در کتاب ناگهان سیلاب نوشتهی مهدی سحابی، فقط چند دقیقه تا وقوع فاجعه باقی مانده؛ موشکی در راه است که سایهی آن، زندگی مردم وحشتزدهی شهر را به آشوب کشانده. مقامات سیاسی مشغول رایزنی بر سر حفظ و انتقال قدرت هستند و نظامیان بهدنبال یافتن راهی برای مهار موشک و جلوگیری از فاجعه. در این میان، خلبانی جوان برای مقابله با این دشمن شوم وارد عمل میشود که میتواند آخرین امید شهر برای نجاتش باشد.
دربارهی کتاب ناگهان سیلاب
کتاب ناگهان سیلاب، نخستین داستان مهدی سحابی، مترجم و نویسندهی معاصر ایرانی است که اولین بار در سال 1369 منتشر شد. این رمان سیاسی و استعاری، راوی داستان در شهری ساختگی و مردمان و شخصیتهای بینام نشانی است که ناگهان خود را در یک قدمی نابودی میبینند. کتاب، با طنزی تلخ، نثری ادبی و فضاسازی وهمآلود، به جزئیات حوادث و اتفاقاتی میپردازد که پیش از رسیدن موشک بر سر شهر و مردمش میآید.
ماجرای این رمان با مهاجرت پرندگانی آدمخوار به شهر آغاز میشود. در یک روز عادی که مردم شهر، زندگی روزمره خود را میگذرانند، پرندگان مانند لکههای سیاهی به آنها هجوم آورده و ناگهان، شهر با شیون و خون و اجساد انباشته میشود. همه به فکر نجات خود هستند و حتی مادران، فرزندان خود را فراموش میکنند.
ناگهان سیلاب؛ روایت شهری در آستانهی نابودی
مهدی سحابی در این کتاب، واکنش افراد مختلف و حوادثی را که پیش از پرتاب موشک و حین انتظار برخورد آن رخ میدهد دنبال میکند. جنگ، بین شهری کوهستانی و شهری کنار دریا جریان دارد؛ همپیمانان شهر دریایی، پس از سالها، آمادهی شلیک موشک به سمت شهر کوهستانی هستند و خبر آن، باعث خرسندی مقامات نظامی و سیاسی شهر دریایی میشود.

مردم شهر کوهستانی کتاب ناگهان سیلاب، چشمانتظار خبری تازه هستند. خبری که شرایط را برای همیشه عوض کند و تغییری در اوضاع نابسامان ایجاد کند. پس از اعلام خبر قریبالوقوع بودن اصابت موشک، مردم با شادی به خیابانها میروند و به استقبال آن میروند، اما پس از مدتی، وحشت، جای این هیجان اولیه را میگیرد؛ نویسنده با نگاهی دقیق، ترس، انتظار و امید مردم شهر کوهستانی را به تصویر میکشد.
هجو سیاست و قهرمانسازی به قلم مهدی سحابی
شخص اول حکومت شهر کوهستانی در این رمان، با وجود نقشهی خود برای فرار، شروع به سخنرانی کرده و مردم را به وحدت و حفظ آرامش دعوت میکند. او از مردم میخواهد تا به زندگی خود بازگشته و با توطئه و تفرقه مقابله کنند. مقامات سیاسی دیگر نیز مثل مردم شهر، گویی از رفتن او و پایان دورهی قدرتش در پوست خود نمیگنجند.
حاکم منفور، خلبانی جوان و ناشناس را بهعنوان قهرمان مردم معرفی میکند که قرار است بهتنهایی به جنگ موشک رفته و پیش از اصابت، آن را منهدم کند. ترس مردم دوباره به امید و شور تبدیل میشود و این جوان ناشناس، در آنی به اسطورهی شهر کوهستانی بدل میشود، درحالیکه واقعیت میدان با تبلیغات و شعارهای سیاسی شکافی عمیق دارد.
خرید کتاب ناگهان سیلاب نشر مرکز را به تمامی علاقهمندان به رمانهای معاصر فارسی و ادبیات ضدجنگ پیشنهاد میکنیم. مهدی سحابی در اثر حاضر با نثری ادبی و جذاب، به عادیشدن جنگ، خشونت و همچنین بیاختیاری مردم دربرابر نیروهای سرنوشت میپردازد.
کتاب ناگهان سیلاب برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات داستانی فارسی علاقه داشته و میخواهید یکی از آثار ضدجنگ معاصر را مطالعه کنید.
- آثار مهدی سحابی و نثر پرکشش او برایتان جذابیت دارد و قصد دارید تا رمان اول او را بخوانید.
در بخشی از کتاب ناگهان سیلاب میخوانیم
امّا چرا موشک پرتاب شد؟ چرا؟ از تو بعید است که این را بپرسى. تو که دیگر باید به دشمنى مانند حضور همیشگى زهر سرب وکربن در هوا عادت کرده باشى. تو که کممانده این تجربه قدیمى را غریزه کنى که ستیزه به خودى خودش حقانیت دارد و همان وجودش آن را توجیه مىکند و آن مهربانى است که باید با هزار دلیل و تعارف و بهانه و دستاویز توجیهش کنى. اگر دو نفر در خیابان با هم گلاویز بشوند هیچکس ازشان نمىپرسد که چه نسبتى با هم دارند و چرا به هم مىپرند، که چرا پروایى ندارند از این که اندامى از تنى را که هیچ چیز، هیچ چیز در جهان، نمىتواند جانشین آن بشود در یک آن و با یک حرکت ساده براى همیشه ناقص یا نابود کنند.
امّا اگر دو نفر دست در دست هم داشته باشند و به هم بخندند، یا در چشمان همدیگر نگاه کنند، ازشان خواسته مىشود که مدرکى سندى رو کنند تا نشان بدهد که رفتارشان با قانون و عرف مىخواند. یکى را به طرفى و دیگرى را به آن طرفتر مىبرند و از هر کدامشان جداگانه پرسوجو مىکنند و بعد گفتههایشان را با هم مىسنجند تا ناهمخوانىهایشان را پیدا کنند و براى آنچه آشکارا و خود به خود مشکوک و اتهامآور است سندى انکارناپذیر دست و پا کنند. با همان انگیزه که کارآگاهى اسکناسى جعلى را نه براى کشف جرم که براى یافتن تعداد موارد ارتکاب یا شناختن شگردهاى مجرم با اسکناس درستى مقابله مىکند.
پس، این که چرا موشک پرتاب شد پرسیدن ندارد. وانگهى، شاید از آنچه بعد اتفاق افتاد بتوان به روشنى فهمید، و دیگر نیازى به کاوش در دوره پیش از تاریخ ماجرا نباشد. شاید آنچه شد همه چیز را روشن کند. فقط در یک جمله مىتوان گفت که دو شهر با هم دشمناند یا پیشینه دشمنى داشتهاند. و اگر این خود به خود کافى نباشد (که باید باشد) چه دلیلى بهتر از موشکى که دارد مىآید؟
بله





















