معرفی و دانلود کتاب صوتی عطر فلفل: خود بوم نگارهای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان
برای دانلود قانونی کتاب صوتی عطر فلفل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی عطر فلفل: خود بوم نگارهای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان
محمدعلی جعفری در کتاب صوتی عطر فلفل، داستان سفر به دهان شیر و پیدا کردن آرامشی غیرمنتظره در آن را روایت میکند! این کتاب که شامل سفرنامهی نویسنده به ایالت بلوچستانِ کشور پاکستان است، تصویری تازه را از این همسایهی شرقی به نمایش میگذارد که در نوع خود جالب و شنیدنی است.
دربارهی کتاب صوتی عطر فلفل
ازآنجاکه همیشه وصفالعیش، نصفالعیش به حساب میآید، شنیدن یک سفرنامهی جذاب نیز میتواند لذتی معادل نصف لذت رفتن به سفر را داشته باشد. اما سفرنامهای که امروز از آن حرف میزنیم، لذت را در دنیایی فراتر از گشتوگذار جستجو میکند؛ محمدعلی جعفری در کتاب صوتی عطر فلفل داستان سفرش به پاکستان را روایت کرده تا دری به دنیای ناشناختهی مردمانی بگشاید که در عین تفاوت، شباهتهای بسیاری به ما ایرانیان دارند...
شاید با خود فکر کنید که چرا کسی باید شهری مانند «کویته» را بهعنوان مقصد سفر انتخاب کند. با اندکی جستجو در اینترنت و خواندن اخبار پرتکرار انفجارها و حملات تروریستی، فهمیدن این واقعیت که کویته به دهان شیر شباهت دارد سخت نخواهد بود. اما برای محمدعلی جعفری بهعنوان یک مستندنگار، سفر به چنین جایی بهمثابهی فرصتی برای شکار روایتهای بکر محسوب میشد. اینچنین شد که از دل یک تصمیم پرخطر، کتاب صوتی عطر فلفل انتشارات سوره مهر متولد شد.
شاید سفر به شهری مثل کویته برای خیلیها دیوانگی محض باشد، اما اگر بدانید نویسندهی کتاب صوتی عطر فلفل نشر صوتی سماوا در چه شرایطی تصمیم به سفر گرفت احتمالاً غافلگیر خواهید شد. محمدعلی جعفری در حالی چمدانبهدست در فرودگاه نشسته بود که کمی پیش اسماعیل هنیه را در تهران ترور کرده بودند و حکومت وعدهی انتقام سختی را میداد. در میان این آشوب، جعفری تنها آرزو داشت تا پیش از نشستن هواپیمایش در پاکستان موشکی از خاک ایران به سمت اسرائیل شلیک نشود...

سفر به دهان شیر در کتاب عطر فلفل
در کتاب صوتی عطر فلفل میشنویم که با ورود به پاکستان همه چیز رنگوبوی دیگری میگیرد. ازآنجاکه نیروهای امنیتی که مردم محلی نامشان را «فضولباشی» گذاشتهاند سایهبهسایهی همه، بهخصوص خارجیها در حرکتند، محمدعلی جعفری باید با پوشیدن لباس محلی مردم پاکستان از چشم آنها مخفی بماند. پوشیدن شلواری به عرض دو متر کار هر کسی نیست؛ باید یاد بگیرید که حسابی کمرش را پیلی بدهید و با بند آن را ببندید تا در نهایت به حس خنکی و آزادی یک تنپوش متفاوت برسید.
با دانلود کتاب صوتی عطر فلفل و شنیدن ادامهی این روایت، به جایی سفر میکنیم که قاچاقبری نه تنها کاری مخل نظم و امنیت نیست، بلکه شریان اصلی حیات به حساب میآید. قاچاقچیان نیز با همسایگی و همسفرگی با بقیهی مردم، تصویر تبهکاران خطرناک را به چالش میکشند. اینجا با اینکه شیعه بودن به دلیلی محکم برای به قتل رسیدن توسط گروههایی مانند «سپاه صحابه» بدل خواهد شد، اما مردم بیترس از جانشان بر سقف داغ و تفتیدهی اتوبوسهای بنز قدیمی مینشینند تا راهی زیارت حسینیهها شوند.
خرید کتاب صوتی عطر فلفل به مجالی تبدیل میشود که بتوانید در سرزمین بیابانهای داغ و مردمان مهربانی که سالها زندگی در مجاورت خطر را پذیرفتهاند، چرخی بزنید و تصویری متفاوت از پاکستان را نظارهگر باشید. این کتاب با بیان صمیمی پیمان قریب پناه، ساعاتی شما را به دنیایی دیگر میبرد که در آن عطر فلفل از همهجا به مشام میرسد...
کتاب صوتی عطر فلفل برای شما مناسب است اگر
- به تجربههای تازه و متفاوت علاقه دارید.
- میخواهید از پاکستان و مردمش بیشتر بدانید.
- طرفدار سفرنامههای خاص و پرخطر هستید.
در بخشی از کتاب صوتی عطر فلفل: خود بوم نگارهای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان میشنویم
«پاکستان؟!» نه یکی دو نفر، اولین واکنش همه همین شکلی است. بعد هم دست بالا میاندازند: «جا قحطه؟!» تصور همه از پاکستان فقط ترور است و انتحاری و قاچاق و دیگر هیچ. نمیدانم چرا نطفهی سفرهایم را انگار با آشفتگی بریدهاند. خلص نیست، همیشه نبض و نگرانی دارد. دمدمای حرکت خبر قتلعام مردم مظلوم پاراچنار پیچید. هرکس باخبر میشد میگفت: «حتمی داری میری پاراچنار.» جوهر این خبر خشک نشده بود که اسماعیل هنیه در قلب تهران ترور شد. مردم منتظر انتقام سخت، هر شب تا صبح پلک روی هم نمیگذاشتند که آسمان ایران کلیر شود و بسمالله. یزد به زاهدان پرواز مستقیم ندارد. معطلی در فرودگاه مهرآباد بلیت دو مسیره است؛ 10 شب تا 5 صبح. سر میگذارم روی موکتهای سفت نمازخانه.
گوشی از دستم نمیافتد. حس پسر نوجوان فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» را دارم که سر نماز دعا میکرد: «خدایا ازت خواهش میکنم عراقیا و صدام یزید عزیز هر شب بیان. وضعیت قرمز بشه. من برم تو پناهگاه، دختر همسایهمون رو ببینم.» خداخدا میکنم سردار حاجیزاده امشب رو بیخیال شود و آسمان را کلیر نکند. بگذارد پایم به زاهدان برسد، بعد هرچه خواست موشک بزند به قلب تلاویو. به سفارش آقای سیاسر مدیر حوزه هنری زاهدان، یک روز زودتر سفرم را شروع میکنم. میگوید: «قیافت داد میزنه غیربومی هستی.»
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی عطر فلفل: خود بوم نگارهای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان |
| نویسنده | محمدعلی جعفری |
| راوی | پیمان قریب پناه |
| ناشر چاپی | انتشارات سوره مهر |
| ناشر صوتی | گروه فرهنگی سماوا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۳ ساعت و ۱۷ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی سفرنامه، کتابهای صوتی خاطرات |
























