کتاب فارنهایت 451
برای دانلود قانونی کتاب فارنهایت 451 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب فارنهایت 451
کتابها را بسوزانید و انسان را زندانی کنید؛ این قانون کتاب فارنهایت 451 است. هیچکس در این سرزمین اجازه ندارد کتابی بخواند یا آن را در خانهی خود نگهدارد. آتشنشانها همیشه مراقب هستند تا اگر کسی چنین خطایی کرد، بهسراغش روند و کتابهایش را به خاکستر تبدیل کنند. ری بردبری ما را به این شهر میبرد؛ جایی که یک آتشنشان بعد از سالها کتابسوزی، ناگهان با یک سوال مواجه میشود: «در کتابها چه نوشتهاند؟»
دربارهی کتاب فارنهایت 451
کتابها باید سوزانده شوند. تا زمانی که تلویزیون و رسانههای فرمایشیاش وجود دارد تا انسانها را به آنچه خود میگویند و میخواهند راضی کنند، چرا باید کتابها باقی بمانند و خوانده شوند؟ هر زمانی هم که از گفتههای اخبارگویان خسته شدید، قرصهای شادیآور به کمک شما میآیند. دیگر چه میخواهید؟ مردم سرزمینی که نام آن را نمیدانیم و در کتاب فارنهایت 451 (Fahrenheit 451) اثر ری بردبری (Ray Bradbury) با آنها آشنا خواهید شد، در چنین جهانی زندگی میکنند. آنها هیچچیزی از تاریخ و ادبیات نمیدانند و هر چه میشنوند را باور میکنند. اگر کسی ناخواسته چیزی دیده و فهمیده، حافظهاش پاک و دنیایش دوباره شیرین میشود.
حکم واضح است: نباید در هیچ خانهای کتاب وجود داشته باشد و کسی نباید کتابی بخواند. اگر به گوش حکومت برسد که شهروندی در پستوی خانهاش یک کتاب پنهان کرده، آتشنشانان برای آتشزدن کتاب اعزام خواهند شد. خانههای شهر داستان فارنهایت 451 ضدحریقاند تا کتابها در محل کشف، سوزانده شوند. مهندسان به همهجای این مشکل فکر کردهاند. آنها برای آتشنشانان وسیلهای ساختهاند که میتوانند با کمک آن جای کتابهای پنهانشده را پیدا کنند.

مطالعه؛ سیب ممنوعهی رمان فارنهایت 451
در رمان فارنهایت 451 ترجمهی نوید اشرفی ظاهراً همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه دخترکی نوجوان از گای مونتاگ، شخصیت اول داستان سیاسی ری بردبری، از او میپرسد: «تا حالا کتاب خواندهای؟» این سؤال همچون سیب حوا که سرآغاز تفکر انسان بود، گای مونتاگ را به فکر فرو میبرد. از سوی دیگر همسر او نیز با شیشهای از قرصهای رواندرمانی اقدام به خودکشی میکند و گای مونتاگ متوجه میشود زندگیاش برخلاف آنچه حکومت میگوید، شاد نیست.
او میداند که کتابها کشنده و خطرناکاند و نمیفهمد اگر واقعاً کتابها میتوانند آدمها را نابود کنند، پس چرا زن مسنی که آتشنشانها میخواهند کتابهایش را بسوزانند و خودش را به زندان بیندازند، ترجیح میدهد همراه با کتابهایش خاکستر شود و زندگی بدون کتابهایش را نمیخواهد؟
وقایع پیدرپی که در کتاب فارنهایت 451 نشر 360 درجه رخ میدهند، گای مونتاگ را به آتشنشانی مردد تبدیل کرده است. او همچون گذشته به کار خود باور ندارد. میداند که افکار قرار نیست به سادگی از بین رود و او که باید بدون هیچ سؤال و تفکری، به کار خود ادامه میداد، دیگر آدم سابق نیست.
با خرید کتاب فارنهایت 451 ری بردبری به یک مراسم کتابسوزی دعوت میشوید. شما به زندگی در دنیایی بدون کتاب و دانش محکوم شدهاید و باید بینندهی رسانهها باشید.
اقتباسهای سینمایی از کتاب فارنهایت 451
- فیلم فارنهایت 451 در سال 2018 و به کارگردانی رامین بحرانی و با بازی مایکل بی. جردن، مایکل شنون و صوفیا بوتلا ساخته شد. این اثر هنری بازسازی مدرنی از رمان فارنهایت 451 است که به موضوع سانسور کتابها و کنترل اندیشه در یک جامعه استبدادی میپردازد.
- در سال 1966 فرانسو تروفو، رمان فارنهایت 451 را به فیلمی با بازی اسکار ورنر و جولی کریستی تبدیل کرد و توانست بینندگان بسیاری را برای مشاهدهی این اثر هنری به سینماها دعوت کند.
کتاب فارنهایت 451 برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای سیاسی که میکوشند تا حکومتهای تمامیتخواه و سانسورگر را توصیف کنند، علاقه دارید.
- میخواهید با قصهای مواجه شوید که شما را به یک رمان پادآرمانشهری میبرد.
- تصور میکنید رسانهها شما را تحتتأثیر خود قرار ندادهاند!
در بخشی از کتاب فارنهایت 451 میخوانیم
چراغها یکییکی روشن شدن و درهای خونهها توی کل خیابون باز شد تا مردم شروع این نمایش رو تماشا کنن. مونتاگ و بیتی، یکی با رضایتی خشک و بیروح و اون یکی با ناباوری، به خونهای که روبهروشون بود زل زدن؛ اینجا صحنهی اصلی بود که قرار بود مشعلها رو بندازن بالا و آتیش اونرو ببلعه.
بیتی گفت: «خب، کارت رو کردی. آقای مونتاگ خواست نزدیک خورشید پرواز کنه و حالا که بالش سوخته، تعجب میکنه که چرا! مگه وقتی سگ شکاری رو فرستادم دور و بر خونهات، به اندازه کافی بهت اشاره نکرده بودم؟»
صورت مونتاگ کاملاً بیحس و بیحالت بود؛ سرش مثل یه مجسمهی سنگی به سمت خونهی تاریک بغلی که با قاب گلهای روشن احاطه شده بود، چرخید.
بیتی با تمسخر گفت: «نه! نگو که گول اون اداهای احمقانهی دختره رو خوردی؟ گلها، پروانهها، برگها، غروبها… لعنتی! همهاش تو پروندهش هست. عجب! درست زدم به هدف. نگاه کن به این قیافهی مریضت. چند تا تیغهی چمن و چهار تا شکل ماه! چه آشغالی. با همهی اینها چه خیری بهت رسوند؟»
مونتاگ نشست روی گلگیر سرد سمندر، و سرش رو میلیمتری به چپ، بعد به راست، چپ، راست، چپ، راست… حرکت داد.
گفت: «همهچیز رو میدید. به کسی آسیبی نمیزد. فقط میذاشت همه به حال خودشون باشن.»
بیتی گفت: «به حال خودشون؟ هه! دور و برت میپلکید، مگه نه؟ از اون لعنتیهای بهظاهر خیرخواه با سکوتهای متکبرانهشون که فقط بلدن به بقیه احساس گناه بدن. لعنت بهشون، مثل خورشید نیمهشب بالا میان که عرقت رو دربیارن!»
فهرست مطالب کتاب
مقدمه مترجم
بخش اول: آتشدان و سمندر
بخش دوم: اَلَک و شِن
بخش سوم: روشنایی سوزان
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب فارنهایت 451 |
| نویسنده | ری بردبری |
| مترجم | نوید اشرفی |
| ناشر چاپی | انتشارات سیصد و شصت درجه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 273 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8535-26-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان سیاسی خارجی، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی، کتابهای ادبیات کلاسیک |























