کتاب عرفان یهودی و قبالا مجموعهای از پژوهشهای گروهی از نویسندگان به ویراستاری فردریک ای گرینسپن است که تاریخ، تحولات و جلوههای گوناگون عرفان یهودی را از دوران باستان تا روزگار معاصر بررسی میکند. این اثر با تمرکز بر متون، شخصیتها و جریانهای مهم عرفانی، تصویری از جایگاه عرفان در تاریخ اندیشه و زندگی دینی یهود ارائه میدهد.
دربارهی کتاب عرفان یهودی و قبالا
عرفان یهود در طول تاریخ سیر تحولی گستردهای داشته و همواره با سنّتهای تفسیری و فکری زمانهی خود در تعامل بوده است. از شکلهای نخستین عرفان که در متون هخالوت و مرکاوا دیده میشود تا آیین کابالا یا قبالا در قرون وسطی، ظهور زوهر، قَبّالای لوریانی، حسیدیسم و جریانهای معاصر بهوضوح این دگرگونیها را نشان میدهند.
کتاب عرفان یهودی و قبالا مجموعهای از مطالعات گروهی از نویسندگان است که این تحولات را از جنبههای تاریخی، فکری، اجتماعی و دینی بررسی میکند. فردریک ای گرینسپن ویرایش این اثر را بر عهده داشته است.
عرفان یهودی و قبالا؛ تکوین و دگرگونی
در مطالعات یهودی، پرسشهایی اساسی مطرحاند که به رابطهی عرفان یهودی با دیگر سنتهای عرفانی میپردازند و ماهیت آن را به چالش میکشند. در این میان سؤال آن است که آیا میتوان از یک سنّت پیوستهی عرفان یهودی سخن گفت یا با مجموعهای از جریانهای عرفانی جداگانه روبهرو هستیم؟ نسبت عرفان یهودی با یهودیت ربانی، ارتباط آن با سنتهای اسلامی و مسیحی و نقش این عرفان در شکلگیری جنبشهای مسیحایی چیست؟ و تجربهی عرفانی تا چه اندازه بخشی از جریان اصلی زندگی یهودی بوده است؟
در کتاب عرفان یهودی و قبالا، فردریک ای گرینسپن، پژوهشگر حوزهی مطالعات یهودی، مجموعهای از مطالعات پژوهشگران را گردآورده که به بررسی بسیاری از این پرسشها میپردازند. در این پژوهشها، موضوعاتی چون خواستگاه عرفان کهن یهودی و چگونگی پیدایش و تکوین آن، ادبیات هخالوت و مرکاوا، زوهر، ابراهیم ابوالعفیا و قَبّالای نبوی، قَبّالای صفد و اسحاق لوریا، جنبشهای مسیحایی، حسیدیسم، قَبّالای مسیحی، قَبّالا در جهان معاصر و جنسیت در عرفان یهودی بررسی شدهاند.
در این مطالعات، عرفان یهودی با رویکردی نوین مورد بررسی قرار گرفته است. نویسندگان صرفاً به معرفی آموزهها و روایت تاریخ قَبّالا بسنده نمیکنند، بلکه چگونگی شکلگیری مطالعات دانشگاهی این حوزه، تغییر دیدگاه پژوهشگران و مناقشههای موجود را نیز بررسی میکنند. در این رویکرد، قَبّالا نه مجموعهای از تعالیم رازآلود، بلکه پدیدهای تاریخی و فکری است که باید بر اساس شواهد، متون، زمینههای اجتماعی و فرهنگی و تعامل آن با دیگر سنتهای فکری مطالعه شود.
حسین علیجعفری و آرش آبائی کتاب حاضر را ترجمه کرده و مقدمه و توضیحاتی به آن افزودهاند که مفاهیم و جریانهای پیچیدهی آیین قبالا را برای مخاطبان فارسیزبان روشنتر میکند. با خرید کتاب عرفان یهودی و قبالا انتشارات حکمت و عرفان با یکی از مهمترین جریانهای عرفانی تاریخ یهودیت و همچنین با روش مطالعهی آن در دانشگاه آشنا خواهید شد و فراتر از شنیدهها و تصورات ابتدایی، جایگاه تاریخی، فکری و اجتماعی آن را بهتر خواهید شناخت.
نکوداشتهای کتاب عرفان یهودی و قبالا
- اگر به آیین قبالا علاقهمندید، اما با رویکردها و روندهای جدید این حوزه آشنایی ندارید، این همان کتابی است که باید سراغش بروید. (بخش نقد و بررسی انجمن کتابخانههای یهودی (AJL))
- کتابخانههایی که به برنامههای دینی و مطالعات یهودی خدمات ارائه میکنند، بهتر است این کتاب را به مجموعهی خود اضافه کنند. (مجلهی چویس)
کتاب عرفان یهودی و قبالا برای شما مناسب است اگر
- به عرفان یهودی و تاریخ تحولات آن از دوران باستان تا امروز علاقهمندید.
- در زمینهی مطالعات یهودی، تاریخ ادیان یا اندیشهی دین یهودیت پژوهش میکنید.
- میخواهید فارغ از برداشتهای عامیانه، عرفان یهودی کابالا یا قبالا را از منظر تاریخی و پژوهشی بشناسید.
در بخشی از کتاب عرفان یهودی و قبالا: دیدگاهها و پژوهشهای نوین (مطالعات یهودی در قرن بیست و یکم) میخوانیم
یکی از تحولات مهم در گسترش اندیشههای عرفانی و باطنی در جوامع یهودیِ مسیحیتِ غربی، پدیدآمدن حلقهای در ناحیهی راین بود که با نام حسیدیان اشکنازی (پرهیزگاران آلمانی) شناخته میشدند. این جنبش که تقریباً از حدود 1250 تا 1350م فعال بود، در نیمهی پایانی قرن سیزدهم تأثیر عمیقی بر محافل قَبّالایی در اسپانیا گذاشت.
سه چهرهی اصلی این جریان از خانوادهی کالونیموس بودند: نخست شموئیلِ پارسا، پسر ربّی کالونیموسِ اشپایر؛ سپس یهودا پارسا از وورمز؛ و سرانجام العازار بن یهودا از وورمز.
گرچه آثار مکتوب چندانی از فعالیتهای ادبی شموئیل پارسا باقی نمانده است، بسیاری کتاب سفر حسیدیم (کتاب پارسایان) را با آموزههای یهودا پارسا مرتبط میدانند. العازار وورمزی آثار فراوانی که برخی بسیار مفصل بودند تألیف کرد که تا امروز باقی ماندهاند و مهمترین شواهد دربارهی تأملات عرفانی این حلقه به شمار میآیند.
حسیدیان اشکنازی تأکید ویژهای بر ریاضت، ترک لذتهای دنیوی و انضباط اخلاقی داشتند. روزهها، پرهیزها، تحمل درد و ناراحتی جسمانی و حتی شهادت، همگی ابزارهایی تلقی میشدند که میتوانستند به اشراق عرفانی بیانجامند، بهویژه در قالب مشاهدهی شِخینا (حضور الهی).
بر اساس دیدگاه حسیدیان اشکنازی، ذات خداوند ناشناختنی است؛ بااینحال او سراسر واقعیت را پر کرده و در همهی هستی حضور دارد. آنان باور داشتند که با تمرین ریاضت و تأمل در آموزههای سنّتی دربارهی اسرار الهی همچون آفرینش، وحی و معنای تورات، میتوان به عشق ناب به خدا دست یافت؛ تجربهای که اغلب به گونهای توصیف میشد که نشاندهندهی تأثیر نیرومند ادبیات هخالوت و مرکاوا و نیز سفر یصیرا بود.
بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رنجهای ناشی از جنگهای صلیبی و نیز شیوههای ریاضتیِ جوامع رُهبانیِ مسیحیِ پیرامون آنان، بر شکل خاص دینداری و معنویت عرفانی حسیدیان اشکنازی تأثیر گذاشته است.
بله





























