخشید، حتی سایه‌ی خود را. می‌پذیرید؟ اگر به شما بگویند به محض برداشتن اولین قدم در این شهر تمام عواطف خود را از دست می‌دهید، چطور؟ باز حاضر هستید متفاوت‌ترین تجربه‌ی زندگی خود را رقم بزنید؟

معرفی و دانلود کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

راوی داستان موراکامی، در شهری که سایه‌ها حق ورود به آن را ندارند

راوی داستان شهر و دیوارهای نامشخصش پشت صندلی یکی از کتابخانه‌های این شهر نشسته. او نه احساسی دارد و نه حتی سایه‌ای. با این حال مشغول خواندن یک کتاب است؛ اما نه یک کتاب معمولی. او به رویاهای خود می‌نگرد. این در حالی است که سایه‌ی او پشت دیوار شهر ایستاده و جرئت عبور از آن را ندارد. فراموش نکنید که در شهر خیالی داستان هاروکی موراکامی هیچ سایه‌ای زنده نخواهد ماند.

سایه‌ها همچون آدم‌ها محصور در دیوارهای شهر نیستند. آن‌ها می‌توانند بگریزند و پرواز کنند و زندگی دیگری برای خود بسازند، عاشق شوند و یا حتی دیگری را عاشق خود کنند. پیوند راوی داستان با این شهر و سایه‌های آن، سابقه‌ی طولانی دارد. او در نوجوانی و زمانی که تنها هفده سال سن داشت، به یکی از دختران شهر محصور دل بسته بود، البته نه به خود دختر بلکه سایه‌ی او. حالا بعد از گذشت سال‌ها از غیب شدن سایه، راوی پشت میز کتابخانه نشسته، کتابخانه‌ای که دختر روزی در آن کار می‌کرد و شاید هنوز هم در آن کار می‌کند.

شهر و دیوارهای نامشخصش، داستانی که منطق واقعیت را به بازی می‌گیرد

در رمان صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش، نباید انتظار مرزی مشخص میان واقعیت و خیال داشت؛ اصلاً لطف و زیبایی شنیدن داستان‌های هاروکی موراکامی همین است؛ اینکه وقفه‌ای برای رهایی از واقعیت بسازیم و به عالمی قدم بگذاریم که فراتر از قواعد و چارچوب‌های منطقی ماست. در چنین داستانی افراد به توانایی‌های زمینی محدود نیستند، آن‌ها می‌توانند زندگی را در ابعاد مختلفی تجربه کنند. عاقبت چنین شورشی علیه واقعیت چه خواهد بود؟ شاید آشوب و ویرانی و یا شاید هم برعکس، رویارویی با خود و نجات و رهایی از دیوارهای ناپیدا.

روایت غیرخطی و خطوط روایی موازی یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های قلم نویسنده‌ی این داستان است. در یکی از این خطوط با شخصیت نوجوان راوی روبه‌رو می‌شویم، همان پسری که در آن عشق یک سایه سوخته را تجربه می‌کند؛ در جای دیگر همان پسر را در قامت مردی میانسال می‌بینیم و در نقاط دیگر داستان با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که هر یک در نوع خودشان شگفت‌انگیز هستند، مانند پسری که تمام کتاب‌های کتابخانه را از بر می‌کند و پیرمرد عجیبی که صاحب کتابخانه است. پیوند مکرر این شخصیت‌ها در نقاط مختلف داستان و فضای همواره در گردش و آمیخته به خیال ماجرا، از این کتاب همان اثری را می‌سازد که خوانندگان سبک سورئال و رمان‌های تخیلی عاشقش خواهند شد.

به آینه نگاه کنید، شاید در چشمان خود با یکی از همین شهرهای نامرئی روبه‌رو شدید. برای قدم گذاشتن به آن آماده‌اید؟ پیشنهاد می‌کنیم به داستان فلسفی شهر و دیوارهای نامشخصش گوش بسپارید.

این کتاب با تلاش نشر صوتی موج کتاب و یاری انتشارات بامداد سیام روانه‌ی بازار شده و شما می‌توانید آن را با صدای سبحان اکرامی و ترجمه‌ی مریم حسین نژاد گوش کنید.

جوایز و افتخارات کتاب شهر و دیوارهای نامشخصش

  • از پرفروش‌ترین آثار داستانی بلند سایت ساندی‌تایمز
  • نامزد فهرست بلند جایزه‌ی «خروس» تورمنت برای کتاب‌های «اخبار صبح»، سال 2025
  • لیست آثار برتر منتخب مجله‌ی Real Simple، سال 2024

نکوداشت‌های کتاب شهر و دیوارهای نامشخصش

  • هیچ نویسندهٔ دیگری نمی‌تواند به این شکل عناصر روزمره، شگفت‌انگیز و اسرارآمیز را با سایه‌های عجیب و افسون‌کننده بیامیزد. (فایننشال تایمز)
  • تأملی عمیق و باشکوه دربارهٔ زمان، گذر عمر و عشق. (مجله‌ی بریتانیایی Woman and Home)
  • موراکامی با مهارت عناصر عجیب و فریبنده را با تهدید و خطر ترکیب می‌کند، درست مانند دیگر هنرمند برجستهٔ ژاپنی، هایائو میازاکی. (گاردین)

کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش برای شما مناسب است اگر

  • به رمان‌های فلسفی و روانشناسانه با مایه‌ی رویا و تخیل علاقه‌مندید.
  • پیگیر ادبیات داستانی کشور ژاپن هستید و آثار نویسندگان مطرح آن را دنبال می‌کنید.
  • ساحت ادبیات و داستان را مجالی برای خودشناسی و رهایی از سایه‌ها و گره‌های ذهنی می‌دانید.

در بخشی از کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش می‌شنویم

سه روز پس از ورودم به شهر یک روز غروب در آن ساختمان را باز کردم. ساختمان خاصی نبود و از سنگ قدیمی ساخته شده بود. باید به سمت شرق و در امتداد جاده‌ای که به موازات رودخانه بود می‌رفتی و از میدان مرکزی مقابل پل قدیمی عبور می‌کردی تا به آن برسی. ورودی، هیچ نشانی نداشت تا بدانی کتابخانه است. فقط تابلویی برنجی با شماره‌ی شانزده وجود داشت که به طور نسبی با بی‌توجهی نصب شده بود. رنگ تابلوی برنجی پریده و خواندنش دشوار بود.

در چوبی سنگین به آرامی با صدای جیر جیر باز شد. جایی که اتاق مربع شکل کم‌نوری وجود داشت. کسی دیده نمی‌شد. سقف بلند بود. چراغ‌های دیواری نوری ضعیف می‌تاباندند و هوای داخل بوی عرق خشک شده می‌داد. تاریکی سبب می‌شد همه چیز کمی مه‌آلود به نظر برسد. انگار به مولکول شکسته شده و جایی در حال مکیده شدن بودند. تخته‌های کف ساخته شده از صدر کهنه زیر پا جیرجیر می‌کردند. دو پنجره‌ی عمودی داشت و هیچ اثاثیه‌ای در آن به چشم نمی‌خورد.

در انتهای دور اتاق دری وجود داشت. یک در چوبی ساده با پنجره شیشه‌ای مات در سطح چشم. شماره‌ی شانزده هم رویش نوشته شده بود با خط قدیمی و تزیینی. نوری ضعیف از شیشه به داخل می‌آمد. دو بار به آرامی بر در کوبیدم و منتظر ماندم اما پاسخی نیامد. صدای پا هم به گوش نمی‌رسید. کمی منتظر ماندم. نفسم را آرام کردم و سپس دستگیره‌ی برنجی رنگ‌پریده را چرخاندم. و به آرامی در را هول دادم. در جیرجیر کرد. انگار هشدار می‌داد کسی وارد شده است.

داخل اتاق دیگری با ابعاد تقریباً چهار متر از هر طرف وجود داشت. سقفش به بلندی اتاق اول نبود. آنجا هم کسی نبود. هیچ پنجره‌ای نداشت. فقط دیوارهای گچی. هیچ نقاشی، عکسی، پوستر یا تقویمی وجود نداشت و البته هیچ ساعتی. فقط دیوارهای خالی و صیقلی. یک نیمکت چوبی زبر، دو صندلی کوچک یک میز و یک رخت آویز چوبی وجود داشت بدون هیچ کت آویزان.ی وسط اتاق یک بخاری چوبی قدیمی و زنگ زده بود که آتشش می‌سوخت و کتری بزرگ سیاهی رویش بخار می‌زد عقب اتاق چیزی شبیه پیشخان کتابخانه وجود داشت با یک دفتر باز. انگار فردی وسط کار به خاطر موضوعی فوری آنجا را ترک کرده بود.بی‌تردید به زودی قطعاً یکی از کارکنان کتابخانه برمی‌گشت.

فهرست مطالب کتاب صوتی

نمونه
17 دقیقه
معرفی و قسمت اول
10 دقیقه
قسمت دوم
13 دقیقه
قسمت سوم
10 دقیقه
قسمت چهارم
7 دقیقه
قسمت پنجم
18 دقیقه
قسمت ششم ـ قسمت اول
16 دقیقه
قسمت ششم ـ قسمت دوم
20 دقیقه
قسمت هفتم
20 دقیقه
قسمت هشتم
27 دقیقه
قسمت نهم
13 دقیقه
قسمت دهم
26 دقیقه
قسمت یازدهم
17 دقیقه
قسمت دوازدهم
26 دقیقه
قسمت سیزدهم
11 دقیقه
قسمت چهاردهم
10 دقیقه
قسمت پانزدهم
11 دقیقه
قسمت شانزدهم
12 دقیقه
قسمت هفدهم
13 دقیقه
قسمت هجدهم
14 دقیقه
قسمت نوزدهم
15 دقیقه
قسمت بیستم
16 دقیقه
قسمت بیست‌ویکم
14 دقیقه
قسمت بیست‌ودوم
27 دقیقه
قسمت بیست‌وسوم
18 دقیقه
قسمت بیست‌وچهارم ـ قسمت اول
17 دقیقه
قسمت بیست‌وچهارم ـ قسمت دوم
11 دقیقه
قسمت بیست‌وپنجم
19 دقیقه
قسمت بیست‌وششم
28 دقیقه
قسمت بیست‌وهفتم
13 دقیقه
قسمت بیست‌وهشتم
25 دقیقه
قسمت بیست‌ونهم
22 دقیقه
قسمت سی‌ام
27 دقیقه
قسمت سی‌ویکم
15 دقیقه
قسمت سی‌ودوم ـ قسمت اول
21 دقیقه
قسمت سی‌ودوم ـ قسمت دوم
21 دقیقه
قسمت سی‌وسوم ـ قسمت اول
20 دقیقه
قسمت سی‌وسوم ـ قسمت دوم
16 دقیقه
قسمت سی‌وچهارم
21 دقیقه
قسمت سی‌وپنجم
8 دقیقه
قسمت سی‌وششم
25 دقیقه
قسمت سی‌وهفتم
17 دقیقه
قسمت سی‌وهشتم
16 دقیقه
قسمت سی‌ونهم
25 دقیقه
قسمت چهلم
19 دقیقه
قسمت چهل‌ویکم
23 دقیقه
قسمت چهل‌ودوم ـ قسمت اول
19 دقیقه
قسمت چهل‌ودوم ـ قسمت دوم
20 دقیقه
قسمت چهل‌وسوم
18 دقیقه
قسمت چهل‌وچهارم
22 دقیقه
قسمت چهل‌وپنجم
26 دقیقه
قسمت چهل‌وششم
12 دقیقه
قسمت چهل‌وهفتم ـ قسمت اول
19 دقیقه
قسمت چهل‌وهفتم ـ قسمت دوم
14 دقیقه
قسمت چهل‌وهشتم
21 دقیقه
قسمت چهل‌ونهم
22 دقیقه
قسمت پنجاهم
22 دقیقه
قسمت پنجاه‌ویکم
24 دقیقه
قسمت پنجاه‌ودوم
20 دقیقه
قسمت پنجاه‌وسوم
14 دقیقه
قسمت پنجاه‌وچهارم
12 دقیقه
قسمت پنجاه‌وپنجم
11 دقیقه
قسمت پنجاه‌وششم
15 دقیقه
قسمت پنجاه‌وهفتم
15 دقیقه
قسمت پنجاه‌وهشتم
15 دقیقه
قسمت پنجاه‌ونهم
10 دقیقه
قسمت شصتم
9 دقیقه
پس‌گفتار

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش
نویسنده
مترجممریم حسین نژاد
راویسبحان اکرامی
ناشر چاپیانتشارات بامداد سیام
ناشر صوتیانتشارات موج کتاب
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابMP3
مدت۱۹ ساعت و ۲۶ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان و رمان فلسفی خارجی، کتاب‌های صوتی داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

hamideh mojtahedi
۱۴۰۵/۰۲/۰۲
کتابراه من نمیخوام فعلا نظری راجع به این کتاب بدم ولی از خودت و تیمت هزاران بار ممنونم که با هدیه‌های آخر هفته ت فرهنگ کتابخونی رو رواج میدی، اینو یادت باشه تو یکی از بهترین اپلیکیشن‌های کتابخونی هستی.
Tαɾα q𝘰𝘳𝘣𝘢𝘯𝘪🐛📚
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
کتاب جالبی بود. هرچند از اونجایی که قبلا کتاب "سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا" رو ازش خونده بودم. عملا انگار یه جور اسپین آف از اون رو داشتم میخوندم! مسائلی حل نشده باقی موند گمون کنم خود نویسنده فراموششون کرد یکی که بیشتر از همه توی ذهنم موند، ماجرای خواب دختر و اینکه توش حامله شده بود. زمانی که شد کاراکتر اصلی خواب خوان فکر میکردم الان قراره پرده از این راز برداشته بشه که عملا اتفاقی نیفتاد! جایی از کتاب بهتره بگم اواخرش نویسنده سعی کرد سبک نوشتاریشو توضیح بده که به نظرم بیمورد بود! شاید اگه اولین کتابش بود میشد درک کرد اما الان بعد از این همه اثر چرا باید بخواد همچین چیزی رو توضیح بده؟!! درکل این پنجمین اثر از این نویسنده بود که مطالعه کردم اما چندان نپسندیدم. البته اگه هیچ ذهنیتی ازش نداشته باشین شاید جذاب تر باشه. به هر حال هنوز کتاب "کافکا در کرانه " از این نویسنده برام رتبه ی یک رو توی اثارش داره. البته بین همین چندتایی که خوندم.
سیمین بزرگی
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
اول از همه ممنون از کتابراه. کتاب فوق‌العاده‌ای بود. دوم ممنون از خانم مریم حسین نژاد بابت ترجمه بسیار عالی. سوم ممنون از آقای سبحان اکرامی بقدری قشنگ و با احساس روایت میکردند که اگر می‌خواستم بخشهایی که نویسنده با قشنگی و ظرافت محیط و احساسات و آدم‌ها رو توصیف کرده بود خودم بخوانم قطعا نمی‌تونستم آن لذت عمیق بودن در متن رو تجربه کنم. آقای اکرامی بقدری قشنگ با صدای مردانه و عالی شأن داستان را روایت کردند که حس غریبی در تمام طول داستان مرا احاطه کرده بود. اما هاروکی موراکامی، چه نویسنده متبحر و توانکندی، چه قلم گیرا و تاثیر گذاری دارند. کمتر داستان تخیلی بدینگونه توانسته منو تحت تأثیر قرار بده و صد البته صدای جناب اکرامی هم بی تاثیر نبود. مطلبی در مورد داستان نمینویسم و تشویق میکنم که حتما حتما بخونید. شاید تا قسمت بیستم کمی گنگ باشد اما بعد آن داستان گیرایی خاصی پیدا می‌کند. من تحت تأثیر همه شخصیت‌های داستان قرار گرفتم. درضمن انتخاب موزیک‌های ابتدا و انتهای هر بخش نیز عالی بود. سپاسگزار کتابراه هستم. 🌹
آرثئا
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
این کتاب خیلی جالب و عجیبی بود از نظرم. خط داستانی مشخصی داشت ولی بیشتر از اینکه نقل یه داستان در قالب مفاهیم فلسفی باشه نیاز به تفکر و تعمق داشت، از اون مفاهیمی که انگار هر کسی برداشت شخصی خاص خودش رو داره. مثل نگاه کردن به یه تابلوی نقاشی بود که هر کسی با تلاش، چیزی ازش تفسیر میکنه و نمیشه گفت یا این تفاسیر درست غلطه بلکه هر کدومشون یه دید جدیده که شاید حتی خود نویسنده در زمان نوشتن بهش فکر نمیکرده. داستان در ابتدا با یه عشق دوران نوجوونی و خیال پردازی های شخصیت ها شروع میشه که یجور شور و عطش زنده ای توش داره، حتی دلتنگی رو هم میشه توش حس کرد ولی در ادامه روند داستان یه پختگی و بلوغ خاصی پیدا میکنه. دغدغه های فکری خواننده، با توجه به پا به سن گذاشتن شخصیت وارد دنیای بزرگسالی میشه ولی هنوز عنصر خیالی و فلسفیش نقش پررنگی داره. هر بار که درمورد شهر محصور و سایه ها صحبت میشد به این فکر میکردم که بُعد جسمانی و روح ما چقدر بهم وابسته ن و آیا اصلا وجودشون بدون هم امکان پذیره یا از هم متمایز نیستن؟ یا مثلا درمورد مفهوم زمان برام سوال میشد که واقعا یه ابدیت بی انتها تکرار خسته کننده ی اتفاقات نیست؟ اگه زمان به معنی آینده و گذشته وجود نداشته باشه و ما همیشه توی یه نقطه از حال بمونیم اصلا میشه گفت زنده ایم و زندگی میکنیم؟ واقعا فکر کردن به تمام این ها پیچیده و دشواره و هیچ جواب قطعی و منطقی ای براش وجود نداره. فقط به صِرف اینکه ما انسان هستیم دلیلی نمیشه که تمام حقایق انسان بودن رو به طور قطع بدونیم اما مانعی هم برای تامل کردن توی این مسائل وجود نداره. برای همین فلسفه از نظرم یه قلمرو آزاد و بیشتر شخصیه که برداشت های هر کسی توی اون قلمرو خاصه؛ به عبارتی هر کسی شهر محصور خودشو داره!
ترانه کمالی
۱۴۰۵/۰۳/۰۶
کتاب، داستان حضور مردی واقعی در دنیای سورئالی ست که نمیدانیم در ذهن ش هست یا در دنیایی ست موازی با دنیایی که زندگی اش میکنه! شخصیت اصلی یا راوی داستان در نقش دانای کل، پسری جوان اما روحا بالغ است فردی ست که گویی بارها زندگی کرده! تنها کسی که بین جمعی خواب زده، بیداره. کتاب در پوسته ی ظاهری روایتی و رو دنبال میکنه اما در لایه های متعدد زیرین، خیلی ملایم، عمیق فلسقی به تحلیل کلیت چرخه ی زندگی، ریشه ها، هویت و عادت و روزوارگی های انسان، تقابل شهود و منطق و آفرینش میپردازه. کتاب پر است از استعاره ها: شهر، دیوارهایی که بارها و بارها به آن پرداخته شده، مردمی که از گذشته ی خود جداشده و دچار فراموشی جمعی هستن، جدا سازی سایه ها از صاحبان شان و تب و هذیان هایی که در پی تحقیق به چرایی و چگونگی موجودیت دیوار بر راوی عارض شده و خیلی زیاد چیزهای دیگر. نویسنده از نمادهای از پیش شناخته شده برای مضامین فلسفی موردنظرش و پیام های غیر مستقیم ش استفاده نمیکنه در عوض به چیزهای عادی، معنای کنایه آمیز و رازگونه می ده. خط روایت داستا عموما بین ذهن راوی و رویدادهای بیرونی در نوسان هست و این پیچش ها حس خوشایندی به مخاطب میده، ضمن اینکه همین مورد باعث به درون کشیده شدن و غرق شدن در داستان هست. من از هاروکی نوشته های زیادی خوندم اما هیچ یک مثل این کارش، به دلم ننشسته بود. بنظرم تخیل فقط وقتی بامعنی و پرکشش میشه که به دریاف های فلسفی و معناهای وجودی آفرینش گره بخوره. این کتاب صوتی، اولین تجربه ی شنیدن کتاب خوانی آقای اکرامی برای من بود، علاوه بر تحسین م از مهارت ایشون، بنظرم با توجه به ریتم و تم کتاب، صدای ایشون انتخاب مناسبی بود. [سکون و مه وارگی دو رکن جذاب این کتابند.]
ن د ا ز ر ن د ی
۱۴۰۵/۰۳/۰۳
یونگ، فروید، و حالا گابریل گارسیا مارکز، در کتاب شهر و دیوارهای نامشخص اثر هاروکی موراکامی، ژاپنی، نیز هستند. چجوری؟! آیا این موضوع همفکری داشت و معتقد بود که نام این شخصیت های علمی و ادبی نیز در این کتاب می خوانید برده شده است یا ذهنیت و تفکر آن ها در کتاب خودش را به تمامی دوستان نزدیک است؟ کتاب و شهر دیوارهای نامشخص، مانند دیگر کتاب های هاروکی موراکامی از سبک تخیلی و غیرواقعی پیروی می کند. داستان بلند شهر و دیوارهای نامشخص، از تخیل و داستان پردازی تودرتوی نویسنده نوشته شده است. داستان هایی که برخی تمام نشده، رها می شود و خواننده را به یک شروع داستان مرتبط دیگری، پرتاب می کند. سبک نگارش موراکامی، گویی مرور طرحواره ها و آشفتگی های ذهنی اش است که در زندگی روزمره خود توجه به آن ها را سرکوب کرده است و هرگاه دست به قلم می شود، قلم، بی وقفه خودش روی کاغذ پیش می رود و افکار مسلسل وار، تراوش می کند. ابتدای داستان آشفتگی و نداشتن روال، بیشتر به چشم می خورد اما داستان در کتابخانه، محکم تر و بادوام می شود و در فصل پنجاه و دوم، گویی موراکامی، انگیزه اصلی نگارش این کتاب را می نویسد. هاروکی موراکامی، مخاطب خاص خود را به عنوان نمادی از ویژگی این نویسنده، همراه دارد و اگر از علاقمندان به این معنا هستید، این کتاب مناسب برای خواندن شما است.
فاطمه میر
۱۴۰۵/۰۲/۲۹
بزرگترین جذابیت کتاب، رویکرد موراکامی به گذشته اش است. او در این رمان، مضامینِ «جست وجوی گمشده» و «عشقِ دور از دسترس» را که در آثار دوران جوانی اش (مثل تعقیب گوسفند وحشی) وجود داشت، با پختگیِ یک نویسنده ۷۰ ساله بازخوانی می کند. شخصیت اصلی (راوی) که در جوانی عاشق دختری بوده و سال ها بعد در دوران در میانسالی دوباره پی یافتنِ آن «شهر» است، نمادی از جست وجویِ انسان برای یافتنِ بخش های فراموش شده و دفن شده ی وجود خودش است. «شهر و دیوارهای نامطمئنش» کتابی برای «درک کردن» نیست، بلکه کتابی برای «غرق شدن» است. اگر به دنبال تعلیق های تند و داستانی با ضرب آهنگ سریع هستید، احتمالاً این کتاب انتخاب مناسبی نیست. اما اگر به دنبال یک تجربه مراقبه گونه، غم انگیز و در عین حال امیدوارانه درباره تنهایی، حافظه و معنای «خود» هستید، این کتاب یکی از آثار درخشان و جمع بندی کننده کارنامه موراکامی محسوب می شود.
رامین دارابی
۱۴۰۵/۰۲/۱۶
خب بالاخره کتاب تموم شد کتاب شهر و دیوارهای نامشخصش نویسنده هاروکی موراکامب مترجم مریم حسین نژاد و با صدای فوق العاده سبحان اکرامی قبل از هر چیز از کتابراه ممنونم بابت هدیه خویش. بطور کلی نظرم راجع به کتاب مثبته. این رمان داستان واقعی نیست و زاده ی تخیل نویسنده موراکامی هست. از داستان کتاب خیلی و ی خوشم نیومده. بیشتر توصیف تشریح لحظه ها جذابیت داشت. بهر حال هاروکی موراکامی نویسنده بزرگیه و خواندن نوشته هاش خالی از لطف نیست. کتاب تقریباً سه بخش هستش و موقع گوش دادنش نباید دنبال داستانش باشید من خودم به شخصه از توصیف و وصف زمان حالش خوشم اومد. شاید خودم به لحظه ها و ثانیه های زندگیم اینقدر توجه نداشتم. این کتاب باعث شد که زمان حال زندگیم رو بیشتر درک کنم و اینقدر زودگذر و بی توجه به زمان حال زندگیم نباشم.
صادقی
۱۴۰۵/۰۲/۰۹
نام هاروکی موراکامی برای ادبیات دوستان یک نام آشنا است. رمان شهر با دیوارهای نامشخصش یکی از آثار تازه او می باشد که مطابق انتظار توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. این نویسنده ژاپنی توانسته است مفاهیمی ژرف همچون معنی هویت، مرز میان واقعیت و رویا را در قالب داستانی از زبان شخص اول رمانش بیان کند که در پی یافتن عشق خود دست به کاری عجیب می زند و وارد دنیای ناشناخته می شود. داستان در نگاه اول شاید ناملموس بنظر برسد ولی آنقدر کشش دارد که خواننده را با خود همراه کند و او را وارد سفری فلسفی کند. آیا حاضر هستید برای رسیدن به مقصود از تمام داشته های خود حتی احساسات خود چشم پوشی کنید؟ این همان کاری است که راوی داستان مجبور یه انجام آن می شود. برای دانستن بیشتر بهتر از کتاب را تا انتها دنبال کنید.
Bahar
۱۴۰۵/۰۲/۰۹
این کتاب اولین کتابی هست که از این نویسنده خوندم و به شدت طرفدار سبک نویسندگی ایشون شدم و مشتاقم که در آینده دیگر آثار شون رو هم بخونم🤗مکان ها و لحظاتی که با قوه تخیل شون ثبت کردند فوق العاده بود و کاملا برام تازگی داشت. 🌠کتاب، داستانی از یک شخص رو روایت میکنه که تصمیم میگیره وارد یک شهری که ذهنش ساخته هست بشه تا بتونه عشق اولش رو در آن جا ملاقات کنه اما مشکلی که وجود داره اینه که برای ورود به اون شهر باید سایه اش را از خودش جدا کنه و او هم بدون در نظر گرفتن عواقبش این شرط رو قبول میکنه و وارد شهر میشه.. کتابراه عزیزم، خیلی ازت ممنونم که این امکان را فراهم کردی تا بتونم به شکل رایگان این اثر با ارزش رو با صدای دل نشین آقای سبحان اکرامی بشنوم و از لحظه لحظه شنیدنش لذت ببرم😍💖🪴🌹
بهاره محمدی اسفه
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
در تمام مدتی که رمان رو می شنیدم با خودم می اندیشیدم که ابتدا این رمان نوشته شده یا رمان سرزمین عجایب بی رحم و ته دنیا؟ توضیح نویسنده در انتهای کتاب بسیار جالب و روشنگر بود. در این داستان تم کلی دیگر داستان های موراکامی پی گرفته شده مثل تنهایی، فقدان، طرد ناگهانی و توجه به ضمیر ناخودآگاه که در این رمان به طور ویژه به آن پرداخته شده. در این رمان بیشتر به شهر محصور در دیوار پرداخته شده و شاهد چندین رفت و برگشت هستیم که شاید گیج کننده باشد و توجه تام را می طلبد تا بتوان با روند قصه و گفتگوهای فلسفی آن همراه شد. در کل قصه جذاب و پر کشش بود ولی گره های باز نشده ای وجود دارد که البته آن هم از ویژگی های کلی داستان های جناب موراکامی است. روایت خوب بود. با سپاس از کتابراه
انسیه سروش
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
کتابراه عزیز از هدیه ی آخر هفته ای بسیار ممنون و متشکرم بویژه برای کتابهای صوتی، کتابهای صوتی برای افرادی با درد های گردن و ستون فقرات؛ یا ضعف و اختلا ل بینایی یک راه حل فوق العاده هست همچنین برای اشخاص پر مشغله فرصت عالی ایجاد می کند تا نهایت استفاده را از وقت بنمایند. به نظرم کتاب صوتی شهر و به دیوارهای نامشخص درکل جالب بود. نویسنده خوبی قوه تخیل را به تصویر کشیده و خواننده را با خود همراه نمود. البته نقش بی نظیر راوی داستان را نیز نباید نادید گرفت با صدایی گرم، روان، آهنگین، مسلط و دلنشین مهمترین عاملی بود که کمک کرد تا انتها ادامه دهم و لذت ببرم باز هم متشکرم
معصومه حاجی عباسعلی
۱۴۰۵/۰۳/۱۰
با سلام و تشکر از گوینده داستان اینطوری که من فهمیدم نویسنده برای هر فرد قائل به ۳ جسم بود بدن مادی روح و سایه) یه جا گفت تو اون شهر روح ات رو از ات میگیرن) وقتی سایه رفت روح رو هم با خودش میبره مصریهای باستان هم میگفتن انسان سه جسم داره بدن مادی روح و کا که بعد از مرگ روح همراه کا به سفرش ادامه با میده اون ابزارهای تو مقبره مسلمونها هم میگن جسم مادی روح و جسم برزخی هر کدوم رو جسم سوم که بعد از مرگ حامل روح هست یه اسم میگذاره ولی اینجا تو داستان برام جالب بود که این جسم سوم نه داخل بدن پوشیده بلکه به عنوان سایه در مقابل چشم همه همراه همیشگی هست
فاطمه ابوالی
۱۴۰۵/۰۲/۲۲
همیشه حس می کردم قراره اون صمیمیت بین دختر و پسر در نوجوانی در دنیای اون طرف دیوار دوباره ایجاد بشه. پس این که دختر می گفت یک روزی تمام من برای تو خواهد بود، منظور فقط این بوده که بتونه با دختر که احساس خاصی هم بهش نداره مسیری رو در اون طرف دنیا قدم بزنه؟ ارتباط بین دنیای رئیس کتابخونه و دنیای ذهنی مرد چی بود؟ تخیل دو نوجوان قرار شد چیو ثابت کنه؟ چطور می شد که مرد از این دنیا به دنیای اون طرف دیوار کوچ می کرد؟ به نظر من داستان بیشتر از این که به ما ذهنیت بده، پراکندگی و ابهام داده. با این حال من به این همه پیچیدگی ذهن و خلق مجدد داستانی با این همه فاصله زمانی نمره ۴ میدم.
اکبر
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
بنظرم آقای هاروکی خیلی قشنگ پسری رو به تصویر کشیده که در سنین نوجوانی عاشق دختری شده و این رابطه به طور کاملا ناگهانی و با وجود یک علامت سوال خیلی بزرگ، و یک طرفه تموم شده و حتی نفهمید که چی شدکه تموم شد، فقط تنها چیزی که ازش میدونست یک نهال کوچیک توی ذهنش بود که در طول زندگیش صرفا داشت اونو توی که ذهنش بسط میداد شاید بتونه خودشو قانع کنه و جواب این چرا رو پیدا کنه... که سر انجام بعد از گذشت حدود بیست سال و کلی کلنجار با خودش بالاخره میتونه گذشته رو رها کنه و بالاخره به خود واقعیش برگرده و شروعی جدید و واقعی به دور از اون وهم و حس نوجوانی که داخلش اسیر شده بود رقم بزنه...
مشاهده همه نظرات 93

راهنمای مطالعه کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

برای دریافت کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟