دکتر رولو می در کتاب آزادی و سرنوشت مفهومی را دستمایهی بررسیهای روانکاوانه و فلسفی خود قرار میدهد که از ابتدای پیدایش تمدن تاکنون، انسانهای زیادی را به خاک و خون کشیده و یا به عرش و مقام رسانده است: آزادی. او در این کتاب توضیح میدهد که چطور آزادی تنها در مواجهه با چارچوبهای سرنوشت است که معنی پیدا میکند و هدف نهایی آن نه بیبندوباری، بلکه پذیرش شجاعانهی محدودیتهایی مانند ژنتیک، تاریخ و مرگ است.
دربارهی کتاب آزادی و سرنوشت
رولو می (Rollo May) در کتاب آزادی و سرنوشت به پیوست رویارویی با مرگ (Freedom and Destiny) سعی دارد مفهوم آزادی را از دیدگاههای سطحی مدرنیته جدا کند. او توضیح میدهد که چطور محدودیتهایی که مرگ یا ژنتیک با خود به همراه دارند نهتنها مانع از آزادی نیست بلکه میتواند بستری را برای دستیابی به شکوفایی حقیقی و رسیدن به اصالت و آزادی واقعی فراهم کند.
دکتر رولو می به عنوان یکی بهترین و تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم، در کتاب پیش رو بر اراده مقدر تأکید کرده و انسان را به پذیرش واقعیتهای وجودی خود ترغیب میکند تا ذهنیت قربانی را کنار گذاشته و به معمار زندگی خود تبدیل شود. او کتاب را با بررسی بحران آزادی در عصر مدرن شروع میکند و توضیح میدهد که چرا جامعهی امروزی آزادی را با بیبندوباری یکسان میبیند.
در ادامه در کتاب آزادی و سرنوشت رولو می با ذکر مثالهایی مبتنی بر زندگی واقعی افراد، نشان میدهد که چطور بسیاری از مشکلات روانی در عدم مواجهه با سرنوشت و یا سرکوب آزادی ریشه دارند. او ما را تشویق میکند تا نقش قربانی را کنار گذاشته و مسئولیت انتخابهای کوچک و بزرگ خود را بپذیریم و این، اولین و مهمترین قدم برای دستیابی به آزادی حقیقی است.

بهبود شرایط زندگی با کمک رواندرمانی وجودی
فصول بعدی کتاب آزادی و سرنوشت به پیوست رویارویی با مرگ نیز به توضیح مکانیسم آزادی و بنبستهایی اختصاص دارد که در راه دست یافتن به آن ممکن است با آنها مواجه شویم و در نهایت، مرگ را به عنوان حضوری دائمی و حتی ضروری معرفی میکند. از دیدگاه نویسنده پذیرش مرگ، بالاترین شکل پذیرش سرنوشت است که شکوفایی نهایی را در پی دارد. فلسفه آزادی رولو می، آزادی و سرنوشت را دو روی یک سکه میداند که هیچ یک بدون دیگری معنی ندارد و هر چه سریعتر این نکته را بپذیریم، زودتر توانایی تبدیل کردن سرنوشت خود به آنچه میخواهیم را پیدا خواهیم کرد.
اگر از طرفداران کتابهای روانشناسی و به خصوص حوزه رواندرمانی وجودی (اگزیستانسیال) هستید و یا از مطالعهی دیگر کتابهای رولو می، یعنی انسان در جستوجوی معنا، لذت بردید، وقت آن است که با خرید کتاب آزادی و سرنوشت به پیوست رویارویی با مرگ مسیر خود برای دستیابی به آرامش درون و رهایی از اضطراب زندگی مدرن را ادامه دهید. این کتاب را انتشارات کتاب ارجمند با ترجمهی سید محمدباقر حسینی فیاض و با مقدمهای از دکتر محمد صنعتی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب آزادی و سرنوشت رولو می
- آنچه بیش از همه آموزنده و حتی شگفتانگیز است، احترام عمیقیست که دکتر رولو می نسبت به رمز و راز و پیچیدگیهای هستی. حضور پررنگ اندیشههای منظم و علمی اما منعطف او در سرتاسر محتوای کتاب آزادی و سرنوشت به چشم میخورد؛ اندیشهای که تلاش دارد آنچه فلانری اوکانر (نویسنده و مقالهنویس آمریکایی)، «راز و آداب» مینامید را ارج نهاده و با تأمل، ظرافت و درایتی مثالزدنی، به آن بپردازد. (رابرت کولز، نشریه America)
- رولو می، روانکاو اگزیستانسیال، در بین مخاطبان و منتقدان حوزه روانشناسی و مسائل اجتماعی، بهحق بهعنوان نظریهپردازی ژرفاندیش و خوشبین شناخته میشود. او در این اثر ویژگیها، چالشها و دستاوردهای آزادی را همراه با واقعیت سرنوشت، مفهوم مرگ و جایگاه رواندرمانی در رویارویی انسان با آزادی و سرنوشت را مورد بررسی قرار میدهد. بهعلاوه با بهرهگیری درست از دیدگاههای شاعران، هنرمندان، منتقدان اجتماعی و سایر اندیشمندان، نظریه خود درباره وابستگی متقابل سرنوشت و آزادی را استحکام میبخشد. (نشریه Library Journal)
کتاب آزادی و سرنوشت برای شما مناسب است اگر
- به عنوان رواندرمانگر، مشاور و یا یکی از متخصصان حوزه سلامت روان، به یک منبع غنی در زمینه رواندرمانی وجودی احتیاج دارید.
- به آن دسته از کتابهای فلسفی (بهویژه فلسفه اگزیستانسیالیسم) که بین فلسفه و تجربیات واقعی افراد در زندگی پل میزنند، علاقه دارید.
- با مرگ و اضطراب ناشی از آن درگیر هستید و یا با بحرانها و محدودیتهای ناخواستهی زیادی در زندگی مواجه شدهاید.
در بخشی از کتاب آزادی و سرنوشت: به پیوست رویارویی با مرگ میخوانیم
انکار آشکار آزادی فردی را میتوان به روشنی در اظهارات زننده و گوشخراش که در حمایت از آزادی ما سرداده میشد مشاهده نمود. با نگاهی کوتاه به گفتههای مککارتی، دیزز و جنرز در گذشته، کافی است تا به تحسین سرودۀ کریستوفرسن و فاستر بپردازیم. خیلی خوب به یاد میآوریم که ژوزف مککارتی نامدارترین فرد این به اصطلاح «حامیان» توانست با ترساندن و به وحشت انداختن کشور با اعتقاد به اینکه در هرجایی یک کمونیست وجود دارد بسیاری از شهروندان کارآمد و ارزنده را له و سر به نیست کند.
بیرحمی و ویرانگری مک کارتی برآمده از بهرهبرداری وی از اضطراب مردم بود که آزادی آنها را سلب میکرد. بزرگترین خطرآزادی قابلیت آن برای تبدیل شدن به یک چنین تزویری است: در پوشش حفظ آزادی ما بزرگترین سرکوب آزادیمان را مرتکب میشوند. چه بسیار ستمگرانی که در طول تاریخ، به تقویت و تجدید سازمان طرفداران و حامیان خود در لوای آزادی پرداختهاند.
چنین تزویری در استفاده از واژۀ آزادی تقریباً با اندیشه و احساس بسیاری از مردم یکی و همسان شده است. زمانیکه یک سخنران در جشن فارغالتحصیلی دبیرستان یا یک سخنور در مراسم چهارم ژوئیه برایمان نطق میکند که آمریکا سرزمین آزادی است و از این قبیل عبارات، ما با کسالت خمیازه میکشیم، سرسری و از روی بیتفاوتی مینگریم که او چگونه با الگویی مشابه با مککارتی در پی فریب دادن ما است. سخنرانان عموماً افرادی هستند که همواره «داشتهها» را در جامعه ما مطرح میسازند و البته برای نظام اقتصادی فعلی بسیار سودمندند. اما بسیاری از شنوندگان آگاهند که چنین سخنرانی اگر با عصیان واقعی مثل آنچه که در 1776 رخ داد رویاروی شوند، به وحشت خواهند افتاد.
در تابستان 1980 در نطقهای همایشهای سیاسی به نظر جالب میآمد که سخنرانان محافظهکارتر و مرتجعتر قصد بیشتری برای استفاده از واژۀ «آزادی» داشتند. در اینجا عبارت جاکوئیس الول درباره فردی به ذهن میآید که «او هنگامیکه فکر میکند به آسانی در آزادی قرار دارد بیش از پیش دربند است.»
بله



















