معرفی و دانلود کتاب صوتی سینما مایاک
برای دانلود قانونی کتاب صوتی سینما مایاک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی سینما مایاک
کتاب صوتی سینما مایاک رمانی کوتاه به قلم سعید تشکری است که داستانی عاشقانه در دل تاریخ معاصر ایران روایت میکند. او با شرح عاشقیِ دختری روس و پسری ایرانی، عشق و سیاست را به هم میآمیزد تا با خلق فضایی احساسی و ملتهب مخاطب را به دوران قاجار میبرد تا تأثیر تحولات تاریخی بر روابط انسانی را به تصویر بکشد. اثری احساسی که هر مخاطبی را به فکر فرو میبرد.
دربارهی کتاب صوتی سینما مایاک
سعید تشکری ماجرای کتاب صوتی سینما مایاک را در شهری در دوران قاجار روایت میکند که زندگی روزمره زیر سایهی نیروهای خارجی و آشوبهای سیاسی چندلایه شده است. در این شرایط کاتیا و بروا به یکدیگر دل میبازند تا این شرایط را به طرز بغرنجتری ادامه دهند. کاتیا دختر گرایل، مرد روس و صاحب سینمای مایاک است؛ دختری که با جاسوسی برای روسهای متجاوز به ایران قصد دارد به آرزوهای دور و درازش برسد. داستانی که با صدای گرم محمد شکور حالوهوایی زنده مییابد.
به این ترتیب کتاب سینما مایاک سعید تشکری حول رابطهای عاشقانه شکل میگیرد که متأثر از وقایع سیاسی روز، مرارتهایی را به هر دو طرف تحمیل میکند. بروا که بهعنوان عکاس به سینما مایاک راه پیدا میکند به مرور با از رابطهای سطحی و ابزاری به احساسی پیچیده میرسد و با فعالیتهای سیاسی کاتیا گره میخورد. به این ترتیب دوراهی ازلی و ابدی وظیفه و میل درونی رخ نشان میدهد و کار را بیش از پیش سخت میکند.
روایت سعید تشکری؛ عشق زیر سایهی سیاست
با اینکه ماجرای عاشقانه در کتاب سینما مایاک انتشارات کتاب کوچه، بسیار پررنگ است اما در حقیقت سعید تشکری سعی دارد به وسیلهی شرح روایتی عاشقانه در بستر مناسبات قدرت، به شکل ویژهای به مفاهیمی نظیر وفاداری و خیانت بپردازد و چالشهای این تضاد را با تصویری داستانی مورد تحلیل قرار دهد. او در خلال داستانپردازی، شخصیتها را وارد موقعیتهایی میکند که در آن گریزی از پذیرفتن تبعات آن ندارند.

سعید تشکری در کتاب صوتی سینما مایاک، عنصر سینما را فراتر از یک مکان نشان میدهد و آن را به تمثیلی از خیال تبدیل میکند که با در هم آمیختن واقعیت و رؤیا باعث میشود هر کس نسخهی دیگری از خودش را تجربه کند. نویسنده از زبان نیز برای پیشبرد داستان کمک میکند، زبانی که گاه ساده و روایی است و گاه توصیفات بر آن غالب میشود تا جنبههای عاطفی رمان نمود بیشتری پیدا کند محمد شکور هم با صدای گرم خود به خوبی از پس این اجرای این زبان برآمده است.
پس اگر دلتان میخواهد با ماجرای عاشقانهی پرکششی به کورهراههای تاریخ سرک بکشید و داستان عشقی زیر سنگینی سایهی سیاست مرور کنید، پس با خرید کتاب صوتی سینما مایاک میتوانید امکان این تجربهی جذاب را به سادگی برای خود فراهم کنید. اثری جذاب که انتشارات کتاب کوچه و نشر صوتی نوین کتاب گویا برای تولید و انتشار آن کوشیده است.
کتاب صوتی سینما مایاک برای شما مناسب است اگر
- از شنیدن داستانهای عاشقانهی ایرانی لذت میبرید.
- میخواهید داستان احساسی عشق پرماجرایی را بشنوید که در دوران گذشته روایت میشود.
- به رمانهایی که عشق و سیاست را به هم میآمیزند علاقه دارید.
در بخشی از کتاب صوتی سینما مایاک میشنویم
کاتیا به سمت آپاراتخانه رفت. گرایل روی پلهها، پشت سرش بود. کاتیا آرام برگشت. به چشمهای گرایل خیره شد و ماند. گرایل هم نگاهش کرد. در سرش فقط یک فکر میچرخید: «طلاها را کجا برده است؟» همهجا را گشته بود، با خود گفت: «نکند آنها را به بروا سپرده است؟» برقی در چشمهای گرایل درخشید و بعد به خشم نشست. نگاه کاتیا همچنان به چشمهای گرایل دوخته شده بود. کاتیا در یک لحظه، گرایل را از بالای پلهها هُل داد. گرایل افتاد، غلتید، پله به پله، تا کف سالنِ انتظار سینما، دم در، روی زمین آرام گرفت.
کاتیا اسلحه را از کیفش بیرون آورد. پلهها را دو به دو پایین دوید. لب پلۀ آخر نشست و گفت: گرایل!
گرایل جَلدی مچ پاهای کاتیا را گرفت. کاتیا دستش را نخوانده بود. گرایل با دردمندی سرپا شد. بیآنکه مچ پاهای کاتیا را رها کند، او را کشاند و از در بیرون برد و داخل موال انداخت. کاتیا روی سنگ گود مستراح افتاد. اسلحه در این کشاکش، پای پلهها جا مانده بود. گرایل نفسزنان درِ موال را از بیرون قفل زد. چهارپایهای را برداشت، زیر پایش گذاشت و بالای دیوار کوتاه موال رفت.
کاتیا پا و دامنش را از داخل سنگ موال بیرون کشید، ایستاد و به در کوبید. گرایل بالای دیوار بود. مثل گربهای چالاک ایستاد. دکمههای شلوارش را باز کرد و از همان بالا، روی سر و تن کاتیا ادرار کرد. کاتیا این پلشتی را از پدرش باور نکرد. قطرات بد بوی ادرار بر مو، صورت و لباسش نشست. گرایل داد کشید: «فکر کردی دخترم هستی و دیگر زورم به تو نمیرسد؟ آنقدر اینجا بمان تا بوی شاش به تنت یخ بزند. یا لب باز میکنی و یا تا هر وقت زنده باشی، نفست و قفست، همین مستراح پُر شاش است.» گرایل اینها را گفت و پایش را روی چهارپایه گذاشت و از دیوار موال پایین آمد. کاتیا حتی کلمهای نگفت. بازی را بد باخته بود؛ اما میدانست هر دو به هم نیاز دارند. برنده زمانی معلوم میشد که یکی زودتر کم بیاورد. لباسهایش نم ادرار به خود کشیده بود. عُق زد.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی سینما مایاک |
| نویسنده | سعید تشکری |
| راوی | محمد شکور |
| ناشر چاپی | انتشارات کتاب کوچه |
| ناشر صوتی | نوین کتاب گویا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۲ ساعت و ۲۱ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان عاشقانه ایرانی، کتابهای صوتی داستان و رمان سیاسی ایرانی |


























