کتاب تاریخ فقه امامیه نوشتهی محمد نیک فکر، اثری آموزشی و پژوهشی است که سیر شکلگیری، تحول و تکامل فقه شیعه را از آغاز اسلام تا دوران معاصر بررسی میکند. نویسنده با زبانی روان و ساختاری منظم، ضمن معرفی مفاهیم پایه، تصویری روشن از تاریخ فقه امامیه و عوامل اثرگذار بر رشد و تحول آن ارائه میدهد و خواننده را با مبانی این دانش آشنا میسازد.
دربارهی کتاب تاریخ فقه امامیه
فقه امامیه در طول قرنها، متناسب با شرایط اجتماعی، سیاسی و علمی، مسیری را به سوی تکامل پیموده است. در کتاب تاریخ فقه امامیه محمد نیک فکر تاریخ پیدایش و ادوار فقه شیعه را بررسی میکند و با تبیین مفاهیمی مانند اجتهاد، فقاهت، منابع فقه و جایگاه اصول فقه، زمینهای فراهم میکند تا خواننده بتواند تحولات اندیشهی فقهی و نقش آن را در استنباط احکام شرعی بهتر درک کند.
کتاب تاریخ فقه امامیه محمد نیک فکر در دو فصل تنظیم شده است. نیک فکر در فصل نخست مهمترین اصطلاحات فقهی را معرفی و مفاهیمی مانند فقه، ضرورت فقاهت و اجتهاد، منابع و ابواب فقه، قواعد فقهی و احکام فقهی را بررسی میکند. فصل دوم این کتاب نیز به تاریخ و ادوار فقه امامیه میپردازد و ضمن معرفی دورههای مختلف رشد فقه شیعه، تحول اجتهاد، جریان اخباریگری، شکلگیری مکاتب فقهی و مراحل گوناگون تکامل اندیشهی فقهی را از عصر تشریع تا دورهی معاصر تحلیل میکند.
محمد نیک فکر با بهرهگیری از مهمترین منابع این حوزه اثری مختصر، منظم و کاربردی تألیف کرده و تصویری جامع از روند تاریخی فقه شیعه ارائه داده است. با خرید کتاب تاریخ فقه امامیه انتشارات چتر دانش با مفاهیم بنیادین فقه آشنا شده، درک بهتری از جایگاه اصول فقه، قواعد فقهی و سیر تحول اندیشهی فقهی در مکتب امامیه پیدا خواهید کرد.
کتاب تاریخ فقه امامیه برای شما مناسب است اگر
- علاقهمندید در سیر تحول تاریخ فقه شیعه و ادوار مختلف آن مطالعه کنید.
- قصد دارید به طور منسجم با مباحث پایهی اصول فقه، اجتهاد و قواعد فقهی آشنا شوید.
- به دنبال منبعی آموزشی، خلاصه و مستند برای شناخت روند تکامل فقه جعفری میگردید.
در بخشی از کتاب تاریخ فقه امامیه میخوانیم
با وجود اختلافات - در نامگذاری و تعیین محدوده هر دوره- در میان کسانی که تاریخ فقه شیعه را شش مرحلهای میدانند؛ لکن میتوان این مراحل را در یک دستهبندی کلی جای داد؛ این مراحل عبارتند از: 1. صدور روایات و تبیین کتب روایی (اجتهاد)؛ 2. شکوفایى و رشد؛ 3. استقلال و تکامل؛ 4. افراط و تفریط؛ 5. اعتدال؛ 6. کمال.
1. تاسیس، تبیین و پایهگذاری فقه استدلالی
این مرحله از اوان قرن سوم، از زمان ابن بابویه قمى (متوفی 329 ق)، آغاز مىشود و تا نیمه قرن پنجم، در زمان حمزه بن عبد العزیز دیلمى مشهور به سلّار (م 463 ه) ادامه مىیابد.
در این مرحله، روایاتی که از جانب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) رسیده است به عنوان منبع قرار داده شده و شروع به جمعآوری آنها میشود. و نیز نخستین و مهمترین کتابهاى روایى فقهى یعنى «الکافى» و «مَن لا یَحضُرُه الفقیه» به وسیله ثقهالاسلام کلینى (م 329 ه) و شیخ صدوق (م 381 ه) نگاشته شدند.
برخی از فقهای این مرحله عبارتند از: محمّد بن یعقوب کلینی (329 ه)، ابن بابویه، پدر شیخ صدوق(329 ه)، أبو جعفر محمّد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق 381 ه)، جعفر بن محمّد بن قولویه (حدود 368 ه)، ابن أبی عقیلعمّانی (368 ه)، ابن الجنید اسکافی (381 ه)، شیخ مفید (413 ه)، سید مرتضى (436 ه)، أبو الصلاح حلبی (447 ه)، حمزه بن عبد العزیز دیلمی80 (سلّار 463 ه).
ویژگى این دوره: 1. با گرد آمدن دو مجموعه حدیثى و فقهى «الکافى» از مرحوم کلینى (م 329 ه) و «مَن لایحضره الفقیه» از مرحوم صدوق (م 381 ه)، مهمترین ابزار استنباط براى فقیهان فراهم شد و حدیث و سنت به یادگار مانده از پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع)، جمعآوری گردید؛ 2. فتوا دادن بر اساس متون روایات؛ بدین معنا که در هر فرعی، با الفاظ روایات، نظر فقهی خویش را بیان میکردند؛ 3. استنباط و اجتهاد به تدریج از علم فقه جدا شد و به صورت یک علم جدید در آمد، همانند کتاب «التذکرة باصول الفقه» نوشته شیخ مفید، کتاب «الذریعة إلی اصول الشریعة» نوشته سید مرتضی؛ 4. بدین علت که فقهاى شیعه در این دوره، اندک بودند و موضعگیرى فقهى و اجماعات آنها، بهآسانی به دست مىآمده است؛ لذا در کلمات فقهاى این دوره، ادعای اجماع طائفه، خیلى به چشم مىخورد و به دلیل اینکه به عصر صدور روایات، نزدیک بودند و روایات مشهور و روایاتی را که به آن عمل میشده است را به راحتى تشخیص میدادند؛ لذا اجماع قدماى اصحاب، کاشف از سنت است؛ البته به شرطی که کاشف از قول یا فعل یا تقریر معصومین (ع) باشد؛ 5. سرآغاز شروع تألیفاتی با موضوع فقه مقارن توسط سید مرتضی با نگارش کتاب «الانتصار».
بله




















