معرفی و دانلود کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست
برای دانلود قانونی کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست
کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست اثر اریش ماریا رمارک، رمانی عاشقانه و فلسفی دربارهی معنای مرگ و زیستن در سایهی بیماری است. این رمان با فضایی شاعرانه و تلخ، دیدار مردی ماجراجو با زن بیمار جوانی را در یک آسایشگاه کوهستانی در سوئیس روایت میکند و تصویری عمیق از امید، ترس و شور زندگی را بازتاب میدهد.
دربارهی کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست
کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست (Der Himmel kennt keine Gunstlinge) اثر اریش ماریا رمارک (Erich Maria Remarque) با ورود رانندهای حرفهای به نام کلرفای به منطقهای کوهستانی در سوئیس آغاز میشود؛ جایی که دوست قدیمیاش هولمان در یک آسایشگاه درمانی بستری است. کلرفای که زندگیاش با مسابقههای اتومبیلرانی و سفرهای پرخطر میگذرد، ناگهان وارد دنیایی میشود که در آن زمان با سرعتی متفاوت جریان دارد؛ دنیایی که ساکنانش بیماران سل هستند و هر روزشان در انتظار بهبود یا مرگ سپری میشود.
در فضای خاص و اندوهبار رمان کسی نظرکرده آسمان نیست (Heaven Has No Favorites)، آسایشگاه تنها یک مرکز درمانی نیست؛ بلکه جهانی کوچک است که آدمها در آن میان امید و ناامیدی معلق ماندهاند. بیماران تلاش میکنند بیماری و مرگ را نادیده بگیرند و زندگی عادی را شبیهسازی کنند؛ مهمانی میگیرند، گفتوگو میکنند و رؤیاهای آینده را زنده نگه میدارند، حتی اگر بدانند شاید فرصتی برای تحقق آنها نداشته باشند.
فضایی فلسفی و انسانی؛ زیر سایهی عشق
با ورود لیلیان، زنی جوان و بیمار به زندگی کلرفای مسیر داستان کسی نظرکرده آسمان نیست رنگ تازهای میگیرد. رابطهای که میان آنها شکل میگیرد، نه صرفاً یک عشق معمولی، بلکه مواجههای عمیق با مفهوم زمان، مرگ و ارزش لحظههای زندگی است. این عشق در فضایی شکل میگیرد که هر لحظهی آن میتواند آخرین فرصت برای تجربهی شادی باشد.
فضاسازی در رمان کسی نظرکرده آسمان نیست اثر اریش ماریا رمارک بسیار تأثیرگذار است. تضاد میان سرعت و هیجان دنیای مسابقههای اتومبیلرانی با سکون سنگین آسایشگاه، به داستان حالتی فلسفی میبخشد. شخصیتها مدام میان این دو جهان در رفتوآمدند: جهانی که در آن مرگ ناگهانی است و جهانی که مرگ آرام و تدریجی نزدیک میشود.

اریش ماریا رمارک؛ راوی عشق و مرگ
کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست به قلم نویسندهای است که تجربههای تلخ جنگ جهانی اول تأثیر عمیقی بر نگاه او به زندگی گذاشت. اریش ماریا رمارک در سال 1898 در آلمان به دنیا آمد و در جوانی به جبهههای جنگ جهانی اول اعزام شد؛ تجربهای که بعدها الهامبخش بسیاری از آثار او بود.
شهرت جهانی اریش ماریا رمارک با انتشار رمان در جبههی غرب خبری نیست در سال 1929 شکل گرفت؛ اثری که با روایتی تکاندهنده، رنج و وحشت سربازان جوان در جنگ جهانی اول را به تصویر کشید و به یکی از مشهورترین رمانهای ضدجنگ قرن بیستم تبدیل شد. نگاه انسانی و صلحطلبانهی رمارک در آثار بعدی او، از جمله کسی نظرکرده آسمان نیست نیز بهروشنی دیده میشود.
دانلود کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست با ترجمهی اژدر انگشتری از نشر افق فرصتی است برای خواندن یکی از رمانهای تأثیرگذار ادبیات معاصر؛ داستانی که با نگاهی انسانی و عاطفی، ارزش لحظههای کوتاه زندگی را یادآوری میکند.
اقتباس سینمایی از کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست
- از این رمان اقتباسی آزاد با نام Bobby Deerfield در سال 1977 با کارگردانی سیدنی پولاک (Sydney Pollack) انجام شده و آل پاچینو (Al Pacino) نیز در نقش بازیگر اصلی ظاهر شد. اما با وجود الهام گرفتن کارگردان از رمان کسی نظرکرده آسمان نیست، نمیتوان این اثر را اقتباسی کاملا وفادارانه به متن اصلی دانست.
کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای عاشقانهای که در کنار احساسات عمیق به پرسشهای فلسفی دربارهی زندگی و مرگ میپردازند، علاقه دارید.
- از داستانهایی با شخصیتپردازی قوی و حالوهوایی اندوهبار اما انسانی لذت میبرید.
- در زمرهی دوستداران آثار ادبی قرن بیستم هستید.
- ادبیات آلمان را دنبال میکنید.
- میخواهید زندگی مردم در سایهی جنگ جهانی را مشاهده کنید.
در بخشی از کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست میخوانیم
لیلیان در را بست. اتاق شمارۀ هفت را میشناخت؛ اتاق کوچکی بود کنار آسانسور حمل بار. مردهها را میبردند آنجا، چون شب میتوانستند آنها را خیلی راحت با آسانسور بفرستند پایین. لیلیان فکر کرد: مثل چمدونها. و بعد با صابون و لایسول آخرین آثارشان را پاک میکردند.
توی اتاق شمارۀ هفت چراغی روشن نبود. حتی شمع هم آن جا نبود. تابوت را هم بسته بودند. درِ تابوت را روی آن صورت باریک و موهای قرمزِ براق گذاشته بودند و پیچ کرده بودند. همهچیز مهیای انتقال بود. گلها را از توی تابوت برداشته بودند، ریخته بودند توی یک کیسۀ مشمایی و گذاشته بودند روی میز کنار تابوت. کیسه حلقههایی داشت که از توی آنها بند رد شده بود، جوری که میشد گلها را توی آن جمع کرد و بُرد. تاج گلها کنارش روی همدیگر چیده شده بودند، مثل کلاههای یک کلاهفروشی. پردهها کشیده نشده بودند و پنجرهها باز بودند. اتاق خیلی سرد بود. مهتاب افتاده بود توی اتاق.
لیلیان آمده بود تا برای آخرین بار مرده را ببیند. دیر رسیده بود. هیچکس دیگر هیچوقت آن صورت رنگپریده و موهای براق را، که زمانی اگنس سامرویل بود، نمیدید. شب تابوت را بیسروصدا خارج میکردند و آن را با سورتمه به مردهسوزخانه میبردند. آن جا در هجوم ناگهانی آتش شروع به سوختن میکرد، آن موهای قرمز دوباره خشخش میکردند و جرقه میزدند، بدنِ خشکش در میان شعلهها دوباره راست مینشست، انگار دوباره زنده شده بود و بعد همهچیز تبدیل میشد به خاکستر و نیستی و خاطرهای محو.
لیلیان به تابوت نگاه کرد. ناگهان فکر کرد: اگه هنوز زنده باشه چی؟ امکان نداشت که دوباره توی این صندوق محکم به هوش آمده باشد؟ گاهی پیش نمیآمد؟ کی میدانست چند بار همچین اتفاقی افتاده بود؟ فقط از موارد معدودی خبر داشتند که آدمِ ظاهراً مرده نجات داده شده بود، ولی کی میدانست که چند نفر در بیخبری خفه شده بودند و هیچوقت دست کسی به آنها نرسیده بود؟ امکان نداشت که اگنس سامرویل الآن، دقیقاً همین الآن، توی آن تاریکیِ تنگ، لای آن حریر پُرخشخش، تلاش کند که جیغ بزند، بدون اینکه بتواند صدایی از گلوی خشکش بیرون بدهد؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب کسی نظرکرده آسمان نیست |
| نویسنده | اریش ماریا رمارک |
| مترجم | اژدر انگشتری |
| ناشر چاپی | نشر افق |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 360 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-332-179-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی، کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی |




























