کتاب بین عرفان و فلسفه نوشتهی دایانا لوبل، با مطالعهی اثر یهودا هَلِوی که شاعر و فیلسوف قرن دوازدهم دین یهودیت است، شما را با نقش تصوف و زبان صوفیانه در تجربهی دینی دین یهود، آشنا خواهد کرد. با مطالعهی این اثر، به ارتباط یهودیت و زهد و فلسفه پی خواهید برد.
دربارهی کتاب بین عرفان و فلسفه
قرن دوازدهم، قرن دعواهای بیهوده بود؛ دورانی که هر کدام از پیروان عارفمسلک ادیان ابراهیمی در پی اثبات برتری دین خود و پیدا کردن بُعد تجربی دین، در زندگی کوشش میکرد. یهودا هَلِوی نیز یکی از شاعران عبریزبان بود که میخواست گفتمانهای متکثر را در گفتمانی واحد پیوند دهد. او اهل اسپانیا بود؛ سرزمینی که مسلمانان بسیاری در آن میزیستند و مسیحیان قدرت آسیبناپذیری داشتند؛ یک میدان نبرد بین ادیان. او نیز بهعنوان یک یهودی در چنین کشوری، میکوشید تا دین خود را برتر و بالاتر نشان دهد.
کتاب بین عرفان و فلسفه (Between mysticism and philosophy) نوشتهی دایانا لوبل (Diana Lobel)، اثر کوزاری یهودا هَلِوی را بررسی کرده و عقاید این شاعر یهودی را بهصورتی که برای خوانندگان قابل درک باشد، شرح داده است. زبان صوفیانه و عرفانی یهودا هَلِوی که میخواست اثبات کند یهودیت دین وحیانی جامع است، در کتاب بین عرفان و فلسفه انتشارات حکمت و عرفان بهطور دقیقتر ترجمه شده است. حسینعلی جعفری ترجمهی این کتاب را تا حد امکان بهصورت واژهبهواژه انجام داده و برای شرح هر مطلب، از استادان حوزهی فقه یهود، فلسفه و عرفان کمک گرفته است.

دین یهودیت، ایستاده بین عرفان و فلسفه
روایات تاریخی کتاب بین عرفان و فلسفه، با روایات اسلامی همخوانی ندارد و به قصد تحقیق و در راستای وفاداری به متن اصلی بازگو شده است. در کمال تعجب این کتاب به زبان عبری نوشته نشده است و زبان اصلی کتاب، یهودی-عربی است. دایانا لوبل پنج دسته از واژگان عربی یهودا هَلِوی را بررسی کرده است. این واژگان زبان رابطه، زبان تلاش انسانی، زبان ادراک، زبان نبوت و زبان عشق نامیده شدهاند.
زبان صوفیانه و تجربه دینی، در اسلام و یهودیت بسیار رایجتر است؛ به همین منظور یهودا هَلِوی که نویسندهی کتاب خزر است؛ در کتاب خود گفتوگویی خیالی میان یک پادشاه با یک فیلسوف مسیحی، یک فیلسوف مسلمان و یک فیلسوف مسلمان را ارائه داده است تا به روشنفکران یهودی که جذب دین اسلام شدهاند، نشان دهد که در یهودیت تجربهی دینی در زندگی عمیقتر و زبان صوفیانهاش فصیحتر است.
جستوجوی تجربه دینی در آثار یهودا هَلِوی
درست است که یهودا هَلِوی شاعر است، اما آنچه از او در کتاب بین عرفان و فلسفه نقل شده است، با آنچه ما از یک شاعر توقع داریم کاملاً تفاوت دارد. این مرد یهودی معتقد بوده است که «قیاس» یا بهعبارتی استدلالهای فلسفی و رهرو عقل بودن، نمیتواند جایگزین «سنت معتبر» باشد و یهودیان برای استخراج قوانین دینی خود، نباید کتاب مقدس را با «قیاس» مطالعه کنند.
هَلِوی استدلال و قیاس را برای درک امور ماوراءالطبیعه، ناقص و ناتوان میداند. او اعتقاد دارد «تجربهی وحی و نبوت» معتبرتر از استدلال عقل است. بهطور کل کتاب بین عرفان و فلسفه دایانا لوبل، با بررسی اندیشههای شاعر و فیلسوف یهودی، یهودا هَلِوی، خوانندگان خود را به دیدگاه یهودیان مذهبی، دربارهی زهد، تصوف و تجربههای صوفیانه همچون وحی و معجزه، آشنا میکند.
با خرید کتاب بین عرفان و فلسفه، یهودیان و دین یهودیت را بهتر خواهید شناخت.
کتاب بین عرفان و فلسفه برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای مذهبی و عرفانی علاقه دارید.
- میخواهید با دین یهودیت آشنا شوید.
- به کشف اختلافات و تفاوتهای روایات تاریخی و توصیههای دینی بین اسلام، مسیحیت و یهودیت علاقهمندید.
در بخشی از کتاب بین عرفان و فلسفه: زبان صوفیانه تجربه دینی در کتاب کوزاری، اثر یهودا هلوی میخوانیم
ابنطفیل که آثار غزالی را بهخوبی مطالعه کرده، این تمثیل را با تغییری قابلتوجه تکرار میکند: او از فرد نابینایی صحبت میکند که بهتدریج درمورد ماهیت رنگ آموزش دیده است. بهفرد نابینا همه چیز درمورد شهری که در آن زندگی میکند، ازجمله رنگهای آن، گفته میشود.
وقتی خداوند بهطور معجزهآسایی بینایی او را برمیگرداند، همه چیز را همانطور که آموخته بود، میبیند، با این تفاوت که اکنون آنرا با وضوح بیشتر و با قدرتی فوقالعاده میداند.
ابنطفیل از این تمثیل برای نشان دادن تفاوت بین شناخت عالم الهی ازطریق یادگیری و قیاس فلسفی -حالت اولیه نابینایی- و شناخت آن جهان ازطریق مشاهده مستقیم، حالت توانایی دیدن، استفاده میکند. کسانی که عالم الهی را فقط ازطریق تفکر فلسفی میشناسند، بهروش غیرمستقیم شناخت خود محدود هستند.
آنها مانند کسی هستند که نابینای مادرزاد است و باید برای شناخت رنگ بهگواهی دیگران تکیه کند. از سوی دیگر، کسی که تجربه عرفانی مستقیم (مشاهده یا ذوق) دارد، مانند فرد نابینایی است که بینایی بهاو داده شده و اکنون میتواند عالم الهی را مستقیماً و با رنگهای زنده ببیند.
غزالی از این استعاره برای توصیف تضاد مطلق بین کسانی که چشم نبوت دارند و کسانی که فاقد آن هستند و بنابراین نسبت بهآنچه پیامبران میبینند نابینا هستند، استفاده کرده بود. غزالی تأکید کرد که یک فرد نابینا نه رنگها را درک میکند و نه وجود آنها را تصدیق میکند.
بله






















