معرفی و دانلود کتاب من از چهل سالگی میترسم
برای دانلود قانونی کتاب من از چهل سالگی میترسم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب من از چهل سالگی میترسم
کتاب من از چهل سالگی میترسم نوشتهی شیما سبحانی نگاهی دروننگرانه به زندگی زنی در آستانهی چهلسالگی میافکند تا با واکاوی افکار، احساسات و تمایلات درونی او، تصویری آشنا از نگرانیهای یک زن در طی بحران میانسالی ترسیم کند. نویسنده در این داستان با شرح درونیات قهرمان، به لایههای نهفتهی ذهن و روان او رسوخ میکند و مخاطب خود را به تأمل وامیدارد.
دربارهی کتاب من از چهل سالگی میترسم
چند قدم بیشتر تا چهلسالگی نمانده! این فکر مهتاب را دچار وحشت میکند و دردهای جسمی و روحیاش را دوچندان میسازد. مهتاب، قهرمان رمان کتاب من از چهل سالگی میترسم زنی است که بعد از چندین سال زندگی مشترک احساس پوچی میکند؛ چراکه هیچ درک و توجهی از همسر و دو پسر نوجوانش دریافت نمیکند. شیما سبحانی رمان را با افکار غمآلود این زن آغاز میکند؛ زن در رختخواب است اما از درد مچ پایش به خود میپیچد و همسرش بدون توجه به او به خواب رفته است.
مخاطب به مرور با پچپچههای درونی زن به روال زندگیاش پی میبرد و درمییابد که او مانند بسیاری از زنان خانهدار، سالهاست درگیر رسیدگی به همسر و فرزندانش بوده و حالا در آستانهی چهلسالگی احساس میکند به اندازهی هزار سال به خودش بدهکار است و باید دست به کاری بزند.

روایت شیما سبحانی از بحران چهلسالگی
مهتابِ رمان من از چهل سالگی میترسم، مدام در گذشته سیر میکند، از خاطرات آشنایی با همسرش و تجربیات عاشقانهای که پشت سر گذاشته بودند، میگوید. او حالا هم در پی شنیدن همان جملات عاشقانه و محبتهای سابق است اما تلاشهایش برای جلب محبت بیفایدهاند. تا اینکه یک روز به سراغ مسیو، همسایهی ارمنیاش میرود و با فال قهوهی مرد و حرفهای او، دنیایش زیر و رو میشود.
شیما سبحانی با خلق شخصیت مهتاب در کتاب من از چهل سالگی میترسم، در قالب روایتی روان به مسائل و مشکلات زندگی زنان میپردازد و با رویکردی روانکاوانه از بحران چهل سالگی و ترس از بالا رفتن سن سخن به میان میآورد. او در فضایی واقعگرایانه، موقعیتی آشنا میآفرید و از این مجرا خوانندهاش را با قهرمان رمان همراه میکند تا غمها، دغدغهها و تمایلات او را درک کند و درمورد وقایع به قضاوت بنشیند.
با توجه به اینکه در دنیای امروز کمتر کسی شهامت صحبت دربارهی تجربیات میانسالی را دارد، خرید کتاب من از چهل سالگی میترسم و مطالعهی روایت تأملبرانگیز آن میتواند قدم مهمی برای شناخت درون و درک احساسات این دوران باشد. گفتنیست که این اثر خواندنی با تلاش انتشارات سیصد و شصت درجه روانهی بازار کتاب شده است.
کتاب من از چهل سالگی میترسم برای شما مناسب است اگر
- به خواندن رمان ایرانی دربارهی مسائل زنان علاقه دارید.
- دلتان میخواهد داستانی ساده و روان با موضوع بحران میانسالی بخوانید.
- بهعنوان یک زن با ملال و روزمرگی دستوپنجه نرم میکنید و میخواهید با روایتی آشنا، راهِ برونرفت از این بحران را بیابید.
در بخشی از کتاب من از چهل سالگی میترسم میخوانیم
به خانه میرسم و فوری پیاز خرد میکنم داخل قابلمه. اولین بار است که چشمهایم نمیسوزد. پنجره را باز میکنم تا بوی پیاز داغ نپیچد توی خانه. پسرهایم از عطر و بوی پیاز داغ که بماند توی خانه خوششان نمیآید. چشمم میخورد به دو چشمی که زل زدهاند به من. مات میایستم. چیزی میریزد به سینهام و از چشمهایم میریزد بیرون. میریزد به چشمهای مردی که روی نیمکت فضای سبز رو به پنجرهی آشپزخانهی خانهی من نشسته است. مجتمع محوطهی بزرگی دارد و پُر است از این نیمکتهای نارنجی. مرد جوان خوش قیافه هم نشسته روی همین نیمکت رو به پنجرهی ما. خانهی ما هم در طبقهی همکف مجتمع است.
هیچکدام از اینها به انتخاب من نبوده. همه اتفاقی بوده و من هم باید میپذیرفتمشان. از همین خانه هم من اصلاً خوشم نیامد، اما شوهرم گفت به قیمت خوبی میفروشند و فوری خریدش. مرد جذابی است. من همیشهی خدا از مرد چشم روشن بدم میآمد، ولی این یکی با بقیه فرق دارد. چشمهایش سگ دارد. انگار مردی که چشمهایش روشن باشد، جذابتر هم هست. موهایش ... موهایش دیوانهام میکند. نمیدانم نارنجی است یا قهوهای. یک رنگی میان این دو شاید. هرچیزی که هست، جدید است. خاص است. وسوسهام میکند. هیچ چیز جذابی هم که نداشته باشد، این رنگ مو را دوست دارم. به درد حال و هوای افسردهی من میخورد. کاش با یکی حرف میزدم. هیچ دوستی هم ندارم که دو کلمه برایش درددل کنم.
لعنت به من که این همه سال را با کاسه و بشقاب و قابلمه سر کردم و خفه خون گرفتم و فقط موسیقی گوش دادم. فقط کتاب خواندم و اصلاً فکر نکردم که این همه احساس که وارد خون و قلب و مغز شود، از یک جایی هم باید بزند بیرون. خیلیها به این چیزها فکر نمیکنند. من هم یکی از همان خیلیها بودم دیگر. یکی از همان خیلیها که وقتی کار از کار گذشت، یا پشیمان میشوند یا ... نمیدانم. بالاخره هر کسی یک کاری میکند. یکی به خودش میآید و کارهای نکرده را انجام میدهد. یکی همچنان حسرت میخورد و یکی هم شاید از حرصش باعث دردسر بقیه شود و هی سر کند توی زندگی مردم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب من از چهل سالگی میترسم |
| نویسنده | شیما سبحانی |
| ناشر چاپی | انتشارات سیصد و شصت درجه |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 66 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7418-29-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی ایرانی |
















