کتاب زنان نالایق
برای دانلود قانونی کتاب زنان نالایق و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب زنان نالایق
شکنجه خواهید شد تا پاک شوید! این کیفری است که در کتاب زنان نالایق اثر آگوستینا بازتریکا برای ما تدارک دیدهاند. زنان در خانهی خواهران مقدس، یا نادیدنی و لال و نابینا هستند تا از گناهان دور بمانند، یا باید سلامت کامل داشته باشند تا به برگزیدگانی که دیگر توانایی انجام هیچ گناهی را ندارند، خدمت کنند. اینجا یک زندان هولناک با شکنجههای وحشیانه است که نویسنده ما را به اینجا وارد میکند. این رمان پادآرمان شهری، توانست در سال 2026 در لیست نامزدهای جایزهی لوکاس قرار بگیرد.
دربارهی کتاب زنان نالایق
آقا پشت پرده است. کسی تاکنون او را ندیده است. میگویند فقط روشنگران حق دارند او را ببینند و تنها کسی که اجازه دارد روشنگران را لمس کند نیز آقاست. این مرد همان کسی است که زنان را نالایق و مادهسگ خطاب میکند؛ همان کسی که حکم کرده تا زنهای کتاب زنان نالایق (The Unworthy)، اثر آگوستینا بازتریکا (Agustina Bazterrica)، در «خانهی خواهران مقدس» به سه دسته تقسیم شوند: روشنگران، برگزیدگان و زنان نالایق.
کسی تا به حال روشنگران را ندیده است و همه میدانند تمرینهای روزمرهی این گروه، خوردن شیشه و قورت دادن میخ است. برگزیدگان رمان زنان نالایق ترجمهی مریم حسیننژاد، به سه دسته تقسیم میشوند: هالههای کامل، ارواح شفاف و قدیسان کوچک. هالهها و ارواح زبان ندارند. زبان اکثریت آنها بریده شده است تا حرف نزنند. بدن آنها کامل نیست و از تمام گناهان به دور هستند.

ادبیات فمینیستی در جهان تاریک رمان زنان نالایق
رمان زنان نالایق آگوستینا بازتریکا، یک رمان پادآرمانشهری است که ما را با سومین گروه از زنان آشنا میکند؛ کسانی که با صفت نالایق خطاب میشوند. بدن این زنان هیچ عیب و نقصی ندارد. وظیفهشان قربانی دادن برای زنان برگزیده است. غذایشان پسماندهی غذای راهبان است و باید هر روز به شیوههای گوناگون شکنجه شوند. این جهنمی است که آگوستینا بازتریکا ما را به حضور در آن دعوت کرده است و باید واردش شویم تا چیزی فراتر از کابوسهایمان را تجسم کنیم.
گروهی از زنان در جهان رمان تخیلی زنان نالایق انتشارات البرز حضور دارند که حتی برای آنها طبقه و اسمی نیز وجود ندارد. آنها بیرون از دیوارهای خانهی خواهران مقدس زندگی میکنند و پس از دستگیری به صومعهی تطهیر فرستاده میشوند. اگر پاکدامنی آنها اثبات نشود، کشته میشوند؛ همچون زنی «یاغی» به نام هلنا که یک مرد را در خانهی خود پنهان کرده بود و به دستور آقا، زندهبهگور شد.
ماجراجویی جدید برای علاقهمندان به کتاب سرگذشت ندیمه
در میان زنان نالایق، یک زن از فرامین سرپیچی کرده است. او مینویسد. خاطراتش را به رشتهی تحریر درآورده و در واقع کتاب زنان نالایق، خاطرات اوست. این زن از روزهایی میگوید که هنوز وارد صومعهی تطهیر و خانهی خواهران مقدس نشده بود؛ زمانی که مادرش میمیرد و کودکانی که پس از مرگ مادر با آنها زندگی میکرد، بهخاطر کمبود آب و غذا، به دست بزرگترها کشته میشوند تا منابع غذایی به پایان نرسد.
او پس از مرگ دوستانش به کلیسای ویرانشدهای پناه میبرد؛ جایی که دختری به نام سیرسه زندگی میکرد؛ کسی که راوی او را «ساحرهی من» خطاب میکند و هیچوقت نمیتواند فراموشش کند. سیرسه مرده است و راوی میداند عاقبت هر زنی که چند مرتبه از خود میپرسد: «چرا اینجا هستم؟» چیست. حالا ما و راوی باید به این پرسش بیندیشیم: آیا ما واقعاً انتخابگر هستیم؟
با خرید کتاب زنان نالایق آگوستینا باستریکا، دیوارهایی که در اطرافمان هست و با کلیشههای جنسیتی و اجبارهای عرفی، پوشانده و مخفی شدهاند را میبینید و به وجود آنها پی خواهید برد. در پایان این رمان اجتماعی و تخیلی، نقد و تفسیرهایی از منابعی چون نیویورکتایمز و نویسندگان گوناگون دربارهی داستان، ارائه شدهاند.
جوایز و افتخارات کتاب زنان نالایق
- کتاب پرفروش ملی آمریکا سال 2026
- نامزد دریافت مدال اندرو کارنگی سال 2026
- از برترین کتابهای مجلهی New York Magazine و Reactor
- نامزد دریافت لوکاس 2026
نکوداشتهای کتاب زنان نالایق آگوستینا باستریکا
- راوی جزئیات کوچک و هولناکی را ارائه میدهد که با تأمل ترسناکتر میشوند. با توجه به بستر داستان، پایانی چنین تلخ و ناامیدکننده اصلا شگفتآور نیست، اما کتاب را به خاطر آن روزنهی کوچک نور امید که در پایان بر جای میگذارد، میستایم. (ملیسا واتکینز، نویسنده)
- آگوستینا بازتریکا در جدیدترین رمان درخشان و دلهرهآورش، چنان وحشتی را با نثر دیوانهوار و اسطورهای خود ملموس ساخته که خواننده را در فضایی سراسر راز و ابهام فرو میبرد. (نیویورکتایمز)
- این رمان پساآخرالزمانی از نویسندهی کتاب لاشه لطیف، دربارهی تعصب مذهبی و آدمهایی است که در جهانی ویران شده توسط بحران اقلیمی به دنبال مهربانی میگردند. این اثر، هم خشن و هم دلنشین است و مخاطب را به یاد آثار کورمک مککارتی و چلسی جی. سامرز میاندازد. (مجلهی پابلیشرز ویکلی)
کتاب زنان نالایق برای شما مناسب است اگر
- از طرفداران کتابهای آگوستینا باستریکا هستید و به ادبیات فمینیستی و رمانهای دیستوپیا (ویرانشهر) علاقه دارید.
- از خواندن داستانهای انتقادی که در قالب نمادهای موهوم، به تمامیتخواهی و دیکتاتوری اعتراض میکنند، لذت میبرید.
- بهدنبال یک رمان آخرالزمانی هستید که به کتاب سرگذشت ندیمه شبیه باشد و علیه استبداد و زنستیزی فریاد بزند.
در بخشی از کتاب زنان نالایق میخوانیم
تلهها خالی بودند. خواهر ارشد جیرجیرکهایی پرورش میدهد که پروتئین مورد نیازمان را فراهم میکنند، هرچند از خوردن بدنهای کوچک و تُردشان خستهایم، حتی اگر به لطف روشنگران تمیز و بدون زهر باشند. بدون ایمان پناهگاهی نیست. وقتی آنها سیب، هویج، کلم و غذاهای تازه میخورند، ما سوپ جیرجیرک میخوریم، نانِ جیرجیرک، تنقلاتِ جیرجیرک، جیرجیرک با زردچوبه، جیرجیرک تند، جیرجیرک با هر گیاهی که راهبان سالها پیش نگه داشته بودند. دیگر حس نمیکنم پاها یا شاخکهایشان روی زبانم است. اما آوازشان را در دهانم حس میکنم. صدایی که زبر است، صدایی خطرناک.
فکر کردم میان درختان، سایهای دیدم، شبحی انسانی. چیزی یا کسی که پنهان شده بود. شاید آوارهای، زنی که توانسته زیر دیوار نقبی بزند. اما نماندم تا بفهمم. نمیتوانم خطر آلودگی را بپذیرم.
دیگر یادم نیست چه زمانی اتفاق افتاد. آوارهای از دیوار بالا رفت، بدون آنکه بیفتد، اما نتوانست پایین بیاید. نردبانی آوردیم و تماشایش کردیم که با احتیاط پایین میآمد. وقتی پا به زمین گذاشت، ما عقب رفتیم و خواهر ارشد به او گفت باید همراهش بیاید. باید به صومعۀ تطهیر برود. واضح بود از گرسنگی در حال فروپاشی است و ضعیف. به ما نگاه میکرد، بیدرک، با حالتی بر صورتش که میتوانست ترس یا چندش باشد. معلوم بود به زبانی دیگر سخن میگوید، هرچند چیزی نگفت. ظاهراً سالم بود، همۀ موهایش را داشت، بینشان. از گورستان گذشتیم، جایی که سنگقبرهای کهنۀ راهبان قرار دارد. پایش لغزید، بهسختی میتوانست راه برود. هیچکس نخواست کمکش کند.
به صومعۀ تطهیر رسیدیم، خانهای کوچک که با درخت احاطه شده و نزدیک دیوار، بهطور جداافتادهای ساخته شده بود. همۀ ما پیش از پذیرفتهشدن، به آنجا میرویم، گرچه در واقع صومعه نیست، اما ما آن را اینگونه مینامیم. آنجا جایی است که نخستین بار صدای جیرجیرکها را میشنویم، بیآنکه بدانیم چه هستند، و خیال میکنیم ذهنمان از کنترل خارج شده، و آن صدا، صدای جنون است.
فهرست مطالب کتاب
مقدمۀ مترجم
دربارۀ نویسنده
نقدهایی بر کتاب زنان نالایق
در دل یک فرقۀ زنسالار سادیستی در پایان جهان
منبع: Today’s Paper
منبع: نیویورکتایمز
نقدی از: پیپ دریسدیل
نقدی از: اشلی الستون
نقدی از: ملیسا ای. واتکینز
نقدی از: مادلین شولز
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب زنان نالایق |
| نویسنده | آگوستینا بازتریکا |
| مترجم | مریم حسین نژاد |
| ناشر چاپی | نشر البرز |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 152 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-235-289-9 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی، کتابهای داستان و رمان ترسناک خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |

























