کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه که گزیده و شرح نهجالبلاغه است و به زبان عربی توسط ماجد کاظمی نگاشته شده، ما را با مفهوم توحید از دیدگاه امام علی (ع) آشنا میکند. در این واکاوی از آموزههای نهجالبلاغه، میتوانید با آرای فیلسوفانی چون ابن عربی و ملاصدرا دربارهی ماهیت وحدت وجود و اتصال به خداوند آشنا شوید و تفاوت دیدگاه فلاسفه با ائمه را متوجه شوید.
دربارهی کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه
شناخت خداوند کاری فراتر از توان بشر است. انسانها هرگز نمیتوانند به درک کاملی از ذات پروردگار برسند؛ با این وجود، بشر هزاران سال است که میکوشد تا از میان کتابهای آسمانی و سخنان بزرگان دین، به معنای توحید پی ببرد. نهج البلاغه که در آن با سخنان امام علی (ع) روبهرو هستیم، یکی از بهترین آثاری است که با کمک آن میتوانیم به خداوند نزدیک شویم. کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه که گزیده و تفسیری از نهج البلاغه به زبان عربی است، ما را با رویکردی کلامی و استدلالی، با یکی از بنیادیترین اصول اعتقادی اسلام، یعنی توحید، آشنا میکند.
آیة الله الشیخ ماجد الکاظمی ابتدا ما را با مفهوم شرک و توحید آشنا میکند. کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه ابتدا اهمیت توحید را بهعنوان بنیادیترین اصل اعتقادی اسلام توضیح میدهد و با استناد به آیات قرآن، نشان میدهد که شرک بزرگترین انحراف در عقیده است. سپس به بررسی صفات خدا در نهج البلاغه و مقایسهی آن با دیدگاه فلاسفه و اشاعره میپردازد.
مفهوم توحید در نهج البلاغه و فلاسفهی اسلامی
تعدادی از فصلهای کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه، انتشارات چتر دانش، به نقد نظریههایی مانند وحدت وجود و برخی آرای فیلسوفانی چون ابن عربی، ملاصدرا و ابنسینا پرداخته است. ماجد کاظمی معتقد است این دیدگاهها مرز میان خالق و مخلوق را کمرنگ میکنند، در حالی که از نظر نهجالبلاغه، خداوند کاملاً از آفریدهها جدا و متمایز است.
با خرید کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه اثر ماجد الکاظمی، به مفهوم خداشناسی در نهج البلاغه پی میبرید و میتوانید تفاوت نگاه امام علی (ع) به پدیدهی توحید را با دیدگاه سایر اندیشمندان اسلامی مقایسه کنید.
کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگر کلام و فلسفهی اسلامی هستید و میخواهید با مفهوم توحید و خداشناسی از منظر امام علی (ع) آشنا شوید.
- به دنبال شرح یا تفسیری از نهجالبلاغه به زبان عربی هستید که بتواند زیباییهای زبانی و کلامی این اثر را به شما نشان دهد.
در بخشی از کتاب التوحید الالهی فی نهج البلاغه میخوانیم
بطلان مقولۀ الامکان الفقری: هذا وقد تأول بعض الفلاسفۀ قوله تعالی ﴿یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِید﴾367 بانه یدل علی الامکان الفقری.
ومرادهم من الامکان الفقری هوالوجود التعلقیّ وانه لا وجود له فی نفسه بل هوعین الفقر وبعبارۀ اخری عین العدم وینحصر الوجود الحقیقی بالعلۀ قال ملا صدرا: «وها هناای عند ظهور شمس التحقیق- الى ان قال - ظهر ان لاثانی للوجود الواحد الحق واضمحلّت الکثرۀ الوهمیّۀ - الىانقال - وللثنویین الویل مما یصفون اذ قد انکشف ان کلمایقع علیه اسم الوجود بنحومن الانحاء فلیس الّا شأن من شؤون الواحد القیّوم ونعت من نعوت ذاته من لمعات صفاته فماوصفناه اولاً ان فی الوجود علۀ ومعلولاً بحسب النظر الجلیل قد آل اخر الامر بحسب السلوک العرفانی الى کون العلۀ منهما امراً حقیقیاً والمعلول جهۀ من جهاته ورجعت علیّۀ المسمى بالعلۀ وتأثیره للمعلول الى تطوّره بطور وتحّیثه بحیثیۀ لا انفصال شیئ مباین عنه».
اقول: لا یخفی ان اصطلاح الامکان الفقری ما هوالّا تعبیر اخر عن القول بوحدۀ الموجود وتعبیر اخر لاصالۀ الوجود وقد ابطلنهما فی کتابنا الرؤیۀ الفلسفیۀ نقد وتحلیل فراجع.
کما وان الآیۀ المبارکۀ صریحۀ فی ان الناس غیر الذات الالهیۀ لا انهم لا وجود لهم وانهم عین الفقر والعدم ویشهد لذلک ایضا ما بعدها من قوله تعالی ﴿إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِید وَ ما ذلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیز﴾ فلا دلالۀ للآیۀ علی هذا المصطلح بالمرۀ.
انکار الفلاسفۀ للقدرۀ الالهیۀ
«وأرانا من ملکوت قدرته» قال تعالى: ﴿وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ﴾، فهل هنالک قدرۀ أملک من تلک القدرۀ التی جعلت التراب بشرا ینتشر؟
بله





















