گاهی کتابها، بیش از آنکه دستورالعملی برای تغییر در خود باشند، آینهای از تناقضها و پرسشهای درونی را پیش روی ما میگذارند. مارک رکلاو در کتاب اول عاشق خودت باش، از مسئولیت فردی در برابر احساسات سخن میگوید و همزمان بر پذیرش بیقضاوت احساسات تأکید میکند؛ دو رویکردی که در کنار هم، خواننده را به اندیشیدن و بازنگری در معنای واقعی احساسات و واکنشهای انسانی وامیدارند. همین کشمکش میان کنترل و پذیرش، کتاب را به مقدمهای جذاب برای بحث دربارهی خودشناسی و عزت نفس بدل کرده است.
دربارهی کتاب اول عاشق خودت باش
آیا ما واقعاً مسئول احساسات خود هستیم و هیچکس و هیچچیز جز خود ما نمیتواند آنها را شکل دهد؟ مارک رکلاو (Marc Reklau) در کتاب روانشناسی اول عاشق خودت باش (Love Yourself First!: Boost your self-esteem in 30 Days) موضعی دوگانه اتخاذ میکند؛ از یک سو میگوید احساسات محصول افکار ما هستند و بنابراین قابل تغییرند. و از سوی دیگر توصیه میکند همهی احساسات را بپذیریم و قضاوت نکنیم. خوانندهی باهوش میتواند درک کند که این دو رویکرد در ظاهر متناقضاند، اما در واقع دو مرحلهی مکمل از فرایند رشد فردی را نشان میدهند.
دوست داشتن خود به شیوهی مارک رکلاو
روانشناسان بسیاری بر این باورند که احساسات واکنشهای طبیعی و خودکار به رویدادهای بیرونی هستند و نمیتوان مسئولیت کامل آنها را بر دوش فرد گذاشت. آنچه در اختیار ما است، نه خود احساس، بلکه شیوهی مواجهه و واکنش به آن است. به همین دلیل، بخش دوم سخن نویسندهی کتاب روانشناسی اول عاشق خودت باش یعنی پذیرش بیقضاوت احساسات، با دیدگاه علمی همخوانی بیشتری دارد. بنابراین شاید پاسخ نهایی در ترکیب این دو رویکرد باشد؛ ما نمیتوانیم مانع شکلگیری احساسات شویم، اما میتوانیم بیاموزیم چگونه با آنها مواجه شویم و واکنشهای خود را مدیریت کنیم؛ این همان نقطهای است که پذیرش و مسئولیتپذیری به هم میرسند و مسیر رشد فردی را روشنتر میسازند.
کتاب اول عاشق خودت باش ترکیبی از آموزههای روانشناسی مثبتگرا و توصیههای عملی برای تغییر زندگی است. مارک رکلاو پس از پرداختن به مبحث مهم عزت نفس و راههای تقویت آن، بر این نکته تأکید دارد که دوست داشتن خود، نقطهی آغاز هر تغییر پایدار است. معصومه آقاپور، این کتاب انگیزشی را به فارسی روان برگردانده و انتشارات سفیر قلم آن را در دسترس علاقهمندان قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب اول عاشق خودت باش
- خیلی روشن و منطقی بود، ممنون از قلم خوب مارک رکلاو! من برای خواندن این کتاب، دنبال دلیل میگشتم، اما حالا در حال خواندن دوبارهی آن هستم. (کاربر آمازون)
- کتابی خوشخوان با ریتم تند که تکراری نمیشود. از تلاش نویسنده برای سرگرم نگه داشتن خواننده لذت بردم، اما در نیمهی راه واقعاً فقط منتظر بودم که تمام شود. کتاب اول عاشق خودت باش بهعنوان مقدمهای بر روشهای خودیاری عالی است، اما اگر پیشتر دربارهی این موضوع مطالعه کرده باشید، مناسب شما نیست. (کاربر گودریدز)
کتاب اول عاشق خودت باش برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای حوزهی روانشناسی، خودسازی و توسعهی فردی علاقهمند هستید.
- به دنبال راهنمایی ساده برای تقویت عزت نفس میگردید.
- سایر آثار مارک رکلاو را مطالعه کردهاید و قلم این نویسنده برای شما الهامبخش بوده است.
در بخشی از کتاب اول عاشق خودت باش: عزت نفس خود را در 30 روز بالا ببرید! میخوانیم
افرادی که عزتنفس پایینی دارند، سطح بالایی از کمالگرایی دارند؛ ترکیبی و دستورالعملی وحشتناک و مطمئن برای سرخوردگی و اضطراب. آیا با بالا بردن عزتنفس خود، بر کمالگرایی غلبه خواهید کرد؟ بله. یا با غلبه بر کمالگرایی عزتنفس شما بالا میرود؟ بله، اینگونه خواهد شد. در هر دو صورت این موضوع ممکن است. بیایید به غلبه بر کمالگرایی نگاه کنیم.
بار دیگر تاکید میکنم، به دست آوردن خودآگاهی کلید این معما است. دانستن اینکه چه میخواهیم و چه نمیخواهیم، کلید غلبه بر کمالگرایی است. باید واقعیت را بپذیرید. احساسات خود را بپذیرید، و قبول کنید که این کار دشوار است. ممکن است نتوانید چیزی که به تازگی برای شما اتفاق افتاده است را تغییر دهید، اما احتمالا میتوانید تفسیر خود را از آنچه اتفاق افتاده تغییر دهید. اینجا مسئله دیدگاه شماست. آیا بعد از گذشت ده سال این مسئله اهمیتی خواهد داشت؟ بعد از یک سال چطور؟ آیا ارزش این را دارد که آنقدر نگران و ناراحت باشید؟
برای غلبه بر کمالگرایی، باید بر روی تلاشتان تمرکز کنید و به آن پاداش دهید. برای شکستها، برای تلاشهای دوباره و دوباره به خود پاداش دهید. شوخی نمیکنم. در حال حاضر، شما میدانید که هیچ راه دیگری برای یادگیری وجود ندارد. بله، شکست دردناک است، اما هر بار کمتر درد دارد.
سوم، با پذیرش بر کمالگرایی غلبه میکنید. پذیرش عوامل بیرونی و همچنین پذیرش شخص خودتان. درک کنید که لازم نیست کامل باشید. به شما در این مورد قول میدهم. «موارد» را بپذیرید و سعی کنید با عوامل کنار بیایید؛ خود را در خط مقدم قرار دهید و در آخر، نقاط ضعف خود را بپذیرید و از آنها به عنوان ابزاری برای رشد استفاده کنید. همیشه از خود بپرسید: «فرصت رشد در اینجا چیست؟»
بله
























