کتاب پرورش ذهن برتر: علم نوین رهاسازی قدرت پنهان ذهن نوشته جان آساراف، روشهایی قدرتمند و مطابق با عملکرد ذهن را که برای بالا بردن آگاهی و مهارتهای مورد استفادهی ورزشکاران، افسران، مدیران موفق و فضانوردان قرار میگیرد، به شما آموزش میدهد.
درباره کتاب پرورش ذهن برتر:
تمرین ذهنی «بازی» مغز یا تقویت کننده حافظه نیست. تکنیکها و مراحل تجربی که در این کتاب شما را راهنمایی میکنند، بر پایه تحقیقات مبتنی بر شواهد و جدیدترین یافتههای علوم اعصاب هستند. انجام تمرین ذهنی روزانه در تقویت طرز فکر و ارتقاء مهارتهای عاطفی به شما کمک میکند، بنابراین میتوانید موانعی که مانع دستیابی شما به اهداف و آرزوهای بزرگتان میشوند را برطرف کنید.
همانطور که میتوانید عضلات بدن خود را با ورزش تقویت کنید، در مورد مغز هم که دارای «عضلات عصبی» است میتوانید با استفاده از تمرین ذهنی آنها را تقویت کنید. تصور کنید که میخواهید عضله دو سر خود را تقویت کنید. میتوانید با انجام حرکتهای دو سر بازو یا شنا روی زمین این کار را انجام دهید. به همین ترتیب، با استفاده از تمرین ذهنی، میتوانید عضلات عصبی مانند عقاید، قدرت اراده، عادتها، اعتماد به نفس، تمرکز، و موارد دیگر را تمرین دهید. برای تمرین بدنی، چند «سِت» پرس سینه و جلو بازو انجام دهید. برای تمرین ذهنی، میتوانید چند «دسته» تمرین به عنوان مثال جملات تأکیدی، تصویرسازی و ارتباطات مثبت انجام دهید.
به معنای واقعی کلمه به همان تعدادی که تمرین برای تقویت عضلات و اندامهای داخلی وجود دارد، تمرین ذهنی نیز وجود دارد که میتوانید برای تقویت طرز فکر و مهارتهای عاطفی خود انجام دهید. این تمرینها را میتوانید در خلوت منزل یا محل کار خود و با تلفنهای هوشمند، تبلت یا رایانه خود انجام دهید.
در کتاب پرورش ذهن برتر (Innercise) با استفاده از تمرین ذهنی خواهید آموخت که چگونه میتوانید با سرسختی بیشتر ذهن، افزایش اعتماد به نفس و ارتقای میزان صبر و بردباری به آنچه که در زندگی میخواهید مانند سلامتی، ثروت، شغل، رابطه و... دست یابید.
کتاب پرورش ذهن برتر مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب برای کسانی که به دنبال راهی برای استفاده حداکثری از پتانسیلها و تواناییهای ذهنی و فکری خود هستند تا بتوانند به موفقیتهای بیشتری در زندگی دست یابند، مناسب است.
با جان آساراف بیشتر آشنا شویم:
او یکی از پیشگامان و متخصصان در زمینه تفکر و رفتار صحیح در دنیا به شمار میرود و به افراد بسیار زیادی کمک کرده است تا یاد بگیرند که چطور درست فکر کنند و از این طریق مهارتهای خود را بالا ببرند و بتوانند در زندگی حرفهای خود موفق شوند و به اهداف بزرگی برسند.
جان آساراف (John Assaraf) از جمله نویسندگان پرفروش سایت آمازون و صاحب یک شرکت بزرگ با ارزش چندمیلیون دلار است، این شرکت در زمینه توسعه و ارائه برنامههای پیشرفته آموزشی منطبق بر علوم اعصاب فعالیت میکند. آساراف در برنامههای گفت و گوی تلویزیونی آمریکایی هم شرکت کرده است. از دیگر فعالیتهای او میتوان به بازی در دو فیلم موفق «راز» و «در جست و جوی موفقیت» هم اشاره کرد.
جملات برگزیده کتاب پرورش ذهن برتر:
- مغز شما عضوی بسیار شگفتآور، پیچیده و قدرتمند است. اما با وجود این همه قدرت، رسیدن به اهداف گاهی اوقات غیرممکن به نظر میرسد.
- ورزش استرس و افسردگی را کاهش میدهد و این امر میتواند منجر به رشد سلولهای سالمتر مغزی شود.
- میتوانید از طریق کنجکاوی، هدف، تمرکز، ورزش، سرگرمی، تکرار فاصلهدار، و خارج شدن از منطقه راحتی خود، انعطافپذیری عصبی را تقویت کنید.
- تمرینات ذهنی تکنیکهای سریع و قابل اعتمادی هستند که به شما کمک میکنند تا هر یک از عضلات عصبی اصلی خود را تقویت کنید.
- زندگی در بالاترین سطح، به چیزی فراتر از دانستن نحوه انجام کار نیاز دارد: انجام بیشتر کارهایی که میدانید باید انجام دهید.
- روند تغییر به یک طرز فکر مثبت، با آگاهی و انتخاب تغذیه میشود. بنابراین، هرچه آگاهتر شوید، مهارتهای توانمندساز شما بیشتر تقویت میشوند.
در بخشی از کتاب پرورش ذهن برتر میخوانیم:
مدتها قبل ازام آر آی، در روزهای غارنشینی، جهان واقعاً یک مکان بسیار خطرناک بود. انسانها برای زنده ماندن مجبور بودند محتاط باشند. تهدیدها فراوان بودند: شکارچیان، غذاهای سمی، حشرات، هوای خطرناک، و گرسنگی.
در این شرایط، کسانی که بیشترین حساسیت را نسبت به تهدیدها داشتند - صداهای عجیب، بوهای غیرمعمول، حرکات ناگهانی، موجودات خشمگین، و موارد دیگر – احتمال زنده ماندنشان و تولیدمثلشان بیشتر بود. درنتیجه، طی میلیونها سال، تکامل به مغز ما یک سیستم بسیار حساس برای تشخیص و پاسخ به خطر احتمالی داد.
امروزه احتمال بسیار کمی است که با جانوری خشمگین روبرو شوید، اما همچنان مناطق شناسایی کننده تهدید در مغز فعال هستند و با هر چیزی که آن را خطر تشخیص دهند، از سخنرانی در جمع، ارتفاع، و فضاهای بسته گرفته تا احساسات محدودکننده زندگی مانند احساس شرم، تنهایی، و شکست، تحریک میشوند.
این سیستم، بسیار حساس، بسیار سریع، و به حدی کارآمد است که تقریباً مقدم بر همه سیستمهای دیگر شماست، تا جایی که میتواند قلب شما را بدزدد و هورمونهای شما را تغییر دهد. میتواند بر بینایی شما تأثیر بگذارد و نحوه تنفس شما را تغییر دهد. وقتی با تهدیدی فرضی روبرو میشوید - چه واقعاً تهدیدآمیز باشد یا نه، چه حقیقی باشد چه تخیلی – آن بخش از مغزتان که ترس را کنترل میکند، مسئولیت را به عهده میگیرد.
این همان سیستمی است که هنگام مواجه شدن با دستگاهام آر آی در من فعال شد. هر چه به آن نزدیکتر میشدم مدار ترس در مغزم بیشتر روشن میشد. ضربان قلبم که تا همان موقع بالا رفته بود شروع به کوبیدن در گوشم کرد. دیدم کم شد. و همانطور که سرم به سمت لوله باریک دستگاه میرفت، از ترس چشمانم را محکم به هم فشردم.
بله

































