مسیر خطی موفقیت را فراموش کنید و در زمین بازی زندگی به شکل دیگری به اهداف خود برسید. در کتاب تجربههای کوچک، آن لور لوکانف که خود یک عصبپژوه و کارآفرین است، به شما یاد میدهد چطور میتوانید با تجربههای کوچک و ذهن باز مسیر زندگیتان را آنطور که میخواهید شکل دهید. اگر از توصیههای معمول دربارهی هدفگذاریهای معمول خسته شدهاید، این کتاب میتواند نگاهتان را تغییر دهد.
دربارهی کتاب تجربههای کوچک
شما هم از این رویه که باید برای موفقیت هدفگذاری و برنامهریزی کنید و با دیسیپلین جا نزنید و ادامه دهید، خسته شدهاید و فکر میکنید این راه برای شما بهترین انتخاب نیست؟ اگر شما هم جزو این دسته هستید، کتاب تجربههای کوچک (Tiny experiments: how to live freely in a goal-obsessed world) به قلم آن لور لوکانف (Anne-Laure Le Cunff) احتمالاً برای شما جذاب خواهد بود.
نویسندهی این کتاب که خود عصبشناس و کارآفرین است، در کتاب تجربههای کوچک با ترکیب علم عصبشناسی، مسیر موفقیت را به جای یک خط صاف، یک زمین بازی میبیند که به شما فضایی برای آزمون و خطای بیشتر، یادگیری و تغییر میدهد.
در این کتاب خبری از یک فرمول برای رسیدن به موفقیت نیست. شما در این کتاب یاد میگیرید که چطور از بلاتکلیفی که گویا عنصر جداییناپذیر زندگی است نترسید، از تعلل به نفع خودتان استفاده کنید و اهدافی را برای خود در نظر بگیرید که واقعاً برای شما مناسب است. این کتاب پر از تمرینها و مثالهای واقعی از آدمهایی است که مسیر خود را نه با برنامههای سخت و پیچیده، بلکه با تجربههای کوچک ساختند.
کتاب تجربههای کوچک نوشتهی آن لور لوکانف نهتنها برای رشد فردی مفید است، بلکه نگاهی سالمتر، انعطافپذیرتر و واقعیتر به زندگی دارد. بعد از خواندن آن، ممکن است دیگر به دنبال هدف بزرگ نباشید؛ بلکه شروع کنید به «زندگی کردن» همانطوری که هستید. این کتاب را انتشارات زمان تغییر با ترجمهی ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی روانهی بازار کرده است و شما هماکنون میتوانید نسخهی الکترونیکی آن را تهیه کنید.
نکوداشتهای کتاب تجربههای کوچک
- ترس از شکست، اغلب مانع یادگیری از راه آزمون و خطاست. این کتاب راهنمایی تأثیرگذار برای انجام آزمونهای بیشتر و خطاهای کمتر است. (آدام گرنت، نویسنده پرفروش نیویورکتایمز)
- من عاشق این کتاب عمیق، کاربردی و سخاوتمندانه شدم. آن لور لوکانف با نگاه خلاقانهی خود نشان میدهد که چطور میشود از تلاشهای سخت و ناامیدکننده برای بهتر شدن عبور کرد و به جای آن، وارد ماجراجوییهایی شد که ما را به زندگی پررنگتر، کاملتر و واقعیتر میرسانند. (الیور بورکمن، نویسنده کتاب پرفروش چهار هزار هفته)
- در این کتاب، آن لور لوکانف نشان میدهد چطور میتوانیم جاهطلبیهایمان را از اهداف خشک و خطی جدا کنیم و اجازه دهیم عدم قطعیت به فرصت تبدیل شود. کتاب تجربههای کوچک نگاهی تازه به یکی از دغدغههای همیشگی زندگی دارد. (کال نیوپورت، نویسنده بهرهوری آهسته و کار عمیق)
- ساده، عملی و الهامبخش. کتاب تجربههای کوچک دیدگاه شما را نسبت به هدفگذاری و زندگی متحول میکند. (نیر ایال، نویسنده کتاب حواسپرتیناپذیر)
- آن لور لوکانف مجموعهای از ابزارهای علمی برای کنار آمدن با عدم قطعیت را ارائه میدهد و نشان میدهد چطور میشود بهجای اضطراب، از آن برای رشد استفاده کرد. کتاب تجربههای کوچک مجوزی به شما میدهد تا بتوانید زندگی خود را طبق خواستههای خودتان، با کنجکاوی و کشف هدفمند جلو ببرید. (ملودی وایلدینگ، نویسنده کتاب به خودت اعتماد کن)
کتاب تجربههای کوچک برای چه کسانی مناسب است؟
اگر شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که از برنامهریزیهای خشک و افتادن در دام کمالگرایی خسته شدهاید یا میخواهید با ذهن بازتر و تجربههای کوچک مسیر خودتان را پیدا کنید، این کتاب انتخاب مناسبی برای شماست.
در بخشی از کتاب تجربههای کوچک: چگونه در دنیای هدف محور آزادانه زندگی کنیم میخوانیم
وقتی زن از هواپیما پیاده شد، باران میبارید، پاهایش از پرواز طولانی میلرزید. او به اطراف نگاه کرد و محیط ناآشنایی را دید، مطمئن نبود کجاست. او در یک مزرعه بزرگ با منظرهای زیبا از جنگل و آب فرود آمده بود. این قطعاً شبیه پاریس، مقصد مورد نظرش، نبود. اما او زمان زیادی برای لذت بردن از منظره نداشت؛ خیلی زود هواپیمایش توسط صدها نفر از مردم محلی احاطه شد که کنجکاو بودند با خانم آملیا ارهارت معروف ملاقات کنند. وقتی کشاورزی از او پرسید: «تا به حال پرواز طولانی داشتهای؟» او پاسخ داد: «از آمریکا.»
بله، او این کار را انجام داده بود: اگرچه مشکلات فنی هواپیما و هوای بد او را مجبور به فرود در ایرلند شمالی کرده بود، اما او اولین زنی بود که به تنهایی از اقیانوس اطلس عبور کرد.
آملیا ارهارت به خاطر این دستاورد باورنکردنی مشهور است، اما کمتر کسی میداند که او حدود پنج سال قبل نیز همین سفر را انجام داده بود، البته در شرایطی کاملاً متفاوت. او که در آن زمان نمیتوانست از طریق خلبانی درآمد کسب کند، به عنوان مددکار اجتماعی برای مهاجران کمدرآمد کار میکرد که تماسی تلفنی غیرمنتظره دریافت کرد: او میتوانست اولین زنی باشد که از اقیانوس اطلس میگذرد، اما اجازه نداشت هواپیما را خلبانی کند – قرار بود او فقط یک مسافر باشد. مسافر زنی که ابتدا قرار بود با آنها پرواز کند، این سفر را بسیار خطرناک میدانست.
ارهارت که یک خلبان باتجربه بود، میتوانست این پیشنهاد را رد کند و منتظر فرصت بهتری بماند. اما او پذیرفت و مذاکره کرد تا مسئول ثبت وقایع پرواز شود و حداقل نقش فعالی داشته باشد. این تجربهی اولیه به او کمک کرد تا منابع لازم برای تلاش دوباره برای عبور از اقیانوس اطلس، این بار با هواپیمای شخصی خودش، را به دست آورد.
بله


























