کتاب سلوک در جهان احساسات نوشتهی پیت واکر، رواندرمانگر برجسته، اثری عمیق و تحولآفرین در حوزهی روانشناسی است که خواننده را به سفری درونی میبرد تا ریشههای عاطفی آسیبهای روانی خود را کشف کند و در پایان به شفقت و بخشش واقعی دست یابد. این کتاب، علاوه بر آنکه بر روانشناسی مدرن تکیه دارد، از فلسفهی تائوئیسم برای کسب آرامش بهره میگیرد.
درباره کتاب سلوک در جهان احساسات
بسیاری از افراد قربانی آسیبهای فیزیکی یا عاطفی دوران کودکی خود هستند. این قربانیان تجربیات و احساسات دردناک خود مانند خشم، ترس و شرم را سرکوب میکنند و سرکوب به چرخهای از سرزنش خود و دیگران، افسردگی و اضطراب منجر میشود. کتاب سلوک در جهان احساسات (The Tao of Fully Feeling: Harvesting Forgiveness out of Blame) نوشتهی پیت واکر (Pete Walker) راهنمایی است که به شما کمک میکند عواطف و احساسات سرکوبشدهی خود را بشناسید و از دردهای عاطفی رهایی یابید.

تائوئیسم و روانشناسی نوین در سلوک در جهان احساسات
در کتاب سلوک در جهان احساسات: کاشت نکوهش، برداشت بخشش، پیت واکر از فلسفهی تائوئیسم الهام گرفته و با بهکارگیری رویکردهای رواندرمانی نوین مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و رواندرمانی متمرکز بر تروما، راهکاری عملی ارائه میدهد. او تأکید میکند که بجای فرار از درد یا سرزنش، باید احساسات سرکوبشده را کامل تجربه کرد، آنها را پردازش نمود و از دل نکوهش و سرزنش، بخشش شفابخش را یافت. این فرآیند با ابزارهایی مانند مدیتیشن و تمرینهای خودآگاهی محقق میشود.
از شناخت تروما تا بخشش با پیت واکر
پیت واکر کتاب سلوک در جهان احساسات را با تحلیل ریشههای ترومای کودکی آغاز میکند. سپس به شناسایی الگوهای دفاعی مانند اجتناب از احساسات میپردازد و تمرینهای عملی برای رهاسازی خشم و ترس ارائه میدهد. این کتاب در فصل آخر به بخشش و بازسازی روابط سالم ختم میشود.
پیت واکر در این اثر از مثالهای واقعی و تجربیات خود در جنگ ویتنام و حضور در ارتش، شعرهای تائویی و تمرینهای گامبهگام استفاده میکند تا مفاهیم را برای خوانندگان ملموس سازد. با دانلود کتاب سلوک در جهان احساسات، از نگرشی نو برای درمان تروماهای کودکی بهرهمند خواهید شد.
در مجموع، پیت واکر در این اثر تنها یک کتاب روانشناسی ننوشته است، بلکه راهنمایی معنوی نگاشته تا درد را به خردمندی تبدیل کند؛ اثری که خواننده را از بند گذشته رها کرده و به زندگیای سرشار از حضور عاطفی و آرامش دعوت میکند. انتشارات دوران این کتاب را با ترجمهی مهرآسا رضایی منتشر کرده و در اختیار کسانی قرار داده که در جستوجوی درمان و آرامش هستند. با خرید کتاب سلوک در جهان احساسات، سفری معنوی و روانشناختی را از درد به درمان خواهید پیمود.
کتاب سلوک در جهان احساسات برای شما مناسب است اگر
- در کودکی آسیبهای روحی و روانی دیدهاید و اثرات آن را بزرگسالی تجربه میکنید.
- درگیر اضطراب و افسردگی مزمن هستید و میخواهید کتابی بخوانید که با ترکیب آموزههای تائوئیسم و روانشناسی نوین، شفای عاطفی و بخشش را به شما بیاموزد.
- مشاور یا رواندرمانگر هستید و میخواهید کتابی برای شناخت احساسات و کسب آرامش به مراجعان خود معرفی کنید.
در بخشی از کتاب سلوک در جهان احساسات: کاشت نکوهش، برداشت بخشش میخوانیم
انتخاب بیچون و چرای بخشش اغلب تلاشی ناخودآگاه برای دفن غم و خشم دوران کودکی در گذشته است. از قضا، نه تنها چنین تصمیمی به دفنشدن غم و خشم نمیانجامد، بلکه توانایی ما را برای بخششی واقعی و قابلیت ما را برای کامل احساسکردن نیز به خاک میسپارد.
اگر میخواهیم به کشف کامل طبیعت عاطفی خود دست یابیم، نخست باید لایهلایه، به کندوکاو دردهای عاطفی کهنهای که آن را پوشانده است، بپردازیم. غالباً این حفاری جسدهای بسیاری را از دل خاک بیرون میکشد، تکههایی اساسی و کُشته شده از وجودمان که در دوران کودکی حتا روا نبود برایشان به سوگ بنشینیم. چنانچه امروز بتوانیم برای آنها سوگواری کنیم، قابلیت ققنوس مانند خود را برای تولدی دوباره از خاکسترشان، بازخواهیم یافت.
متأسفانه عمدتاً سوگواری در فرهنگ ما ممنوع است. مارگارت و جردن پاول رواندرمانگر در مورد بیمیلی به سوگواری و «درگیری ناعادلانه» با احساسات دردناک، چنین میگویند:
ممانعت از مواجههی سازنده با دردها، از دوران کودکی آغاز میگردد. تلاش والدین برای محافظت از کودکان خود در مقابل هر واقعیت ناخوشایند کشمکشها در خانواده، مرگ یک حیوان خانگی و غیره آنها را از تمرین کنترل و مدیریت درد محروم میسازد. وقتی والدین اجازه ندهند دردها خواه جزئی (مانند ناامیدی یا شکست) خواه بزرگ (مانند ازدستدادن پدربزرگ و مادربزرگ) ابراز شوند، کودک هرگز یاد نمیگیرد که میتواند درد را تجربه کند، عمیقاً تحت تأثیر آن قرار بگیرد و همچنان زنده بماند و این گونه است که یاد میگیریم بیاعتنا باشیم و یا به نظر برسیم.
بهواقع سوگواری چنان در فرهنگ ما تابو است که اکثر ما حتا نمیتوانیم در مراسم تشییع کسانی که بیشتر از همه دوستشان داشتیم، گریه کنیم. و آن اشخاص معدودی که جرئت میکنند فعالانه سوگواری کنند، برای بهسرعت «با مسئله کنارآمدن» و دستکشیدن از فکرکردن (احساسکردن) به عزیزانشان، کنارگذاشتن عکسهای آنها و مهمتر از همه ایجاد مشغولیت و سرگرمکردن خود، تشویق میشوند. پیتر موریس در کتاب ازدستدادن و تحول، با مطالعهی رویکرد انگلیسیها به سوگواری، چنین توضیح میدهد:
تندادن به سوگواری با عناوینی چون بیمار، ناسالم و ضعیف برچسب میخورد. عمل شایستهی یک دوست یا خیرخواه، انحراف عزادار از غم و اندوه تعریف میشود. با سوگواری بهجای یک ضرورت روانی، طوری برخورد میشود که گویی ضعف، خودخواهی و عادتی نکوهیده است.
بله

















