کتاب آرامش در ژرفا 2: راهنمای کنترل خشم و عصبانیت، به قلم کاوه بهادران و مهرانگیز پورناصح، قصد دارد تا با استفاده از تکنیکهای درمان شناختی-رفتاری به افراد کمک کند تا خشم خود را کنترل کنند. این کتاب یک ابزار درمانی برای کسانی است که با مشکل عصبانیت مفرط مواجهاند و از طریق آگاهسازی، ایشان را راهنمایی میکند تا منشأ خشم خود را تشخیص داده و در راستای کنترل آن قدم بردارند.
دربارهی کتاب آرامش در ژرفا 2: راهنمای کنترل خشم و عصبانیت
طی دهههای گذشته، علم روانشناسی پیشرفت بسیاری کرده و به فنون جدیدی دست یافته که بیش از تکنیکهای قدیمی، کارآمدند. کتاب آرامش در ژرفا 2: کنترل خشم و عصبانیت، نوشتهی کاوه بهادران و مهرانگیز پورناصح، با تمرکز بر شیوهی درمان شناختی-رفتاری، به افراد کمک میکند تا مهارت کنترل خشم را در خود تقویت نمایند.
درمان شناختی-رفتاری، یکی از تکنیکهای سودمند روانشناسی است که برای درمان بیماریهایی نظیر اجتماعهراسی، وسواسهای فکری و خودبیمارپنداری به کار گرفته میشود. البته این شیوه به مرور زمان دستخوش تغییر شده و اکنون از آن برای درمان طیف متنوعی از بیماریها استفاده میشود. کتاب آرامش در ژرفا 2: کنترل خشم و عصبانیت سعی دارد تا با بهرهگیری از فنون این شیوهی درمانی، به افراد مبتلا به مشکل خشم کمک کند تا کنترل اوضاع را به دست بگیرند.
کتاب حاضر با توضیح چیستی خشم آغاز میشود و در ادامه به مباحثی نظیر محرکهای خشمبرانگیز، نقش باورها در عصبانیت افراد، ارزیابیهایی که به خشمگین شدن دامن میزنند و عوامل بازدارنده میپردازد. هر فصل از کتاب پیشرو با تمریناتی همراه شده که انجام آنها برای فرد بیمار ضروری است؛ چرا که درمان خشم هم مانند دیگر اختلالات روانی، بدون تلاش مداوم به نتیجه نمیرسد.
کاوه بهادران و مهرانگیز پورناصح در کتاب آرامش در ژرفا 2: کنترل خشم و عصبانیت، به خوانندگان کمک میکنند تا ضمن تشخیص منشأ اختلال خود، به درمان و بهبود آن بپردازند. این کتاب توسط انتشارات مهر کاویان منتشر شده است.
دربارهی مجموعه کتابهای آرامش در ژرفا
مجموعهی آرامش در ژرفا متشکل از 5 جلد کتاب است که توسط کاوه بهادران، مهرانگیز پورناصح و رویا پیرزاده نوشته شده. نویسندگان در هر یک از کتابهای این مجموعه سراغ یکی از معضلات رایج در عرصهی روانشناسی رفتهاند و ضمن ارائهی راهکارهایی کاربردی به افراد یاری میرسانند تا زندگی بهتری را تجربه کنند.
دستیابی به آرامش عمیق، کنترل خشم، مقابله با نگرانیها، راههای پیشگیری از بازگشت به اعتیاد و مقابله با بیماریهای ناشی از استرس، مباحثیاند که در مجموعه کتابهای آرامش در ژرفا بررسی میشوند. انتشارات مهر کاویان، این مجموعه را به چاپ رسانده است.
کتاب آرامش در ژرفا 2: راهنمای کنترل خشم و عصبانیت برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که با مشکل کنترل خشم مواجهاند و تمایل دارند با استفاده از راهکارهایی کاربردی به بهبود وضعیت خود کمک کنند، مناسب است.
با مهرانگیز پورناصح بیشتر آشنا شویم
مهرانگیز پورناصح، از مشاوران و روانشناسان موفق ایرانی است. او مقالات تخصصی فراوانی در این حوزه به نگارش درآورده. کتابهای «مهارت کار تیمی برای مدیر پروژه» و «دربارهی موسیقی درمانی»، از بهترین کتابهای این پژوهشگر هستند.
در بخشی از کتاب آرامش در ژرفا 2: راهنمای کنترل خشم و عصبانیت میخوانیم
هزینهای که از رفتار دیگران متوجه ما میشود میتواند جنبه مالی، زمانی، آبرویی و غیره داشته باشد. نکته مشترک چنین هزینههایی این است که همه آنها ما را عصبانی میکنند. مثلاً والدینی که فرزندشان چیزی را میشکند، عصبانی میشوند (به این دلیل که برای آنها هزینه مالی برای جایگزینی شء شکسته به همراه دارد)؛ یا وقتی همسرتان با ماشین تصادف میکند، شما عصبانی میشوید (به دلیل هزینه تعمیر و یا افزایش بهای بیمه سالانه).
رضوان میگوید که وقتی پسر 13 سالهاش لیوان را شکست، بسیار عصبانی شد و هنگامی که از او خواسته شد تا بگوید دقیقاً دلیل عصبانیت او چه بود، گفت: «او خیال میکند پول علف خرس است و هر چه او بشکند به راحتی تهیه میشود.» رضوان آدم فقیری نبود و آنقدر پول داشت که بهراحتی لیوان شکسته را جایگزین کند. اما او همیشه ثروتمند نبوده و فقر و نداری را در گذشتهاش تجربه کرده بود؛ در آن شرایط، تأمین چنین هزینههایی برای او سخت بوده است. عادتهای کهنه به سختی از بین میروند. شاید دلایل دیگری هم برای عصبانیت رضوان وجود داشته باشد که بعداً به آن میپردازیم.
میترا میگوید دختر پنجسالهاش را به مطب دکتر برد. وقت ملاقات دکتر ساعت چهار بعدازظهر بود، اما ساعت شش و نیم او هنوز در اتاق انتظار نشسته بود. او بسیار عصبانی شده بود، چراکه میدید افرادی که بعد از او آمدهاند با منشی صحبت میکنند و او آنها را به داخل اتاق دکتر میفرستد. میترا پیش خود تصور میکرد که این یک نوع بیمسئولیتی و بیانصافی است و حق او ضایع شده یا وقت او از بین رفته است. این در حالی بود که دختر پنجساله میترا در این دو ساعت تأخیر، خسته و بیقرار شده بود و دیگر نمیشد او را کنترل کرد.
بله























