معرفی و دانلود کتاب دلهره
برای دانلود قانونی کتاب دلهره و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دلهره
کتاب دلهره نوشتهی بنانا یوشیموتو داستان دختر جوانی است که هیچ خاطرهای از کودکیاش به یاد نمیآورد. این رمان کمحجم اما درخشان، با نگاهی روانشناختی مرز میان واقعیت و وهم را درمینوردد تا با عبور از لایههای ذهن و خاطره و با پیوند با جهان سوررئال، به گوهر روشن خودشناسی برسد؛ ارمغانی که نهتنها برای قهرمان رمان، که برای خواننده نیز شگفتانگیز خواهد بود.
دربارهی کتاب دلهره
بنانا یوشیموتو (Banana Yoshimoto) روایت رمان دلهره (The Premonition) را به یایویی میسپارد؛ دختری نوزدهساله که از کودکی خود هیچ خاطرهای را به یاد نمیآورد و در خلئی مدام در پی چرایی این ماجرا میگردد. البته این تنها ویژگی عجیب یایویی نیست، او از قدرت شهود قوی و اعجابانگیزی نیز برخوردار است. حتی مادرش هم اذعان میکند که دخترک از دوران کودکی، از این ویژگی برخوردار بوده، بهطوری که پیش از زنگ خوردن تلفن، میدانسته چه کسی پشت خط است.
کتاب دلهره، با مرور خاطرات یایویی آغاز میشود، او در خانهی خالهی محبوبش نشسته است و مدت زمان کوتاهی را به یاد میآورد که در کنار یکدیگر زندگی میکردند. یایویی همچنان حسرت خوشبحتیِ آن روزها را در دل دارد. با این حال نمیتواند انکار کند که با گذر از آن دوره، راه درستِ ادامهی زندگی را دریافته است.
بنانا یوشیموتو و روایت دلهرهآورش دربارهی فراموشی
یایویی قهرمان رمان دلهره، در آغازِ روایتِ خود، با توصیفاتی سرشار از شیفتگی از خالهی سیویکسالهی مجردش میگوید که در زمان گذشته، در دبیرستانی خصوصی به تدریس موسیقی مشغول بود و پس آن به ناگاه از شبی بارانی میگوید که کولهی سنگین خود را برمیدارد تا به قصد ترک خانه به سمت خانهی خاله یوکینو روانه شود. او با اینکه در خانوادهای شاد از طبقهی متوسط ژاپن زندگی میکند اما به یاد نیاوردن دوران کودکیاش برای او به مسئلهای مهم و بغرنج در زندگی بدل شده است. ازاینرو طی تصمیمی جسورانه به سمت کشف گام برمیدارد و در این مسیر نقش خاله یوکینو بسیار پررنگ و تأثیرگذار است.

بنانا یوشیموتو، کتاب دلهره را در سال 1988 به نگارش درآورد و خیلی زود توجه منتقدان و مخاطبان را به سبک روایی ویژهاش جلب کرد. او در این رمان با نگاهی روانشناختی، یایویی را به سفری جستجوگرانه میبرد تا از شهود، حافظه و فقدان به پیوندهای خانوادگی و خودشناسی برسد.
لذت کشف استعارهها با ترجمهی روان مهدی غبرایی
در نگاه اول اگرچه ممکن است رمان دلهره، داستانی روان و سرراست به نظر برسد که طعم شیرین مطالعهای دلپذیر را به مخاطب عرضه میکند اما بنانا یوشیموتو در کنار روایتی خواندنی، به سبک و سیاق خودش، آن را به مکاشفهای لذتبخش بدل میسازد که نهتنها تلاش برای به یاد آوردن فراموش شدهها و کشف هویت در آن بارز است، بلکه هر یک از شخصیتهای داستانی را میتوان نماد و استعارهای از مفاهیمی عمیق دانست که خواننده را به تأمل و تحلیل وامیدارد.
یایویی با سفر خود که هم جنبهی بیرونی و واقعی دارد و هم درونی و سوررئال، شما را با خود همراه میکند تا در میانهی عبور از مسیری پرچالش به خاطرات فراموششدهاش دست یابد، رازها را کشف کند و پیوندهای نادیدنی را بازیابد. قابل انکار نیست که ترجمهی روان مهدی غبرایی در کتاب دلهره نشر افق، مسیر همراهی با یایویی را دلنشینتر خواهد کرد.
پس اگر برای یک سفر لطیف و دلنشین آمادهاید و میخواهید در خلال آن به لایههای روانشناختی ماجرا نقب بزنید تا بتوانید همگام با قهرمان داستان در مسیر خودشناسی قدم بگذارید، خرید کتاب دلهره و ورود به جهان بنانا یوشیموتو تا حد زیادی خواهد توانست شما را اغنا و سرشار از لذت سازد.
نکوداشتهای کتاب دلهره
- بنانا یوشیموتو هیچ واژهای را در این روایت به هدر نمیدهد. (پابلیشرز ویکلی)
- ظریف و کمحجم اما جادویی. (Spectator)
کتاب دلهره برای شما مناسب است اگر
- از طرفداران ادبیات ژاپن هستید و از خواندن داستانهای ژاپنی لذت میبرید.
- دلتان میخواهد رمانی لطیف و روان بخوانید که از رگههای روانشناختی برخوردار باشد.
- از رمانهایی که در آن با در هم آمیخته شدن واقعیت و وهم، جهانی سوررئال و شگفتانگیز خلق میشود، استقبال میکنید.
در بخشی از کتاب دلهره میخوانیم
از صمیم قلب موافقت کردم، اما از آن بیمناک بودم که چقدر از کنجوکنار وجودم بیخبرم. چیزهای زیادی یادم نبود. قسمتهای زیادی از دیدم نهان بودند. باران بند آمد و بیدرنگ خورشید تمام باغ را به نور خود روشن کرد، انگارنهانگار که باران باریده. ما باغبانی را ادامه دادیم. حالا که به گذشته نگاه میکنم، پیداست که آن عصر آفتابی نقطهعطفی بزرگ بود. آن روز، آن یکشنبه، همهٔ خانوادهام توی خانه بودند و هریک سرگرم کار خود. روزی بود ملایم و معمولی. اما موجی بزرگ داشت از راه میرسید. تاجاییکه آن روز مشتی تصویر از برابر چشمان خیالم گذشتند که نمیتوانم انکارشان کنم. فقط میتوانستم وقتی حلقهاش عین فیلم هشتمیلیمتری باز میشد و غژغژکنان به حرکت درمیآمد، دور و گرامی، با تعجب تماشا کنم و قلبم از درد و اشتیاق لبریز شود.
اولی یک دست بود. دست یک زنِ پیر که قیچی حمل میکرد و چند شاخه گل در گلدان میگذاشت. دست مادرم نبود. یک حلقهٔ زمرد به انگشت داشت. دست باریک زنی بود. دیگری تصویر زوجی شادمان بود که آهسته گام برمیداشتند و پشتشان به من بود. زن لابد همان بود که دستش را تازه دیده بودم. این صحنهها در جایی جریان داشتند کاملاً جدا از دنیای واقعی دوروبرم. نفس در سینه حبس کردم و کوشیدم تا میتوانم نگذارم این صحنهها پشتسرهم پیدا و ناپیدا شوند. ظاهراً پیش چشمانم پرپر میزدند و بهسرعت میگذشتند، انگار از شیشهٔ ماشینی که سرعت گرفته چشماندازی دلانگیز را روی زمین تماشا کنم. طولانیترین و بهیادماندنیترین صحنه از آنِ دختری بود که خواهرم بود. جوان بود و موهایش را دماسبی بسته بود.
با پختگیای غریب به پنجره نگاه میکرد. لب دریاچهٔ بسیار سبزی ایستاده بود، صندلهای قرمزی پوشیده بود که در برابر سنگفرش خاکستری جلوهٔ زیادی داشتند و غرق فکروخیال نامم را صدا زد: «یایویی!» صدایش دلنشین بود. نسیم ملایم بر موهایش میوزید. نیمرخ آشنایش با احتیاط متوجه آسمان ابری بود. کنارش ایستاده بودم و ابرهای دوردست را تماشا میکردم که باد آنها را با خود میبرد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دلهره |
| نویسنده | بنانا یوشیموتو |
| مترجم | مهدی غبرایی |
| ناشر چاپی | نشر افق |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 168 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-332-164-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی |
























