کتاب نقشآفرینی یهودیان مخفی در دین اسلام اثر یوسف رشاد به بررسی اسرائیلیات در احادیث و نیز نقش یهود در فرقهسازی در اسلام میپردازد.
این کتاب به خوبی شیوه نفوذ یهودیان در دل یک امت و ضربه زدن به آنها از درون را نشان میدهد و به صورتی تاریخی و مستند، نقش آنها را در چند دسته شدن دین اسلام به تصویر میکشد.
سخن از یهودیان هرگز پایان نخواهد یافت تا آنگاه که حیات این دولت نامشروع که با پشتیبانی قوی استکبار جهانی و در رأس آن «ایالات متحده آمریکا» و دیگر کشورهای مسیحی «اروپا» و در رأس آنها «انگلیس» و «فرانسه» سرزمین مقدسی را غصب و اهالی آن را آواره کردهاند، به پایان برسد.
یهودیان توانایی تثبیت سیطره خود را از طریق لابیهای صهیونیستی که بر تمام امور و شئون این کشورها حکم میراند، به دست آورده و این امر پس از تخریب دیانت این کشورها که همان مسیحیت است، ممکن گردیده است. آنها مسیحیت را به طور کلی از مفاهیم و عقاید آن تهی نموده و به جای آن، چیزی موسوم به فلسفه را که از ساختههای دست یهود است، قرار دادهاند.
در بخش نخست روشن نمودیم که چگونه یهودیان توانایی آن را پیدا کردند که از طریق پیروی از گامهای شیطان که لشکر و حزب او هستند و کار سخت، طاقتفرسا، برنامهریزی دقیق، فتنهانگیزی و دسیسهچینی به برتری، سیطره کنونی، تسلط، کنترل و خراب کردن دیانت مسیحیت بر سر پیروان آن، به ویژه در غرب نائل شدند.
آنها از همان قرن اول آغاز مسیحیت، در پی دفن دیانت مسیحیت بودند که عیسی بن مریم (ع) آورنده آن از سوی پروردگار جهانیان بود؛ آن پروردگاری که بدون تردید وجود فرزند و شریکی را در پادشاهی برای خود نمیپذیرفت. هنگامیکه شائول یهودی که مسیحیان او را پولس (پل) مینامند، وارد این دین شد، دیانت مسیحیت را تحریف کرد و به ناحق و دروغ، ادعا کرد که عیسی بن مریم (ع)، خداست و خداوند از آنچه این دغل باز ملعون میگوید، بسیار برتر و بالاتر است.
از آن زمان، دیانت مسیحیت رو به نزول گذارد تا جایی که آنان پایان این دیانت را مغرب زمین اعلام کرده و به جای آن، سیستم و نظریهها و آرای فلسفی را قرار دادند. باید گفت که فیلسوفان یهودی، ید طولایی در پیوند و انتشار این گونه فلسفههای الحادی و کفرآمیز داشتهاند و یکی از نویسندگان فرانسوی، موسوم به لوک فری که برخی او را از فلاسفه معاصر «فرانسه» به حساب میآورند، هنگامی که پست وزارت آموزش و پرورش را در زمان ژاک شیراک، رئیس جمهور فرانسه در اختیار داشت.
فلسفه در غرب، در دوران اخیر، جایگزین دین گردیده است و مردم دیگر به دنبال آرامش بخشیدن به نگرانیهای خود از طریق مسیحیت نبوده و جهت و سمتگیری آنان تنها به سوی فلسفه قدیم و جدید هستند. این یک تحول شگفتآور و خیره کننده است که نظیر آن تا به حال در هیچ یک از نقاط جهان دیده نشده است. از اینرو، آنچه اکنون بر غرب حکم میراند، فلسفه سکولاریسم است، نه دین مسیحی!!
و به زودی فلاسفه ما زشتیهای تمامی ادیان غیریهودی را آشکار و رسوا خواهند نمود؛ اما هیچکس بر دیانت ما سلطه پیدا نخواهد کرد؛ زیرا دین ما حق است. ما در همه کشورهایی که رهبری جهان را در دست دارند، ادبیات بیمارگونه کثیفی را که موجب فساد روحها میشود، منتشر میسازیم و به زودی، پس از مدت زمان کوتاهی که به رسمیت شناخته شویم، بر سیطره بیشتر چنین ادبیاتی ادامه خواهیم داد تا اشارهای آشکار به اختلاف آن با آموزههایی باشد که از مواضع پسندیده ما ناشی شده است و به زودی دانشمندان ما که به منظور رهبری مردمان غیریهود تربیت گردیدهاند، با ایراد خطابهها و برنامهریزی و رهبری مذاکرات، بر عقلهای مردان تأثیر گذارده و آنها را به سوی اینگونه دانشها و افکار که هماهنگ با منافع ماست، جذب خواهند نمود.
آنها به آنچه میخواستند، رسیدند و افکار انحرافی خود را منتشر کردند و ایادی پنهان یهودیان از طریق همین عوامل و خائنانی که به لباس دیگر ادیان درآمدند، توانستند به درون این ادیان نفوذ نمایند. چه بسیار یهودیانی که به لباس مسیحیت درآمدند و به ریاست کلیسا رسیدند و آن را از درون به فساد کشاندند و چه بسیار یهودیانی که به فلسفه گراییدند تا نظریات و افکاری را ایجاد نمایند که در تضاد با همه هنجارها، سنتها، اخلاق و ادیان باشد و برخی از آنها با همین شیوه برای ورود به اسلام و برای تضعیف آن از درون همانگونه که نسبت به مسیحیت عمل کردند تلاش نمودند؛ اما تلاشهای آنان شکست خورده و ناموفق ماند؛ زیرا خداوند عزوجل، به وسیله قرآنی که خود حفظ آن را به عهده گرفته، از این دین محافظت نموده است.
کتاب نقشآفرینی یهودیان مخفی در دین اسلام انباشته از مواعظ و حکمتهاست و در قرن سیزدهم میلادی پدیدار شد و نیز گفته شده است که بین سالهای 1280 م. و 1285 م. همزمان با آغاز بحران یهود در «اسپانیا» نگاشته شده است.
بله




















