کتاب عادتهای نورونی، نوشتهی پیتر هالینز، به شما کمک میکند، مغزتان را برای داشتن عادتهای سالم و مؤثر، بازسازی کنید. او برای تغییر عادتها به سراغ منشاء اصلی همهی رفتارهای انسان، یعنی مغز میرود و با تکنیکهایی کاملا علمی و اثبات شده آموزش میدهد چگونه میتوان کارهای سخت را به سادهترین و در دسترسترین گزینه برای ذهن تبدیل کرد و از این راه، به موفقیت حداکثری رسید.
دربارهی کتاب عادتهای نورونی
ما ایرانیها، آنقدر کنار گذاشتن عادات برایمان سخت است که برایش ضربالمثل هم داریم: ترک عادت موجب مرض است. از طرفی صاحبنظران معتقدند زندگی و آیندهی ما را همین عادتهای کوچک و بزرگی میسازند که روزانه بدون فکر و به صورت خودکار انجامشان میدهیم. امان از وقتی که زندگیمان پر شده باشد از عادتهای نامناسب و غیرسالم. صبح را با چک کردن گوشیمان شروع کنیم، در هر وعده و میانوعدهای شیرینیجات بخوریم، برای رفتن تا سر کوچه هم از خودرویمان استفاده کنیم، روزی چند نخ سیگار بکشیم و همهی شب را تا صبح، به سریال دیدن بگذرانیم. همهی این کارها، لذتهایی آنی را در وجودمان بیدار میکنند که پس از مدتی، منجر به افسردگی، چاقی، بینظمی و عدم موفقیت میشوند. گاهی میخواهیم اوضاع را تغییر دهیم ولی احساس میکنیم دست و پایمان بسته است. وقتی آدمهایی را میبینیم که پنج صبح میدوند، مدتهاست شیرینی نخوردهاند و زمان خواب و بیداریشان نظم و قاعده دارد، احساس ناتوانیمان بیشتر هم میشود و آرزو میکنیم کاش قدرت آنها را داشتیم. اینجاست که کتاب عادتهای نورونی (Neuro-Habits: Rewire Your Brain to Stop Self-Defeating Behaviors and Make the Right Choice Every Time) میتواند به دادمان برسد. کتابی که به ما نشان میدهد، چطور میتوانیم مغزمان را برای عادتهای سالم برنامهریزی مجدد کنیم، حالا آن عادت هرچقدر هم سخت و نشدنی به نظر برسد.
پیتر هالینز (Peter Hollins) نویسندهی کتاب عادتهای نورونی، برای ما توضیح میدهد که همهی عادتها، از نحوهی قرارگیری نورونها در مغز و ارتباطشان با یکدیگر به وجود میآیند. هر عادت جدیدی، نورونها یا سلولهای عصبی مغزمان را به شکلی خاص به هم مرتبط میکنند که باعث میشود به سادگی انتخاب کنیم دوباره و چندباره، آن عادت را تکرار کنیم و احساس لذت داشته باشیم. ما شکلدهی عادتها در مغز را به صورت ناخودآگاه انجام میدهیم اما چه میشد اگر میتوانستیم انتخاب کنیم مغزمان چطور برنامهریزی شود؟ علم به ما کمک میکند تا با راهکارها و تکنیکهایی ساده این کار را بکنیم و پیتر هالینز در کتاب عادتهای نورونی این روشها را به ما آموزش میدهد.
کتاب عادتهای نورونی، در فصول مختلف به اینکه عادت چیست، چگونگی شکلگیری عادتها، چگونگی تغییر عادات، روش جایگزینی عادات بد با عادات خوب و نحوهی تغییر محیط برای کنترل امیال میپردازد. همینطور دربارهی عادتهای اصلی و اهمیت بهبود عادات اصلی در هر زمینهای از زندگی اعم از مادی، معنوی، جسمی و... توضیحاتی ارزنده و کاربردی ارائه میکند.
کتاب عادتهای نورونی را زهرا رنج کش ترجمه کرده و انتشارات راوشید به چاپ رسانده است.
کتاب عادتهای نورونی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب عادتهای نورونی برای علاقهمندان به کتابهای رشد شخصی و خودسازی و همچنین کسانی که به شناخت کارکرد مغز علاقه دارند، خواندنی است.
در بخشی از کتاب عادتهای نورونی: برای جلوگیری از رفتارهای مخرب و رسیدن به انتخابهای درست سیم پیچی مغزتان را همین امروز بازچینی کنید میخوانیم
شما از قبل میدانید که باید چه کار کنید. سخت کار کنید، درست زندگی کنید و غیره. فهمیدن اینکه ما باید تغییر کنیم به اندازه کافی آسان است، اما انجام آن خیلی آسان نیست. بله، شما به شدت میخواهید تغییر کنید و میتوانید کاملاً از جایی که در حال حاضر هستید متنفر باشید. اما بااینحال، این برای رساندن شما از جایی که هستید بهجایی که میخواهید باشید کافی نیست. عنصر گمشده، دانش، مهارت، عشق و سخاوت نیست (اگرچه همه این چیزها بهطور حتم مفید هستند.) درواقع، آنچه لازم است تعهد است.
تعهد چیزی است که شما را هر روز به عادت خوب روزمرۀ خود باز میگرداند، حتی وقتیکه خستهکننده یا سخت یا دردناک است. اعلام تصمیم در دنیا آسانترین کار است، زمانی که تمام چیزی که در ذهنمان داریم نتیجه نهایی و رضایتی است که از دستاورد حاصل میشود. اما پایان فقط بخش کوچکی از امور است؛ بیشتر سفر با گامهای کوچک و کم هیجان تر است که روزانه و با جدیت انجام میشود.
بااینحال، باز هم، این نیرو یا اراده نیست، بلکه صرفاً صبری است که برای تعهد لازم است؛ انتخاب یک مسیر و ماندن در آن بهطور مداوم. عادت میتواند بهعنوان واحدهای کوچکی تلقی شود که برای ساختن رؤیاهای بزرگمان شکل میگیرند. تعهد یعنی اشتیاق به جمعکردن گامبهگام این رؤیاها. اشتیاق و انگیزه ممکن است شروع همهچیز باشد، اما، درست مانند ازدواج، تعهد باید شما را تااندازهای از میان پستیها و بلندیها و مشکلات قویتر یا ضعیفتر عبور دهد.
وقتی احساس میکنیم انگیزه داریم، زمان مناسبی است تا بخشهای ذهنی و آگاه مغز خود را برای طرحریزی، ارزیابی عادات فعلی و بازسازی فعالانه حلقههای پاداش عادت، به کار بگیریم. اگر این مرحله را بهدرستی انجام دهیم و با ریشهگیری عادتهای جدید صبور باشیم، در نهایت میتوانیم مغز هدفمند را رها کنیم و به رفتارهای خودکار بازگردیم.
بله



























