دوست داشتن خود شروعی است برای کسب آرامش و ساختن یک زندگی جدید. در همین راستا، محمود معظمی و بیوک محمدی در کتاب هنر دوست داشتن خود اهمیت احترام به خویشتن را به مخاطب گوشزد میکنند و سپس روشها و ضروریات آن را آموزش میدهند. این کتاب که در گروه کتابهای روانشناسی و خودسازی قرار میگیرد، بر مفاهیم تصویر ذهنی و خودشناسی تأکید ویژهای دارد.
دربارهی کتاب هنر دوست داشتن خود
دوست داشتن خود یک ضرورت اجتماعی است و نقش بسیار مهمی در روابط شخصی و اجتماعی ایفا میکند. دوست داشتن خود کلید دوست داشتن زندگی، دوست داشتن دیگران و شکرگزاری از هر آن چیزی است که به انسان داده شده است. از طرف دیگر، تصویر ذهنی هر فرد از خود نقش کلیدی در شکلگیری هویت او دارد. تصویر ذهنی مثبت منجر به افزایش اعتماد به نفس و دوست داشتن خود و تصویر ذهنی منفی موجب نداشتن اعتماد به نفس و بیاحترامی نسبت به خویشتن میشود. محمود معظمی و بیوک محمدی در کتاب هنر دوست داشتن خود ابتدا بر اهمیت و ضرورت دوست داشتن خود تأکید میکنند. سپس با تکیه بر آراء روانشناسان و فیلسوفان تلاش میکنند تا به خواننده بیاموزند که چگونه با تغییر تصویر ذهنی تمرین کند تا خود را دوست داشته باشد.
یکی از تمرینهایی که هر فرد باید در مسیر خودسازی و دوست داشتن خود انجام دهد، خودشناسی است. نویسندگان یکی از فصلهای کتاب هنر دوست داشتن خود را به این مفهوم اختصاص دادهاند. در این بخش از کتاب مؤلفان، اثرات و روشهای خودشناسی را توضیح میدهند تا در نهایت به خواننده بیاموزند که چگونه تصویر ذهنی خود را تغییر دهد و خود را دوست داشته باشد.
نویسندگان در این کتاب به نظرات روانشناسان، روانکاوان و فیلسوفان برجسته استناد کرده و هرجا که مناسب دیدهاند، برای جا انداختن مفاهیم مدنظر خود، از اشعار شاعران کلاسیک فارسی چون حافظ و مولوی بهره بردهاند.
کتاب هنر دوست داشتن خود را نشر پلک منتشر کرده است.
کتاب هنر دوست داشتن خود برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای کسانی که به خودسازی و توسعهی فردی اهمیت میدهند و قصد دارند اعتماد به نفس خود را افزایش دهند، مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب هنر دوست داشتن خود: ویژگیها و تاثیر پذیرش خویشتن در زندگی شخصی و روابط اجتماعی افراد میخوانیم
به دیگران کمک کنید تا خود را دوست بدارند: دیگران را با خودشان آشتی دهید، کمک کنید آنها نیز خودشان را دوست بدارند. در ابتدا ممکن است این سوال پیش بیاید که این کار چه ربطی به دوستداشتن خود دارد. به نظر ما ربط بسیار نزدیکی دارد زیرا که به قول معروف: تو نمیتوانی آنچه را که خودت نداری به دیگری بدهی.
مانند فردی که ثروتمند است و میتواند به دیگران کمک کند، فرد صاحب اعتمادبهنفس نیز کسی است که اطرافیان در کنار او احساس اطمینان میکنند و اعتمادبهنفسشان افزایش مییابد. پس باید اول خود را بسازی و بعد دیگران را. از همه بالاتر اینکه، بزرگترین خدمتی که میتوانی در حق کسی انجام دهی این است که او را از احساس «عناد با خود» رهاسازی و کمک کنی خودش را همان طور که هست بپذیرد. زیرا که احساس دوستداشتنی بودن و مورد قبول بودن بهترین هدیهای است میتوان به کسی تقدیم کرد. به موارد زیر توجه کنید:
در دوران جوانی وقتی در آمریکا بودم، در موقع تعطیلی دانشگاه بیپول و بیکار و خسته به دنبال فرجی میگشتم. اکثر افرادی که با آنها صحبت میکردم میگفتند اگر پشیمانی، برگرد ایران. روزی در خانه دوستی بودم که با جوان دانشجوی دیگری ملاقات کردم. در ضمن صحبتها آن جوان به من گفت که: تو تمام امکانات لازم را برای موفقیت داری. پاشو برو با جدیت دنبال کار بگرد حتماً پیدا میکنی. تو موفقی. این کلام او آن لحظه در من بسیار اثر کرد. هنوز هم از میان آن همه دانشجو، او را بهخاطر دارم. همه میگفتند اگر ناراحتی برگرد و برو ایران. اما او با آن حرفهای امیدوارکنندهاش به من قوت قلب و اعتمادبهنفسی داد که از سایرین نشنیده بودم. گویا درگیر گره ذهنی بودم که او آن را باز کرد.
بله

















