لویی فردینان سلین در کتاب قصر به قصر با روایتی تلخ و آشفته، یکی از تاریکترین دورههای زندگی خود را بازسازی میکند؛ روزهایی که پس از فرار از فرانسه در پایان جنگ جهانی دوم، همراه همسرش لیلی و گربهشان بِبِر به آلمان رفت. این رمان از خلال خاطرات، پرشهای ذهنی و تصاویر هولناک فروپاشی، یک جهان سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد و نمونهای شاخص از ادبیات قرن بیستم فرانسه است.
دربارهی کتاب قصر به قصر
کتاب قصر به قصر روایت لویی فردینان سلین از روزهای آشفتهای است که پس از پیشروی متفقین، فرانسه را ترک میکند و به آلمان میرود. او پس از عبور از چند نقطه در آلمان سرانجام به زیگمارینگن میرسد؛ شهری که دولت ویشی در واپسین ماههای جنگ با حمایت آلمان نازی در آن مستقر شده بود. از اینجا روایت به زندگی در میان گروهی از فرانسویهای تبعیدی میپردازد، جامعهای که در سایهی شکست آلمان و نزدیک شدن پایان جنگ آیندهای نامعلوم دارد.
در کتاب قصر به قصر، این وضعیت از نگاه لویی فردینان سلین و از لابهلای اتفاقها و آدمهایی روایت میشود که در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم در زیگمارینگن حضور دارند. فروپاشی نظم سیاسی، دشواریهای زندگی در تبعید و انتظار برای سرنوشت نامعلوم، فضای اصلی رمان را تشکیل میدهد. نویسنده در کنار بازگویی این تجربه، به زندگی روزمره و مناسبات میان آدمهایی میپردازد که در شرایط جنگی و دور از خانه گرفتار شدهاند. این کتاب هم روایتی از یک دوره تاریخی است و هم تصویری از تجربه آوارگی و شکست.

طنز سیاه لویی فردینان سلین در دل جنگ و فروپاشی
آنچه کتاب قصر به قصر را از یک خاطرهنگاری جنگی جدا میکند، طنز سیاه و گزندهی لویی فردینان سلین است. او حتی در موقعیتهایی که با مرگ و شکست روبهروست، از دیدن رفتارهای مضحک انسانها دست نمیکشد. تشریفات بیمعنا، رقابتهای سیاسی، شایعات، توهم پیروزی و تلاش آدمها برای حفظ ظاهری از نظم و اعتبار، در کنار واقعیت فروپاشیده جهان اطرافشان قرار میگیرد و تضادی هجوآمیز میسازد.
لویی فردینان سلین از این طنز برای سبک کردن فضای جنگ استفاده نمیکند؛ برعکس، خنده در روایت او اغلب با اضطراب و خشونت همراه است. همین ترکیب خنده و هراس، یکی از ویژگیهای مهم نگاه او به جهان است. در کتاب قصر به قصر نشر مرکز، حتی موقعیتهایی که در ظاهر مضحکاند، در پس زمینهی خود شکست، آوارگی و فروپاشی دارند و طنز را به ابزاری برای نشان دادن پوچی و آشفتگی دورانی که روایت میشود، تبدیل میکند.
سبک روایی متفاوت لویی فردینان سلین
نویسندهی کتاب قصر به قصر، به جای روایتی خطی و منظم از ساختاری سیال برای بازگویی وقایع استفاده میکند. لویی فردینان سلین میان زمان حال، خاطرات جنگ، زندگی در زیگمارینگن، تجربههای پزشکی، آدمهایی که دیده و شنیده و حتی موضوعات مربوط به آینده و بازگشت به فرانسه رفتوآمد میکند. گاهی یک تصویر یا یک جمله او را از یک مکان و زمان به مکان و زمانی دیگر میبرد. به همین دلیل، بیش از آنکه با یک داستان کلاسیک و مرحله به مرحله روبهرو باشیم، قرار است وارد جریان سیال ذهن راوی شویم.
یکی از عناصر مهم سبک این نویسندهی فرانسوی، نزدیک کردن زبان ادبی به گفتار محاوره است. جملههای کوتاه و شکسته، مکثها، تکرارها، نشانهگذاریهای فراوان و ضرباهنگ تند، حس شنیدن صدای مستقیم راوی را ایجاد میکند. لویی فردینان سلین در کتاب قصر به قصر از همین زبان برای ساختن فضایی عصبی و پرتنش استفاده میکند؛ گویی خاطرات نه با فاصله و آرامش، بلکه در لحظه و با تمام آشفتگی و شدت احساسیشان به ذهن بازمیگردند.
کتاب قصر به قصر و روایت سلین از سالهای تبعید
بخش مهمی از کتاب قصر به قصر ریشه در تجربه زندگی واقعی لویی فردینان سلین دارد. او و همسرش لیلی به همراه گربهشان واقعا فرانسه را ترک کردند و پس از گذر از بخشهایی از آلمان به زیگمارینگن رسیدند. سلین در آنجا در هتل لوون اقامت داشت و به عنوان پزشک به مداوای پناهندگان میپرداخت. با این حال این کتاب را نباید یک زندگینامه مستند یا گزارش دقیق تاریخی در نظر گرفت. لویی فردینان سلین تجربههای شخصی خود را وارد قلمرو داستاننویسی میکند و خاطره، اغراق، خیال، برداشت شخصی و ادبیات را با هم ترکیب میکند.
کتاب قصر به قصر جزو سهگانه تبعید (Exile trilogy) است؛ مجموعهای که دو رمان شمال و ریگودون ادامهی آن را تشکیل میدهند. این سه اثر تجربه آوارگی نویسنده در آلمان و مسیر او تا دانمارک را روایت میکنند. این اثر در میان کتابهای لویی فردینان سلین جایگاه ویژهای دارد، زیرا نویسنده در آن پس از سالها به طور مستقیم سراغ تجربه تبعید و شکست سیاسی جهان پیرامون خود میرود. این کتاب در سالهای پس از بازگشت به فرانسه، بار دیگر نام او را در مرکز بحثهای ادبی قرار داد.
نگاهی متفاوت به جهان لویی فردینان سلین
در نهایت کتاب قصر به قصر را میتوان روایتی چندلایه از شکست، تبعید و فروپاشی دانست؛ رمانی که تاریخ را از مسیر تجربه شخصی و نگاه نامتعارف یک نویسنده بازسازی میکند و در میان ویرانیهای جنگ، از زبان خاص خود برای روایت جهان استفاده میکند. اگر از خواندن کتابهای لویی فردینان سلین، مانند کتاب سفر به انتهای شب، لذت بردهاید، این کتاب شما را با بخش دیگری از جهان ادبی لویی فردینان سلین و شیوهی منحصربهفرد او در روایت تجربههای شخصیاش آشنا کند.
اگر به آثار تاثیرگذار و بحثبرانگیز ادبیات فرانسه علاقه دارید یا میخواهید یکی از رمانهای مهم ادبیات قرن بیستم فرانسه را بخوانید، خرید کتاب قصر به قصر با ترجمهی مهدی سحابی میتواند شما را به جهان روایی متفاوت لویی فردینان سلین ببرد؛ روایتی از جنگ، آوارگی و تبعید که با نثری خاص و نگاهی طنزآمیز و گزنده، تجربهای متفاوت از این نویسنده را پیش روی شما قرار میدهد. این اثر را نشر مرکز منتشر کرده است.

نکوداشتهای کتاب قصر به قصر
- کتاب قصر به قصر ثابت میکند که لویی فردینان سلین، این نویسندهی درگذشته، به شکلی هولناک، همچنان با زمانهی ما همخوانی دارد... سبک سلین از فریادها و فغانها، نالهها و ناسزاهایی تشکیل شده که همگی با حرارتی شدید بیان میشوند و با نقطههایی از یکدیگر جدا شدهاند؛ نقطههایی که مانند گلولههای مسلسل، حتی نظم آرامشبخش دستور زبان را نیز درو میکنند. (The Nation)
- قصر به قصر یک رویداد ادبی درجهیک است. (Newsweek)
- تجربههای سلین او را ملایمتر نکردهاند. او در کتاب قصر به قصر، مانند تمام رمانهایش، از همه متنفر است؛ بدون توجه به نژاد، عقیده یا رنگ پوست. اگر کسی بیش از دیگران مورد حمله قرار گرفته باشد، ناشران او هستند؛ همانهایی که به گفتهی او، لیموزینهایشان هر روز طویلتر میشود، در حالی که نویسندگان ژندهپوششان در پشت سر آنها، مانند مسافران درماندهای که کنار جاده منتظر خودرو هستند، آویزان ماندهاند... (The New York Times)
کتاب قصر به قصر برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات فرانسه و رمانهای مهم قرن بیستم علاقه دارید و میخواهید یکی از آثار مهم لویی فردینان سلین را بخوانید.
- از رمانهایی با موضوعات سیاست، جنگ جهانی دوم، تبعید و آوارگی استقبال میکنید.
- به آثاری علاقه دارید که تجربه شخصی نویسنده را با روایت ادبی و داستانی ترکیب میکند.
- کتاب سفر به انتهای شب را خواندهاید و میخواهید با اثر دیگری از لویی فردینان سلین و بخش متفاوتی از جهان ادبی او آشنا شوید.
در بخشی از کتاب قصر به قصر میخوانیم
این عادات بدى که دارم که هى بیراهه مىزنم... هى وسط راه ولتان مىکنم... حواسم کجاست؟... داشتم مىگفتم که برینون دلش نمىخواست در قضیه یارو مشنگه دخالتى بکند... گفت بهترست بروم سراغ رائومنیتز!... من هم خیلى دلم نمىخواست... امّا خب!... توى اتاقمان الآن حتما محشرىست... بهبه!... اول بروم پیش خانم میتر!... دنبال لیلى!... باید آپارتمان خانم میتر را هم براتان تعریف کنم... به تعریفش مىارزید!... مجموعهاى از مبلهاى گنده و کوچک، کنسول، میز گرد، ستونچههاى چوبى خراطى، مارپیچ، کندهکارى ظریف، نقشهاى گیاههاى دریایى و اژدها، چیزهاى رؤیایى براى مؤسسات حراجى، دیوانهکننده براى هر عتیقهفروش «کناره چپ»ى پاریس! آشغال هم نهها! همه درجه یک دوره «امپراتورى دوم»!... شیشه نگاره! آسمانه تختخواب! مبلهاى دونفره با زیرپایى «پوف»... کاناپه گردِ دور گل و گیاه آپارتمانى! وان حمام مسى حکاکى با نقوش شاخ و برگ برجسته... میز آرایش، آن هم با شاخ و برگ برجسته درشت، آن قدر جادار که مىشد زیرش بیست سرباز پیاده را قایم کرد... میزهایى، شاهکارِ مجسمهسازى!... اژدهاهاى خشمگین! الهه و پرى! همه چیز! پرنسهاى قصر در زمان خودشان همه خیابان «پرووانس»، خیابانهاى «لافایت» و «سنت اونوره» را تاراج کرده بودند... همچو چیزهایى را، شاید، هنوز در «کومپینیى» توى کاخ امپراتریس... در «گِرنسه» خانه ویکتور هوگو... یا در «اپینه» براى لادام او کاملیا بشود پیدا کرد... شاید؟ لیلى و خانم میتر محفل بازى در مىآرند... لیلى نشستن توى آن دکور «امپراتریس» را خیلى دوست داشت... همه زنها این جورىاند!... نمىتوانستم ازش خرده بگیرم... لوون، راهرومان، تخته پِهِنمان، به اضافه یارو مشنگه!... براى یک زن زیادى بود، حتى براى زن باهمتى مثل لیلى... از پنجرههاى خانم میتر همه زیگمارینگن را مىشد دید، همه بامهاى شهرک، جنگل... زندگى توى قصر را مىشود درک کرد... چشمانداز آن بالا تا دوردست... استغناى ارباب؟... زیبایى عظیمِ این وضعیت که جزو عوامالناس نباشى... ما که وسط وسط عوام بودیم... آن هم از بد بدتر!...
بله






























