کتاب از هم جدا نمیشویم
برای دانلود قانونی کتاب از هم جدا نمیشویم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب از هم جدا نمیشویم
زخمها سرانجام جایی از لابهلای تاریخ سر برمیآورند. کتاب از هم جدا نمیشویم اثر هان کانگ، سفری است میان رویا و واقعیت در قلب جزیرهی ججو. روایتی شاعرانه از دو زن که به دنبال حقیقت یک قتلعام فراموششده میگردند؛ جایی که برف، تنها پوشانندهی خاطرات نیست، بلکه شاهد زندهای است بر دردهایی که هرگز به پایان نمیرسند.
دربارهی کتاب از هم جدا نمیشویم
رمان از هم جدا نمیشویم (We Do Not Part) نوشتهی هان کانگ (Han Kang)، با روایتی از یک سفر آغاز میشود؛ سفر نویسندهای به نام کیونگا به جزیرهی ججو تا به خانهی دوستش اینسان سری بزند. این سفر ساده، بهسرعت به مسیری برای کاوش در اعماق تاریخ و حافظه تبدیل میشود. شخصیتهای داستان، درگیر میراثی از رنجهای ناگفته هستند که از نسلهای پیش به آنها به ارث رسیده است.
هان کانگ، داستان از هم جدا نمیشویم را با پیوند میان این دو زن پیش میبرد و نشان میدهد که چگونه رابطهای مبتنی بر مراقبت، همدلی و همراهی، میتواند راهی برای نزدیک شدن به خاطرات سرکوبشده باشد. در این رمان، شخصیتها فقط حامل روایت شخصی خود نیستند، بلکه هر کدام بخشی از حافظهی جمعی را نیز با خود حمل میکنند؛ حافظهای که هرچند سالها خاموش مانده، هرگز بهطور کامل از میان نرفته است.
ساختار روایی کتاب از هم جدا نمیشویم در مرز میان رویا و واقعیت حرکت میکند؛ جایی که خاطرات زنده و تجربههای اکنون در ذهن و زبان شخصیتها در هم میآمیزند. همین کیفیت سیال و لغزنده، به رمان حالوهوایی خاص میبخشد و باعث میشود خواننده مدام میان امر ملموس و امر وهمآلود در رفتوآمد باشد. در این میان، هان کانگ به شکلی هنرمندانه در حال تورق یک فصل فراموش شده در تاریخ کره است؛ فصلی که سالها زیر بار سکوت، انکار و فراموشی پنهان مانده بود.
از هم جدا نمیشویم؛ روایت سیاسی و قتلعام ججو
یکی از ویژگیهای برجستهی رمان از هم جدا نمیشویم، استفاده از برف و تصویرسازی به وسیلهی آن استپ. برف در این اثر فقط یک عنصر طبیعی نیست، بلکه نشانهای از پوشاندن، سکوت و انجماد است؛ در عین حال، همین سپیدی ساکت، چیزی را نیز آشکار میکند: رد غیبت چیزی، فقدان و تاریخی که زیر این پوشش سرد پنهان مانده است. هان کانگ با زبانی شاعرانه و نثری روان، فضایی میآفریند که در آن طبیعت و حافظه به هم گره میخورند و هر تصویر، لایهای تازه از اندوه و آگاهی را پیش چشم خواننده میگذارد.

اگرچه لایههای عاطفی و روانی کتاب پررنگ هستند، اما کتاب از هم جدا نمیشویم در هستهی اصلی خود، یک روایت سیاسی است که به موضوع قتلعام ججو در سال 1948 میپردازد؛ واقعهای که در آن هزاران نفر از ساکنان این جزیره به دست نیروهای دولتی و نظامی کشته شدند. هان کانگ این فاجعه را نه بهصورت گزارشی، بلکه از خلال زندگی بازماندگان، خاطرات بهجامانده و زخمهای یک نسل روایت میکند.
اگر به دنبال خواندن یک رمان سیاسی هستید که با لایههای تاریخی فراموششدهای عجین شده باشد، خرید کتاب از هم جدا نمیشویم را بهعنوان یک گزینهی مناسب در نظر داشته باشید. این رمان تاریخی سیاسی را نشر لگا با ترجمهی فریده گوینده چاپ و منتشر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب از هم جدا نمیشویم
- کتاب برجستهی سال نیویورک تایمز؛
- یکی از 10 کتاب برتر سال به انتخاب آتلانتیک؛
- یکی از 25 کتاب برتر قرن به انتخاب آبزرور؛
- فینالیست مدال اندرو کارنگی برای داستان برتر؛
- حضور در فهرست اولیهی جایزهی ملی کتاب.
نکوداشتهای کتاب از هم جدا نمیشویم
- کتاب از هم جدا نمیشویم، افشاگرانهترین اثر هان کانگ از زمان گیاهخوار است که داستان دوستی بین دو زن را روایت میکند، در حالی که با قدرت به افشای فصلی پنهان در تاریخ کره میپردازد. (بوستون گلوب)
- رمانی که همزمان هم نگرانکننده و هم مسحورکننده. (اکونومیست)
کتاب از هم جدا نمیشویم برای شما مناسب است اگر
- به خواندن رمانهای خارجی که به وقایع تاریخی میپردازند علاقهمندید.
- میخواهید کتابی بخوانید که در آن مرز میان واقعیت و کابوس در هم آمیخته باشد.
- رمانهای سیاسی با مرکزیت رویدادهای واقعی توجه شما را جلب میکنند.
در بخشی از کتاب از هم جدا نمیشویم میخوانیم
اینسان در را بااحتیاط باز کرد و برگشت و به من نگاه کرد. انگشتش را به لبهایش برد و گفت: آما احتمالاً خوابیده. مواظب باشیم بیدارش نکنیم.
من بیرون ایستاده بودم و تماشا میکردم که اینسان، با کمک نور ضعیف غروب، کمد کفش را باز کرد و دستش را داخل قفسهها برد و دنبال چیزی گشت.
با ناراحتی پرسید: چراغقوهام کو؟ و بعد زیر لب گفت: آهان! اینجا یه شمعه.
اینسان بهسمت من و در ورودی برگشت تا بهتر ببیند. کبریتی از قوطی کبریت کوچکی که معمولاً رایگان است بیرون آورد. سرکبریت را کشید روی بدنۀ قوطی و کبریت با صدای جیس روشن شد. شمع را روشن کرد و کبریت را خاموش.
آرام گفت: بیا تو. و کفشهای کارش را بیرون آورد و روی کف چوبی ایستاد.
در را بستم و وارد شدم. سایهای ملایم، نه کاملاً روشن و نه کاملاً تیره، از پنجره به داخل آمد. هزاران دانۀ برف درحال باریدن بودند، همه زیر همان سایه روشن.
به چراغی که آما قبلاً روی آن تاب میخورد نگاه کردم. آیا به قفسش برگشته بود؟ یا طبق گفتۀ اینسان خوابیده بود؟ اگر وقتی مرده باشی، اصلاً چیزی به نام خوابیدن معنی داشته باشد.
اینسان خم شده بود روی میز ناهارخوری و به دقت مشغول ریختن اشک شمع روی میز بود. وقتی موم کافی روی میز جمع شد، شمع را روی موم گذاشت و فشار داد و صبر کرد تا موم پای شمع به رنگ سفید شیری در آمده و سفت شود و شمع را نگه دارد.
با ملایمت صدایم کرد: کیونگاجان! و بدون اینکه سرش را بلند کند، گفت: میتوانی روی قفس پرنده را بپوشانی؟
با سرپنجۀ پا بهسمت قفس رفتم. در قفس از وقتی آما رفته بود هنوز نیم باز بود. داخل قفس چیزی نبود جز سبوس گندم و غیره که ته قفس پخششده بود و ظرف آب نیمهپر. پارچۀ مشکی روی میز را برداشتم و روی قفس خالی کشیدم.
اینسان گفت زود خوابش میبره، مگه نه؟
فهرست مطالب کتاب
بخش اول: پرنده
1. بلورها
2. رشتهها
3. برف سنگین
4. پرندگان
5. نور واپسین
6. درختان
بخش دوم: شب
1. از هم جدا نمیشویم
2. سایهها
3. باد
4. سکوت
5. فرود
6. دریای ژرف
بخش سوم: شعله
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب از هم جدا نمیشویم |
| نویسنده | هان کانگ |
| مترجم | فریده گوینده |
| ناشر چاپی | نشر لگا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 254 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7668-92-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی، کتابهای داستان و رمان سیاسی خارجی |




























