معرفی و دانلود کتاب صوتی بیکتابی
برای دانلود قانونی کتاب صوتی بیکتابی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی بیکتابی
رمانی مخصوص آنتیکبازها! کتاب صوتی بیکتابی اثر تحسینشدهی محمدرضا شرفی خبوشان، داستانی با حالوهوای تهران قاجار است، ماجرایی عجیب در بستر وقایع مشروطه که با صدای محمد شعبان پور برای شما روایت میشود. میرزا یعقوب آنتیکفروش فقط یک علاقه دارد: پیدا کردن کتابهای نایاب. او برای این علاقه تا قلهی دماوند هم میرود، حتی اگر خود را به دست وقایع غیرمنتظره بیندازد. کتابی که میشنوید از برندگان جایزه ادبی جلال آل احمد است.
دربارهی کتاب صوتی بیکتابی
هر آدمی علایق و سلایق خاص خود را دارد؛ یکی عاشق جمع کردن تمبر و کلکسیون سکههای قدیمی است؛ یکی هم مثل میرزا یعقوب فقط کتابهای کهنه و خاکگرفته را جمع میکند. البته شخصیت محوری کتاب صوتی بیکتابی شخصاً علاقهای به خواندن کتاب ندارد؛ او شیفتهی چاپ سنگی و خطوط دستنویس نایاب است. محمدرضا شرفی خبوشان در دل رمان تاریخی و روایت متفاوت خود به فساد ساختاری و انحطاط اخلاقی انسان نیش میزند. روایت خاص این داستان را با صدای محمد شعبان پور میشنوید.
شاید قصهی آدمهای گنجدزد و عتیقهدزد را شنیده باشید، اما ماجرای آدم کتابدزد؟ گمان نمیکنیم. البته از نظر میرزا یعقوب کتابها حتی از نایابترین گنجها نیز باارزشترند، مخصوصاً اگر چند جلدی بیشتر از آنها باقی نمانده باشد. حرص و علاقهی بیش از اندازهی میرزا به داشتن کتابهای نفیس، عاقبت او را به دام مکافات میاندازد. در این بین ماجراهای زیادی هست که باید در کتاب صوتی بیکتابی محمدرضا شرفی خبوشان شنید.

میرزا یعقوب، دلال عتیقه است. همه او را به نام میرزا یعقوب آنتیکباز میشناسند. تخصص اصلیاش نسخههای خطی و نایاب است و حجرهی خاصفروشی او در بازار سقطفروشان همتا ندارد. اگر به دنبال یک عالِم واقعی در باب خط، نگار و اجزای صنعت کتاب بگردید او همان میرزا یعقوب است.
ادعای میرزا در تشخیص دادن کتاب بدل از اصلی آن هم در یک نگاه، بیراه نیست. در خصوص رنگها و شیوههای تذهیب و تجلید هم باید گفت که میرزا یعقوب حکم یک پزشک حاذق را دارد. با این حساب باید دانلود کتاب صوتی بیکتابی را بیش از همه به عاشقان فضاسازیهای قدیم و نوستالژیک پیشنهاد کرد.
نقد کتاب بیکتابی، روایت میراثخوارانِ قاجار
داستان محمدرضا شرفی خبوشان بر یک شخصیتپردازی خاص و منحصربهفرد استوار شده است، از آن شخصیتهای آشنا که شاید بتوان هنوز هم شبیهش را در ردیف کتابفروشیهای انقلاب پیدا کرد. با این حال کاراکتر میرزا یعقوب آنچنان دمدستی نیست که همه یکی دو نمونه از آن را سراغ داشته باشیم. نویسنده تار و پود قهرمان داستان خود را به عناصر تهران قدیم آغشته کرده است.
در دورنمای این روایت ماجرایی، حالوهوای سالهای آشوبزدهی مشروطه به خوبی به چشم میخورد؛ همان فضایی که خود نویسنده از آن به عنوان حمام آشفته یاد میکند. برای همین نیز باید کتاب صوتی بیکتابی انتشارات سماوا را به همان اندازه که تاریخی است، اجتماعی و انتقادی نیز دانست.
خیانت و عتیقه در کتاب بیکتابی
مشتریان ثابت میرزا یعقوب آنتیکخر چه کسانی هستند؟ اگر چه کموبیش افرادی پیدا میشوند که همچون میرزا حاضر به پرداخت مبالغ کلان برای نسخهای از یک کتاب چاپ سنگی باشند، با این حال میرزا یعقوب درآمد اصلی خود را مدیون رابطهی صمیمیاش با سفارتخانهها و نمایندگان کشورهای خارجی است. از همین نقطه میتوان ورود مضمون نقادانه به خطوط روایی داستان را احساس کرد.
میرزا یعقوب نمایندهای از همان سطحینگری و تجملپرستی است که شاهان قاجار به آن دچارند. در ادامه، همراه با جناب آنتیکباز راهی مأموریتی دزدانه به یک خانه خواهیم شد؛ گفته میشد نسخهی «جاینامه ماردوش» را باید در آنجا پیدا کرد؛ تنها سندی که محل حبس ضحاک در دماوند را آشکار میکند.
با این حال تصویری که قرار است میرزا یعقوب به محض ورود به خانه با آن روبهرو شود به مراتب ترسناکتر از حد تصور است. برای پیوستن به وقایع جنونآسای بعدی داستان خرید کتاب صوتی بیکتابی را پیشنهاد میکنیم.
این کتاب با تلاش نشر صوتی سماوا و همکاری انتشارات شهرستان ادب به دست شما میرسد. دعوت میکنیم به همراه روایت شیرین محمد شعبان پور به سالهای گیرودار بمباران مجلس قدم بگذارید.
جوایز و افتخارات کتاب بیکتابی
- برنده سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال
- جایزه ادبی جلال آل احمد
کتاب بیکتابی برای شما مناسب است اگر
- از فضاسازی معمایی و وهمآلود در دل ماجرایی تاریخی، با حس و حال تهران قدیم لذت میبرید.
- از دوستداران اسطورهشناسی و نمادپردازی در بستر روایتهای داستانی هستید.
- خود را از طرفداران رمانهای ایرانی با پیرنگ نقدهای اجتماعی و اخلاقی میدانید.
در بخشی از کتاب صوتی بیکتابی میشنویم
آدمم داخل یکی از خانههای کوچه سراجالملک اتاق داشت. از آن جا بود که بالای بام رفتیم. روز نمیشد به خانه ذکیه رفت. قزاقها و سربازهای سیلاخوری، پیاده و سواره، همهجا جولان میدادند. یک نفر بچه هم میدانست آن روزی که شاه با کالسکه شش اسبه و لیاخوف و شاپشالش از در الماس بیرون رفت و در باغ شاه اتراق کرد، خیال بدی برای مجلس دارد.
با گوشهای خودم صدای ارادههای توپ را شنیدم. بیبهانه میگرفتند و قبا و لباده آدم را مشروطهخور میکردند. کسی جرأت نداشت شب توی کوچه و خیابان برود. آنها که تفنگ داشتند بُرده بودند پستو یا کرده بودند زیر خاک. شهر دست قزاقها بود و سر گذرها قراول گذاشته بودند. هرچه بود برای ما فرصتی ساخته بود خدا. اگر اینطور نبود دل پیدا نمیکردم از روی بام خانه مردم راه بروم. این اوضاع برای کسی که میخواهد برود خانه بیصاحبی را بگردد و چیزی را که نشان کرده بردارد و ببرد، البته مناسب است.
شب بیست و سوم جمادیالاولی ماه نصفه بود و سیاهی غلبه داشت. دو ساعت از نیمهشب گذشته، از دنبال آدمم رفتم بالای بام و خودمان را رساندیم به تخت بربریها. کفشم را از پا کندم و زیر بغل زدم و کف پاهایم را گذاشتم روی کاهگلهایی که از باد شب حرارتشان کم شده بود. خمخم راه میرفتیم و مراقب بودیم قزاقهایی که در کوچهها و خیابانها و گذرها راه میروند ما را نبینند. هر جا روی بامها آدم میدیدیم راهمان را عوض میکردیم. از کنار و گوشه جرزها و دیوارها سینه به کاهگل میمالیدیم و جلو میرفتیم و گاهی مدتی بیحرکت مینشستیم و منتظر میشدیم تا دوباره شرایط رفتنمان مهیا شود.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی بیکتابی |
| نویسنده | محمدرضا شرفی خبوشان |
| راوی | محمد شعبان پور |
| ناشر چاپی | انتشارات شهرستان ادب |
| ناشر صوتی | گروه فرهنگی سماوا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۱۰ ساعت و ۷ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان تاریخی ایرانی، کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی |

























