میکروکتاب مثل یک گربه فکر کن! به قلم استفان گارنیه، شما را با 40 ویژگی منحصربهفرد گربهها آشنا میکند که اگر این ویژگیها را در زندگی خود به کار بگیرید میتوانید از شادی، خوشبختی و آرامش بیشتری برخوردار شوید.
قطعاً برای شما هم پیش آمده که بعضی از روزها حوصله انجام هیچ کاری را ندارید و دوست ندارید خود را درگیر اخبار یا فکر کردن به آینده کنید. دیگر نمیخواهید به خود یا به سبک زندگیتان فکر کنید. برخی مسائل از قبیل: آیا غذایی که میخورید سالم است یا خیر؟ آیا آب را هدر میدهید؟ و... دیگر برایتان اهمیت ندارد و فقط دوست دارید برای لحظهای از برق کشیده شوید و از همه چیز دور بمانید.
گربهها راهنمای مناسبی برای سبک زندگی انسانها به شمار میروند. ممکن است این حرف باعث تعجب شود که یک گربه چگونه شما را جهت ساختن زندگی بهتر یاری میدهد. استفان گارنیه با معرفی گربهاش زیگی، فلسفه زندگی یک گربه با راهنماییهای زیگی را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و در اختیار شما میگذارد. او قصد دارد در میکروکتاب مثل یک گربه فکر کن! (How to Think Like a Cat) به شما نشان دهد که فقط به کارهای ضروری بپردازید و از زندگی لذت ببرید.
استفان گارنیه را بیشتر بشناسیم:
استفان گارنیه (Stephane Garnier)، نویسنده جوان فرانسوی است که بیشتر با مقالهها، رمانها و مطالب طنزش در روزنامههای فرانسه شناخته میشود. او قبل از اینکه به طور حرفهای به نویسندگی مشغول شود، شغلهای مختلفی از جمله ادیتور صدا، بازاریاب خودرو، طراح وبسایت، مدیر هتل، خوانندگی و... را امتحان کرده است که این تجربهها کمک بسیاری به نوشتههای طنز او میکند چرا که با قسمتهای مختلفی از زندگیها و شغلهای افراد آشنایی دارد. در حال حاضر او در لیون فرانسه ساکن است و در آن جا به نوشتن ادامه میدهد.
میکروکتاب چیست؟ چرا میکروکتابها مفید هستند؟
میکروکتابهای سبکتو در حقیقت چکیدهای مهم از کتابها هستند که شما بتوانید آنها را در زمانی معقول بخوانید. همه ما در روز زمانهای پرت زیادی داریم که میتوانیم با میکروکتاب آن را به زمان طلایی تبدیل کنیم.
میکروکتابها شامل بخشهای ثابتی هستند، در ابتدا توضیحاتی در مورد نویسنده وجود دارد چرا که وقتی شما با نویسنده آشنا باشید بهتر با کتاب ارتباط برقرار میکنید. بخش بعدی، توضیحی کلی در مورد کتاب است که شما بتوانید در یک نگاه با مبحث کلی کتاب آشنا شوید و بخش آخر هم چکیده مفید آن است.
در بخشی از میکروکتاب مثل یک گربه فکر کن! میخوانیم:
زیگی، گربه من را که به یاد دارید. او در یک سالگی کنترل یکی از پنجههایش را بعد از تصادف با یک موتورسیکلت از دست داد. اما خیلی سریع خودش را با شرایط جدید وقف داد و اگر دقت نمیکردید متوجه نمیشدید که او مشکل جسمی دارد. او بیشتر وزن خودش را روی پنجههای دیگراش میانداخت مثلا وقتی میدوید مثل یک خرگوش اینکار را میکرد، مهم این بود که او باز میدوید و نحوه دویدن برای او اهمیتی نداشت. حتی با اینکه در عشقبازی با گربههای دیگر دچار مشکل میشد اما راهحلی پیدا کرده بود و به نوع دیگری جفتگیری میکرد. حالا آیا ما هم مثل زیگی این قدرت را داریم که در صورت وجود یک مشکل سریع با شرایط جدید سازگار شویم؟ ما که در صورت وجود یک ضعف کوچک سریع غمباد میگیریم باید از گربهها یاد بگیریم. گربه زندگی را دوست دارد و نمیخواهد آن را با غم شریک شود برای همین سعی میکند در کمترین زمان ممکن با شرایط و محیط جدید، خودش را سازگار کند.
گربهها عاشق آرامش هستند
ما در دنیایی از استرس، سر و صدا و عجله گرفتار شدهایم. اما برای گربه مهمترین کار نگهداری از آرامش خودش است. چرا ما هم در روز سعی نمیکنیم در سکوت، آرامش گمشده خودمان را بازیابیم؟ این آرامش هم درونی است و هم بیرونی. شما هم مثل گربه اگر دیدید در محیطی هستید که آرامش در جریان نیست، آن جا را ترک کنید و تا زمانی که به سطح آرامش نرسیدید به محیط قبلی برنگردید.
بله






















