کتاب صوتی قندیل: خاطرات بهار (عضو سابق سازمان پژاک)
برای دانلود قانونی کتاب صوتی قندیل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی قندیل: خاطرات بهار (عضو سابق سازمان پژاک)
وقتی حقیقت از دل خاطرات سر بر میآورد... کتاب صوتی قندیل اثر کیانوش گلزار راغب، داستان واقعی و تکاندهندهی زندگی دختر جوانی را روایت میکند که با رؤیای آزادی و عدالت، خانه را ترک میکند و به گروه پژاک میپیوندد اما نمیداند آنچه در کوههای قندیل انتظارش را میکشد، دنیایی است که با آرمانهایش بسیار فاصله دارد.
دربارهی کتاب صوتی قندیل
انسانهای بسیاری برای تحقق ایدئالهای ذهنی خود در مسیری قرار میگیرند که ممکن است خیلی زود ناامیدشان کند. کیانوش گلزار راغب در کتاب صوتی قندیل داستان یکی از همین افراد را برایمان بازگو میکند. بهار قهرمان این کتاب مستند، از شش سال حضور در میان نیروهای پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) میگوید؛ سالهایی سرشار از تجربههای هولناک و دگرگونکننده که زندگیاش را برای همیشه تغییر داد.
شما در این اثر شنیدنی از نشر صوتی سماوا با صدای معصومه عزیزمحمدی به زندگی مخفی یکی از سازمانهای سیاسی مسلح وارد میشوید و این فرصت نایاب را به دست میآورید تا زیر پوست سازمانهای ایدئولوژیک را بهتر ببینید.
خاطرات بهار؛ عضو سابق سازمان پژاک
کتاب قندیل نشر سوره مهر با نخستین روزهای آشنایی بهار با تبلیغات گروه پژاک برای جذب نیرو آغاز میشود. او با وجود مخالفتهای خانواده، مجذوب حرفهای سیروان شده است. جوانی که تلاش دارد او را با افکار سیاسی و ایدئولوژیهای این سازمان آشنا کند. دختر پس از عبور مخفیانه از مرز، به اردوگاههای کوهستانی قدم میگذارد. در آنجا به اجبار از سیروان جدا میشود و درمییابد که برقراری هرگونه ارتباط عاطفی ممنوع است.

بهار با زنی آشنا میشود که نوزادش را رها کرده تا به حزب حیات آزاد کردستان بپیوندد و این تنها یکی از شوکهایی است که مثل صاعقهای بر جانش مینشیند. او از فضایی میگوید که احساسات فردی، روابط خانوادگی و حتی انتخابهای شخصی زیر سایهی انضباط تشکیلاتی قرار میگیرد.
داستان واقعی مرگ یک باور
آنچه که کتاب قندیل کیانوش گلزار راغب را از سایر کتابهای خاطرات متمایز میکند، این است که نویسنده در این اثر تنها به روایت دشواری زندگی در یک گروه مسلح اکتفا نمیکند، بلکه تصویری دقیق از دگرگونی تدریجی باورهای انسانی را ترسیم میکند.
با کتاب صوتی قندیل به عمق کوههای سرمازده میروید و از جلسات سرشار از انتقاد و تحقیر، نظارتهای دائمی و تناقض میان شعارها و واقعیات میشنوید و جوانانی را میشناسید که در گرداب جنگ، خشونت و تبلیغات به دام افتادهاند. اینجاست که بهار به یک دوراهی میرسد؛ اینکه آیا باید به آرمانهای اولیهاش وفادار بماند یا زندگی شخصیاش را از چنگ سازمان درآورد؟ به این ترتیب با تصمیمی دشوار جان خود را به خطر میاندازد.
پس اگر دلتان میخواهد از زاویه دید یک عضو سابق گروه پژاک با زیرلایههای فکری و سیاسی یک تشکیلات مسلح آشنا شوید، خرید کتاب قندیل میتواند شما را به خواستهتان برساند و تجربهای عمیق و تأثیرگذاری را برایتان رقم بزند.
کتاب صوتی قندیل برای شما مناسب است اگر
- از شنیدن داستان واقعی، کتابهای خاطرات و روایت مستند لذت میبرید.
- دوست دارید به کمک یک کتاب مستند، با تجربیات زیستهی اعضای سازمانهای سیاسی مسلح آشنا شوید.
- شنیدن سرگذشتهای واقعی و روایتهای فرار و بقا برایتان جالب است.
- به شناخت شیوههای جذب نیرو و تأثیر ساختارهای ایدئولوژیک بر زندگی فردی علاقهمند هستید.
- شیفتهی کتابهای کیانوش گلزار راغب مثل کتاب شنام و کتاب سیطره هستید.
در بخشی از کتاب صوتی قندیل: خاطرات بهار (عضو سابق سازمان پژاک) میشنویم
پاییزْ دوره تمام شد ما شدیم گریلا و روز تقسیممان رسید و به صف شدیم. خانم لیلا نامه اعمال تکتکمان را دستمان داد و هر کس را بر اساس خلق و خو و توانایی و استعدادش بین واحدهای نظامی شامل تابور، بلوک، تاکیم و تیم تقسیم کرد. تازه فهمیدم کسانی که ساکت و مطیع و متملق بودهاند به بهترین مکانها و امثال من که زباندراز و باورمان شده بود حق انتقاد داریم و به بیعدالتی فرماندهها انتقاد کرده بودیم، به پرتترین جاها تقسیم کردند. افرادی هم که در طول دوره پشیمان شده بودند به کورترین نقاط فرستادند تا دستشان به جایی بند نباشد و فکر فرار از سرشان بیفتد. وقتی هوال لیلا راپورت وضعیتم را چسب زد و دستم داد، گفت: «هِوال بهار شما افتادین قرارگاه زنان؛ با راننده حرکت کن و برو اونجا خودتو معرفی کن». اعتراض کردم و گفتم: «هوال لیلا قرار بود من برم سوریه».
«این موضوع در صلاحیت من نیست، باید بری اونجا برات تصمیم بگیرن». اشکم درآمد ولی چارهای نداشتم جز اطاعت. همین که خواستم راه بیفتم، ژیان را دیدم که خوشحال بود. پرسیدم: «تو کجا افتادی؟» گفت: «همین جا ماندم. گفتن چون تو روحیه مادری داری و میدانی چهجوری با کودکان و نوجوانان ارتباط بگیری، همین جا بمون».
روبوسی کردیم و از هم جدا شدیم. پنج نفر بودیم. یکی دو ساعت با ماشین رفتیم و بقیه راه را هم پیاده. هرچه جلوتر میرفتیم توی دل کوهستان قندیل بیشتر از مرز ایران دور میشدیم و راه برگشت هم سختتر میشد و بیشتر دلم میگرفت. جایی را بلد نبودم جز محدوده شروانو و حالا باید کوهها و درهها را پیاده پشت سر گذاشته و به دل قندیل میرفتم تا خودم را به واحد زنان شاخه پژاک معرفی کنم. نامهای که همراهم بود پرونده اعمالم بود که تمام خصوصیات اخلاقی و پیشینه خانوادگی و نیت و منظورم را با توصیههای لازم در آن نوشته بودند تا فرمانده جدید بداند چگونه باهام رفتار کند. در مسیر که میرفتیم حق صحبت با روستاییان و افراد بومی و رهگذران را نداشتیم تا نکند نشانی ما را به خانوادهمان بدهند و بیایند دنبالمان.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی قندیل: خاطرات بهار (عضو سابق سازمان پژاک) |
| نویسنده | کیانوش گلزار راغب |
| راوی | معصومه عزیز محمدی |
| ناشر چاپی | انتشارات سوره مهر |
| ناشر صوتی | گروه فرهنگی سماوا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۵ ساعت و ۲۰ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان واقعی ایرانی، کتابهای صوتی داستان و رمان سیاسی ایرانی، کتابهای صوتی خاطرات |



























