کتاب آمپول استرس: جعبه ابزار مدیریت استرس نوشتهی صادق عباسی موارد مختلفی از جمله فرق بین ترس، استرس و اضطراب، استرس را بشناسم، تمرینات تنفسی و هوشمندانه کار کنید را مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
همهی ما در زندگی خود، زمانهای زیادی داریم که میتوانیم به نحو احسن از آنها استفاده کنیم. باید این زمانهای مرده را زنده کنیم چون کارهای کوچک هستند که کارهای بزرگ را میسازند. اگر عملگرا نباشید، هیچ اتفاق خاصی رخ نخواهد داد. فقط انباشت اطلاعات کردهاید و سطح دانش خود را افزایش دادهاید. با انجام نکات مهم و کاربردی و تکرار و تمرین، میتوانید مهارتهایتان را ارتقاء بخشید.
نحوهی مطالعه این کتاب فقط به انتخاب و هدف شما بستگی دارد. باید بدانید که برای چه این کتاب را تهیه کردهاید. آیا هدف امتحان دادن است؟ مسلماً این طور نیست. شما احساس نیاز کردید و هدف بزرگ شما، تغییر زندگی است. پس با آرامش بخوانید و تمرینات گفته شده را مو به مو انجام دهید. کتاب را به شب امتحان موکول نکنید و در دقیقه نود به سراغ آن نروید. چون همان طور که گفته شد قرار نیست که آزمون کنکور بدهید و در دانشگاه مورد علاقهتان قبول شوید.
مباحث این کتاب طوری نوشته شده که با مراجعه به فهرست میتوانید هر بخش را انتخاب کرده و مطالعه کنید. فقط شروع کنید و از تکنیک 5 دقیقه استفاده نمایید. به خودتان قول بدهید که با روزی 5 دقیقه مطالعه شروع کنید! سپس به تدریج ساعات مطالعه خود را افزایش دهید. به خودتان قول بدهید که این کتاب را خواهید خواند و قولتان را مکتوب کنید. یک برنامه اجرایی بنویسید و در جلوی چشم خود نصب کنید.
فقط سعی کنید که در خواندن کتاب به خودتان سخت نگیرید و با اجبار شروع به مطالعه نکنید. قطعاً زمانهایی در زندگی شما وجود دارد که بتوانید با علاقه فراوان مشغول خواندن کتاب شوید. پس از آنها به نحو احسن استفاده کنید و با نتایجی که حاصل میشود شگفتزده شوید.
دانش محور یا مهارت محور هستید؟ دانش در کنار مهارت، فوقالعاده اثربخش خواهد بود. در انتهای کتاب، شاید برخی از افراد بگویند نتیجهی خاصی نگرفتم، ولی مطمین باشید برعکس آنها، تعداد زیادی نیز از این کتاب نتایج بسیار خوبی خواهند گرفت و شاید حتی یک جمله از این کتاب، کل زندگی آنها را دگرگون کند. قطعاً اگر به گفتههای این کتاب عمل کنید، در دستهی دوم قرار خواهید گرفت.
برای انجام دستورالعملهای کتاب آمپولِ استرس تکرار و تمرین کنید. تکنیکها و راهکارها را امتحان کنید و از خطا کردن هراس نداشته باشید. ما انسان هستیم و حق اشتباه کردن داریم. تا انجام ندهید، تغییر رفتاری حاصل نمیگردد.
در بخشی از کتاب آمپول استرس میخوانیم:
بیایید با هم چند تا از موارد مختلف را که در زندگی روزمره با آن روبرو شده و تجربه کردهایم، بررسی کنیم. در ابتدا بگویم که من خودم هم جزء افراد زیر هستم ولی سعی میکنم که تا حد بسیار زیادی این عوامل را کنترل و طوری رفتار کنم که سلامت جسم و روانم حفظ شود. تا حالا شده که کنترل زندگی خودتان را از دست داده و به اصطلاح از کوره در بروید. به حدی عصبانی شدهاید که قادر به کنترل شرایط نبودهاید (برای من که خیلی پیش اومده! البته به خیر گذشته) آنقدر در مشکلات زندگی غرق شدهایم که خانواده، دوستان، حتی خودمان و از همه مهمتر خدا را هم فراموش کردهایم و ناامیدی تمام وجودمان را گرفته است.
- کارهای عقب افتاده خیلی زیادی داریم که هر روز به خودمان قول میدهیم که حتماً فردا یا از شنبه انجام خواهم داد و روزها یکی پس از دیگری میگذرند و ما همچنان... .
- بعضی وقتها دائم به فکر گذشته هستیم و خودمان را سرزنش و کارهای اشتباهمان را مرور میکنیم و میگوییم که اگر این کار را نمیکردم...، اگر آن کار را انجام نمیدادم...، و به خودمان اجازه میدهیم که این افکار منفی و سمی، ساعتها ما را درگیر کنند و در آخر هم هیچ نتیجهای برای ما نداشته باشند. چیزی که همه آن را میشناسیم و اسمش افسردگی است.
- یا برعکس به آیندهای که هنوز نیامده فکر میکنیم و باز هم افکار مزاحمی که خودمان دلیل اصلی ایجاد آنها هستیم، ما را از حرکت به سوی کمال و پیشرفت باز میدارد.
- دور خودمان خط کشیدیم و به اصطلاح یک محیط امن و ایمن برای خود ساختیم که از ترسها و نگرانیها دور باشیم، ولی نمیدانیم که همین محیط بسته، بیشتر و بیشتر در دلشورهها و اضطرابهای ما نقش اساسی دارند.
بله

















خداقوت جناب عباسی بزرگوار