معرفی و دانلود کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند
برای دانلود قانونی کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند
فرشته میرزایی در کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند داستانی را روایت کرده که آونگگونه در مرز میان مرگ و زندگی، در حرکت است. زن جوانی همسرش را از دست داده؛ اما آنچه بیشتر از غمِ سوگ بر شانهاش سنگینی میکند، بیاطلاع بودن از وقایع پنهانی است که مرگ همسرش را به یک راز سربهمهر تبدیل کرده است. گفتنی است که این کتاب، رمان برگزیدهی دومین دورهی جایزهی ادبی کوچه بوده است.
دربارهی کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند
نگار هیچوقت با خودش فکر نمیکرد روزی که یاسر را از دست بدهد، اشکهایش بخشکد و فکر یک سوال بیپاسخ حتی از سیاهیِ نبودن یاسر هم عذابآورتر شود. حالا اما اینجا بود؛ با دستی که تلاش میکرد تاج گلهای مجلل روی خاک یاسر را کنار بزند و به عمق سردی خاک عشقی که از دست داده بود، نفوذ کند. در ابتدای جوانی بیوه شده و تمام امید زندگیاش به سادگی او را در یک تصادف تنها گذاشته بود. اما آنچه قلبش را بیش از پیش میسوزاند، بیخبری بود؛ بیخبری از سرنوشت همسری که مرگش در هالهای از ابهام فرو رفته بود. کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند اثر فرشته میرزائی، از چنین فضایی آغاز میشود.
از همان ابتدا که دکمهی پخش اولین ترک از کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند از نشر صوتی نوین کتاب گویا را فشار دهید، پا به مراسم ختمی پرسوزوگداز میگذارید. جوان آتشنشانی به نام یاسر بر اثر تصادف از دنیا رفته و دستهدسته جماعت عزادار، از هر سو خودشان را میرسانند تا تسلیت بگویند و رسم و رسوم را به جا بیاورند. در میان وابستگان درجهیک اما یک نفر هست که مانند دیگران شیون و زاری نمیکند؛ زن جوانی به نام نگار که با سپردن همسرش به سردی خاک، حتی توان گریه کردن را هم از دست داده است.

داستان عشقی ازدسترفته
در کتاب من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند از انتشارات کتاب کوچه، میشنویم که فضای این مراسم عزا، نه فقط به تلخی غم سوگ، که به تلخی ناشناختهی دیگری هم آغشته است. خانوادهی یاسر از بابت اتفاقات مرموز میان نگار و یاشار، برادر یاسر، که در گذشته رخ داده، از او کینه دارند و حالا عروسشان را مقصر مرگ پسر بزرگتر میدانند. گرچه این کینهتوزی آن هم در روزهایی که دیگر یاسر نیست تا قلب شکستهاش را تسکین دهد کمرشکن است، اما نگار در این بحبوحه فقط و فقط به یک چیز فکر میکند؛ در آن یک روز پیش از حادثه که یاسر بر اثر مشاجره با نگار از خانه بیرون زد و برنگشت، دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟
با دانلود کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند و شنیدن ادامهی این داستان، نام فرد مرموزی به نام «آقا سید» را میشنویم که یاسر قصد داشته به توصیهی پدرش او را ببیند و از او برای بهتر شدن زندگیاش دعایی بگیرد. آقا سید ساکن مرزنآباد بوده و یاسر درست در همان روز پیش از مرگش، راهی آنجا بوده تا آقا سید را ببیند. حالا که نگار به سختی ردی از این آقا سید پیدا کرده، او از پاسخ دادن به هر سوالی دربارهی مردِ جوانِ درگذشته خودداری میکند...
اگر به سراغ خرید کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند بروید، با رمانی آشنا میشوید که شما را با تمام اتفاقات تلخش همراه میکند و اشتیاق به شنیدن ادامهی ماجرا را لحظهبهلحظه برایتان بیشتر میکند. این رمان صوتی درست از جنس همان رمانهای پرکشش و پرهیجانی است که توان زمین گذاشتنشان را نخواهید داشت و احتمالاً تمام آن را در یک نشست، گوش خواهید داد. بازی پرفریب میان عشق و ترس و معما، همان چیزی است که این اثر را به کتابی شنیدنی تبدیل میکند.
کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای فارسی در ژانر گوتیک علاقه دارید.
- از طرفداران رمانهای ماورائی هستید.
- به دنبال داستانی با چاشنی ترس، عشق و معما میگردید.
در بخشی از کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند میشنویم
ترسیدم با گربه در خانه تنها بمانم. گفتم: «منم میآم مسجد. نماز دیشبم که قضا شد، لااقل نماز صبح رو به جماعت بخونم.»
آقا کرم با استغفراللهی به سمت در راه افتاد و ما به دنبالش. باران دیشب هوا را به شدت مطبوع کرده بود و زمین را ناهموار. فکر میکردم مسجد همین نزدیکیها باشد؛ اما خیال باطلی بود. مسجد در دو روستا آنطرفتر بود و من مجبور شدم با کولهای سنگین، بیش از نیم ساعت پیادهروی کنم. به محض رسیدن، بیتوجه به هردویشان، به سمت دستشویی دویدم. وقتی در آینه قیافهی پریشانم را دیدم شوکه شدم.
ابروهای پهن و صورت پرزدار و بدون آرایش، شبیه عکس دوران نوجوانی در مدرسه. بابا که رفت، بیتوجه به حرف اطرافیان، ابروهایم را تمیز کردم. خیلیها خیلی حرفها زدند؛ اما چون مطمئن بودم کسی جز مادر از من عزادارتر نیست، حرف کسی برایم اهمیت نداشت. اما در مرگ یاسر، چه چیزی مرا به آن وضع رسانده بود؟
نمازم که تمام شد، از مسجد بیرون آمدم. تا قبل از آن روز پیش نیامده بود تنها خانم حاضر در مسجد باشم و نمازم را به جماعت بخوانم. آقا کرم منتظرم ایستاده بود. من را که دید، گفت: «بورده شه ماشینه بیاره. صبر هکن ته دنبال بیه.»
به نظر میرسید محمد از دلش درآورده باشد. خداحافظی کرد و رفت. دلم میخواست همراه آقا کرم بروم، اما نه روی رفتن داشتم، نه ترس از گربه اجازه میداد.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی من چیزهایی میبینم که دیگران نمیبینند |
| نویسنده | فرشته میرزایی |
| راوی | سمانه شیخ |
| ناشر چاپی | انتشارات کتاب کوچه |
| ناشر صوتی | نوین کتاب گویا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۴ ساعت و ۲۶ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان گوتیک ایرانی، کتابهای صوتی داستان و رمان عاشقانه ایرانی |























