کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی نوشتهی تری ایگلتون، از برجستهترین منتقدان و نظریهپردازان ادبی معاصر بریتانیایی، خود اذعان میکند این کتاب را نوشته تا دست ما پیش از معاندان به بنیامین برسد. این اثر از مهمترین مطالعات دربارهی فیلسوف و نظریهپرداز فرهنگی بزرگ آلمانی، والتر بنیامین، است.
دربارهی کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی
کاری که تری ایگلتون در کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی انجام میدهد صرفاً شرح اندیشههای والتر بنیامین نظریهپرداز نیست، بلکه تلاشی است برای ساختن مسیری تازه در نقد ادبی از خلال مفاهیمی که در نظریههای او مطرح شده است.
همانطور که میدانید، والتر بنیامین نویسنده و فیلسوف مارکسیست آلمانی است که نظریهپردازی مهم و تاثیرگذار در قرن بیستم به شمار میرود. آثار و آرای او تاثیر زیادی بر متفکران بعد از او گذاشت. اما کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی فقط برای شناخت والتر بنیامین یا آشنایی با نظریات او نیست، چیزی است فراتر از آن. این کتاب از دو بخش اصلی تشکیل شده است که با دو عنوان «والتر بنیامین» و «به سوی نقدی انقلابی» مشخص شدهاند. به توضیح مختصر این دو بخش میپردازیم.
در بخش اول آن، نویسندهی فیلسوف به تبیین مفاهیم اصلی تفکرات والتر بنیامین میپردازد که از میان آنها میشود به تمثیل و ارتباط آن با باروک، مفهوم هاله و رابطهی آن با کالا و بازتولید مکانیکی، سنت، تاریخ و انقلاب اشاره کرد.
در این بخش تری ایگلتون از منظر روانکاوی لکان و واسازی دریدا وجوهی از کار و اندیشهی والتر بنیامین را برجسته میکند که تا به حال کمتر به آنها توجه شده است. قصد نویسنده مشخصاً پررنگ کردن وجه رادیکال و انقلابی والتر بنیامین است که شاید فقط چهرهای مطلوب بهلحاظ فرهنگی دیده میشود.
بخش دوم کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی، مفاهیم برجستهشده در اندیشهی والتر بنیامین را در پسزمینهی نظریات و نزاعهای نقد ادبی معاصر قرار میدهد. اینجاست که هم با تحلیلی عمیق از نظریات والتر بنیامین طرفیم و هم مداخلهی نظری تری ایگلتون در حوزهی نقد ادبی را شاهد هستیم. طرح نقد انقلابی معهود در اینجاست که شکل میگیرد. مباحثی مانند نقد مارکسیستی، بلاغت، متنیت، رابطهی مارکسیسم و واسازی و فرشتهی تاریخ در بخش دوم این اثر مطرح میشوند.

نظریهی انقلابی تری ایگلتون در نقد ادبی
جایگاه ایگلتون بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین منتقد مارکسیست زندهی جهان، به او صلاحیت کامل برای نگارش چنین اثر و برپا کردن انقلاب در نقد ادبی را میدهد.
سعی ایگلتون در این است که به کالبد مارکسیستی والتر بنیامین جان تازهای بدهد تا این بخش از نظریات او به حاشیه رانده نشود یا صرفاً «لغزشی تصادفی» برداشت نشود. خود نویسنده تاکید میکند که کتابش نه مقدمهای ساده بر آرای والتر بنیامین است، نه شرح و تفسیر دانشگاهی و چیزی شبیه به آن و نه حتی به سادگی گزارشی انتقادی است. او قلم به دست میگیرد و چهرهی والتر بنیامین را از نو ترسیم میکند.
جالب اینجاست که سبک نگارشی تری ایگلتون هم تحتتاثیر والتر بنیامین کنایهآمیز و پر از استعاره و ارجاع است و بهطور عمدی وحدت مورد انتظار را بهخصوص در بخش دوم ندارد. نویسنده معتقد است ساختن منطق بخش دوم کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی به عهدهی خوانندهی آن است.
کتاب والتر بنیامین؛ نقطهی بیبازگشت تری ایگلتون
نگارش کتاب والتر بنیامین برای خود ایگلتون هم نقطهای مهم و بیبازگشت در کارهای اوست. او از اینجا با رویکردی بازتر پیش میرود، در عین حال که سیاسی بودن خود را هم حفظ کرده است. نقش این کتاب در معرفی و صحبت از مصادرهی سیاسی والتر بنیامین بینظیر است و بهعنوان متنی کلاسیک در بحثهای حوزهی نقد مارکسیستی، رابطهی زیباییشناسی و سیاست و بهطور کلی میراث والتر بنیامین در میان علاقهمندان به نقد فلسفی و ادبی خوانده میشود.
خرید کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی، که با ترجمهی مهدی امیرخانلو و محسن ملکی در نشر مرکز چاپ شده است، برای آن دسته از علاقهمندان به نقد و نظریهی ادبی و نقد مارکسیستی که از نگاه تحلیلی و در عین حال طعنهآمیز ایگلتون لذت میبرند، بدون شک خالی از لطف نیست.
در نکوداشت کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی
- متن ایگلتون، که از زبان و بیان بنیامین سرشار است و در عین حال پیوسته میکوشد از آن فاصله بگیرد، تماماً گیرا و مجذوبکننده است؛ گویی روایت عشقی دشوار یا رمانی دربارهی هویتهای جابهجاشده باشد. (David Forgacs, Poetics Today)
کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی برای شما مناسب است اگر
- به زمینهی نقد و نظریههای ادبی و مطالعات فرهنگی علاقهمندید.
- میخواهید دربارهی والتر بنیامین و اندیشههای او بیشتر بدانید.
- میخواهید درک عمیقتری نسبت به زیباییشناسی، انقلاب و سیاست به دست آورید.
در بخشی از کتاب والتر بنیامین یا به سوی نقدی انقلابی میخوانیم
نگاه بنیامین به تاریخ پرسشهایی را پیشروی مارکسیسم معاصری قرار میدهد که یک بار دیگر درگیر تامل دربارهی «بدیلها»ی پیوستگی و گسست شده است، مارکسیسمی که میان تاریخگرایی بیاعتبار از یک سو و همزمانی غیرقابلقبول از سوی دیگر گرفتار شده است. شاید بتوانیم با طرح پرسشی جسورانه با این سوالها مواجه شویم: مارکسیسم تا چه اندازه یک روایت است؟ در نگاه اول شاید اینطور به نظر برسد که مارکسیسم هم جای خود را در میان سازههای روایی تاریخ دارد. زیرا چه چیزی میتواند حقیقتاً داستانیتر باشد از این پیرنگ جهان تاریخی عظیم وحدت آغازین نوع بشر، بیگانگی بعدی، رستگاری انقلابی و خودیابی نهایی در قلمرو کمونیسم؟ دگرگونی انقلابی بهمثابهی رسیدن به یک آخرالزمان تاریخی در بازگشت تکوینی گمشده در سطحی بالاتر: نوشتن ماتریالیسم تاریخی در این قالب قطعاً امکانپذیر است، و راستش مارکس هم خود در نوشتههای اولیهاش چنین کرد.
بله



























